امیر و زن بیوه

0 بازدید
0%

سلام من امیر ۲۸ سال دارم من چند تا سکس قبل از این داستانی که میگم داشتم ولی زیاد تعریفی نداشتن و اینکه پشیمونم از اون سکسا بنابه دلایلی بماند بیام سر اصل مطلب داستان برمیگرده به ۴ سال پیش که من دانشجو بودم و داداشم فست فود داره و یه شریک داشت به اسم جعفر من موقعهایی که کلاس نداشتم میرفتم اونجا کار میکردم این جعفرم قبل وارد شدن تو کار فست فود گچ کار بود بعدا با یکم سرمایه جمع کردن اومد تو کار فست فود من اون موقع ها یه تبلت داشتم و این جعفر هم چون روستایی بود زیاد آدم بروزی نبود ولی خیلی چشم خراب بود تو گوشیم سوپر و عکس سکسی داشتم همیشه مینشست و اینارو نگاه میکرد عکسای دوس دخترامو و میگفت خیلی زرنگی چجوری مخ اینارو میزنی و این حرفا یه روز نشسته بودیم و بعد از ظهر بود مشتریم نبود طبق روا همیشه جعفرم تو نخ فیلما و عکسا برگشت بمن گفت امیر من یه شاگرد داشتم موقعی که گچ کار بودم زن خوشگلی داشت ولی هفت ماهه که مرده بیچاره تو کار ساختمونی از طبقه ۳ افتاده بود مرده بود شمارش الان دس زنشه میتونی مخشو بزنی من شمارشو گرفتم وقتی دانشگاه بودم زنگ زدم گوشی فلانی گفت اشتباهه منم معذرت خواهی خواستم قطع کردم بعدش اس دادم چه دای قشنگ دارین و این حرفا پرسیدم متاهلی یا مجرد گفت من اونی که فکرشو بخوای نیستم خودتو با من بدبخت نکن و این حرفا خداحافظی کرد منم اس اخرو دادم ناامید که اگه هر وقت دلت همصحبت خواست من درخدمتم بعد سه روز دیدم بله خانم زنگ زد گفت مزاحم نیستم و این حرفا دیدم دیگه وقتشه یکم درد و دل و این حرفا از خودش و شوهرش که مرده هفت ماهه دیگه من شدم رفیق تنهایی ها و درد و دلاش دیگه وابسته هم شده بودیم قرار ملاقات گذاشتم گفت مغازه زنانه داره ادرسشو داد وقت ظهر بود گفت با خواهرم داریم میریم خونه اونا منم رفتم دیدنش پیداشون کردم ولی نمیدونستم کدومشونه دیدم یکیشون نگاه میکنه میخنده اینقدر خوشگل و خوش اندام بود گفتم حیفه این باشه اخه خیلی جیگر بود منم زیاد تعریفی نداشتم برگشتم زنگ زدم دیدم بله اشتباه گرفتم اون یکی بوده نگو خانم به خواهرش گفته یکم دعوا و قهر بعدا دوباره اشتی درسته از خواهرش زشت بود ولی بازم خوب بود دیگه تو گوشی کم کم حرفامون بوی سکس میداد خیلی حشری بود میگفت شوهرش یبار قبلم موقع کار از ساختمون افتاده بود و صدمه دیده بود و یه سال بود سکس نداشتن تو گوشی موقعی که سکسی صحبت میکردم میدیدم یکم سرد شده گفتم چی شده گفت حرامه اینجوری حرف زدنامون منم گفتم اگه راضی باشی صیغه بشیم گفت چجوری گفتم خودمون بین خودمون بخونیم شرعا حلاله ولی قانونا نه گفتم مهمه شرع نه قانون رفتم روش صیغه کردنو پیدا کردمو بعد صیغه شدیم برا یک سال بعد راضیش کردم حضوری سکس داشته باشیم از خداشم بود قبول کرد خودم ماشین نداشتم رفتم از داماد خواهرم ماشینشو گرفتم رفتم کاندوم تاخیری ادامس و اب معدنی و کیک خریدم رفتم دنبالش تو کوچه سوار شد نشست کف ماشین گفت میترسه بشناسن رفتم بیرون شهر جا هم نداشتم از انجایی که منطقه کوهستانی هستیم از جاده خارج