اولیــن شـَـبِ آرامــِــش

0 بازدید
0%

سلام دوستان خاطره ای که ارسال میکنم مربوط میشه به سالِ گذشته که بین من و همسرم در شبِ ازدواج اتفاق افتاده یک سکسِ کاملا شرعی لازم به ذکر است که تمامی اسامی مستعار بوده توی داستانم به جزئیات زیاد پرداخته شده و سعی کردم یه فضای کامل بسازم امیدوارم از خوندندش لذت ببرید و ممنون که وقتتون رو صرف میکنید امروز وقتش بود روزی که مدت ها منتظرش بودم روزی که اون هم بی صبرانه برای رسیدنش لحظه شماری می کرد دستگیره در اتاق رو باز کردم و وارد شدم چشمم به وسایل لوکس و شیکِ اتاق خواب افتاد یه تختِ چوبی تیره با رو تختیِ شیکِ مشکی یه میز لوازم آرایش همراه با 2 تا پا تختی ست یه فرش گرد وسط اتاق پهن شده بود مشکلی با ریشه های بلند همه ی اتاق ست مشکی بود یه جورایی فضای اتاق رو تاریک کرده بود خیلی دوست داشتم کفِ اتاق سرامیک کاری شده بود و تنها جایی که سرامیک به چشم نمی خورد نقطه وسط اتاق بود که فرش گرد و ریشه بلند فانتزی پهن شده بود پاهامو روی سرامیک های سرد گذاشتم و به سمت آباژور رفتم روشنش کردم نورِ صورتی رنگی فضای اتاق رو پر کرد مات شدم چه فضای رمانتیکی صدای نفس های نا مرتبی رو پشت گردنم حس کردم موهای گردنم سیخ شد نه از ترس از یه حسِ خوش از حس مستی از حس نیاز شهوت خواستن و شاید کمی عشق که توی شهوت گم می شد برگشتم و با فرهـاد رو در رو شدم چشمای تب دارش رو بهم دوخته بود زمزمه وار گفت امشب امشب دیگه نمیتونی از دستم فرار کنی دیگه مالِ خودم میشی امشب هر دو آزادیم به دنبال این حرف دستاش رو برد سمتِ دکمه های لباسش میدونستم چی میخواد منم میخواستم سرشار از حس شهوت سرشار از نیاز امروز شبِ ازدواج ما بود و امشب من میتونستم با خیال راحت باهاش باشم میتونستم زن باشم میتونستم برای اولین بار احساسِ زن بودن بکنم کراوات و کتش رو از تنش در اورد و خیره به من نگاه کرد دستاش بالا اومد و دو طرف کمرم رو گرفت مسخ شده بودم نمی دونستم چیکار کنم دستاش رو کمرم حرکت کرد و به سمتِ زیپِ لباسم رفت پیرهن بلند سفید عروسی با یه حرکت خشن زیپ رو پایین کشید و لباس از تنم پایین افتاد نفس حبس شده ام رو آزاد کردم دستام رو بردم طرف بالا تنه برهنه اش ناخن های بلندم رو روی سینه اش کشیدم هرم نفس های داغش رو روی صورتم خالی کرد فاصله اش رو باهام کم کرد قفسه سینه ام به سینه اش برخورد کرد و برجستگی سینه هام به بدنش کشیده شد با یه حرکت دستاش رو محکم دورِ صورتم قاب کرد و لب هاش رو روی لب هام چسبوند شروع شده بود شروع کرده بود و من هم ادامه می دادم لب هام رو روی لب هاش حرکت میدادم و باهاش بازی میکردم لب هام رو توی دهنش کشید و گاز خفیفی گرفت لب پایینش رو تو دهنم گرفتم و شروع به مکیدن کردم لب هام رو توی دهنش میکرد و باهام لب بازی میکرد زبونم و توی دهنش کردم و متقابلا زبونش رو توی دهنم کرد سبک بوسه ی فرانسوی همین طور که لب های هم رو میخوردیم به سمت تخت خواب حرکت میکردیم صدای آه و اوه من بلند شده بود ناخنام