شدم رفتم یه کیلومتر دورتر بالای تپه ای نگه داشتم که همه جا تو دیدم باشه تا از دور اومدن ببینم خاموش کردم اینم بلند شد نشست صندلی برگشتم نگاش کردم دیدم میخنده گفتم دیووونه ای بخدا از بین صندلیا گرفتمش کشیدم جلو لبامو گذاشتم رو لباش اونم با ولع شروع کرد بخوردن یهو دیدم رفتم صندلی عقب بغل هم بودیم چادرشو از سرش برداشتم گذاشتم صندلی جلو دیدم سینه هاش خیلی بزرگن سایز ۹۰ میشدن از اون ممه قدیمیا بود روسریشو باز کردم شروع کردم به خوردن گردنش دیدم چشاش یجوری شد ترسیدم گفتم چیزی شده گفت نه ادامه بده منم ادامه دادم دکمه های مانتو رو باز کردم دیدم فقط سوتین زیرشه اخه تابستون بود و برای راحتیمون تنش بود سوتین رو دادم بالا سینه های نرم و گنده ای داشت سفید سفید یکمم مایل به زرد بود پوستش ولی نوک سینه هاش صورتی بود بعد گفت دیره بفمن برام بد میشه زود تموم کن شلوارشو در آورد منم شلوار خودمو بعد کاندومو رو انداختم رو کیرم رفتم جلو کوسشو بخورم نذاشت بخورم گف تمییز نیست کوس نگو هلو بگو برخلاف قیافش اندام خوبی داشت یه کوس کوچولو صورتی کوس که چه عرض کنم حاضرم بود فقط بخورمش نکنم و لی اجازه نداد بخورمش گفت بکن کیرمو گذاشتم دم کوسش منم ناشیانه عمل کردم چون فکر میکردم شوهر داشته یهو چپوندم تو کوسش دیدم خورد به یه جایی یه دو سانتی نرفت تو از کیرم بگم با اینکه قدم کوتاهه ولی کیرم ۲۰ سانت کلفت بچه ها همیشه میخندن میگن خدا از قدت گرفته داده به کیرت بماند بی راهه نرم وقتی سرمو بلند کردم دیدم از چشاش اب میاد قرمز شده زود کشیدم بیرون گفتم معذرت میخوام دیدم بذور گفت ایرادی نداره امیر تورو خدا بکن فقط جرم بده کاریت نباشه منم بیخیال شدم دوباره کردم تو کوسش ولی یکم ارومتر و فشار کم شروع کردم تلمبه زدن از اون ورم لباشو سینه هاشو میخوردم بعد گفتم میتونم از کونت بکنم گفت باش از کوسش کشیدم کردم تو کونش ولی وقتی سرشو گذاشتم فشار دادم کاندوم پاره شد کاندوم رو کندم انداختم بیرون یکم خواستم خیس بشه مالوندم به کوسش و یکم دوباره از کوسش کردم بدون کاندوم خیلی قشنگ بود دیدم یهو بغلم کرد فشار داد رو خودش لرزید دیدم ارضا شد منم چون استرس داشتم اینور اونورو نگاه میکردم خبری از ابم نبود گفتم میخوام از کون بکنم اروم سرشو فشار دادم بزور رفت تو گفت درد داری گفت بیخیال تو کارتو بکن اروم اروم فشار دادم تا ته رفت تو کونش نگهش داشتم یکم کشدم بیرون دوباره ادامه دادم به تلمبه زدن یه ۵ دقیقه تلمبه زدم دیگه داشت صداش در میومد تو رو خدا تموم کن دیرم شد الان میفهمن منم تند تند کردم اطراف رو بیخیال شدم دیدم داره ابم میاد گفتم چیکارش کنم گفت بریز تو کونم ریختم اونجا کشیدم بیرون دیدم کیرم یکم گهی شده با اب معدنی شستم تو ماشین دستمال بود دادم خودشو تمییز کرد دوباره خواستم بغلش کنم یکم لب بگیرم دیدم داره از بالا ماشین میاد زود سوار شدم برگشتم بردم گذاشتمش و بعد اون یبار دیگم رابطه داشتیم وقت شد مینویسم فعلا بای همگی نوشته

Date: February 23, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.