رو روی سینه اش می کشیدم و نفس نفس میزدم با یه حرکت منو هل داد افتادم روی تخت خواب و اون هم روی من افتاد نفسم بند اومد خیلی خشن شده بود لب هاش رو روی لب هام فشار داد که باعث شد سرم بره توی بالش دستام رو توی موهاش کردم می بوسیدمش و پیچ و تاب میخوردم لذت زیادی بود سرم به سمت بالا حرکت کرد و صدام بلند شد آآآآآآآآآآه اوفـــــــــــــف فــرهـــــــــاد حالش خیلی خراب بود ناله ای کرد و لب هاش رو از لب هام جدا کرد و توی گودی گردنم فرو برد گردنم رو می مکید و من سرم رو توی موهای مشکی و لختش فرو کرده بودم و آه و اوه میکردم پاهای برهنه ام رو دور پاهاش پیچیدم که باعث شد کیر راست شده اش از پشت شلوارش که هنوز درش نیورده بود به کسم برخورد کنه کشـــدار و حشری گفتم مـــن کیــــــــر میخواممممممم کیـــــــــر به بوسیدنش ادامه داد لب هاش روی بدنم به سمت پایین حرکت می کرد و همه جام رو می بوسید و می مکید صدای ملچ ملوچ و بوسیدنش توی سرم پیچیده بود به سینه هام رسید امونش ندادم و قبل از اینکه لباس زیرم رو از تنم در بیاره از زیر بدنش در اومدم مشتش رو روی بالش کوبید و گفت فــرار نکـــن مجبورم نکن به زور دستام رو به سمت زیپ شلوارش بردم که باعث شد نگاه تبدار و برنده اش رو به دستام بدوزه آروم و آهسته می کشیدمش پایین طاقت نیورد و با یه حرکت زیپش رو تا ته کشید و شلوارش رو از پاش در اورد یه شرت مشکی پاش بود که کیر راست شده اش از زیر اون کاملا مشخص بود لب هام رو گاز گرفتم و دستمو روی کیرش کشیدم از روی شرت هم اندازه اش رو تشخیص میدادم نسبتا بزرگ بود اما نه خیلی شونه هام رو فشار داد و منو روی تخت خوابوند تقلا میکردم بلند بشم خودش هم افتاد روم بدنم تاب نداشت هر چه که بود اون یه مرد بود و من از اون نحیف تر بودم لباس زیرم رو باز کرد و از تنم در اورد نگاه خیره اش به سینه های متناسب و برجسته ام افتاد یک دفعه خم شد و با ولع شروع به خوردن کرد نوک سینه هام رو توی دهنش میکرد و میک میزد و بعد بیرون می اورد یه گاز خفیف از نوک سینه ام گرفت که باعث شد جیغم در بیاد آه و اوه میکردم جیغ میزدم پیچ و تاب میخوردم ولی دست بردار نبود صدام بلند شد اوففففففف عزیززززززززززم زود باششششش جرم بدههههه ناله کرد جرت میدم میکنمت امشب پاره ات میکنم نیاز تو مال خودمی امشب میگائمت و به دنبال این حرف از سینه هام پایین تر رفت و پاهام رو محکم از هم باز کرد یه شرت بندی پوشیده بودم که خط کسم توش مشخص بود پاهام رو به دو طرف فشار میداد و با هوس به شرتم نگاه میکرد صدای ترق توروق رونم بلند شد خیلی دردم گرفت یه دفعه با یه حرکت شرت بندیمو جر داد که باعث شد 2 تیکه بشه کس خیس و بدون موم مشخص شد گفت چــه کردی دختـــر دیوونــه ام کردی خم شد رو کسم و شروع به خوردن کرد سرم رو به طرفین تکون میدادم لذت شدیدی سر تا پام پیچیده شده بود نوک زبونش رو میکرد توی کس آکبندم و روی خط کسم می کشید لب های کسم رو می مکید و گاز می گرفت یه دفعه زبونش رو فشار داد توی کسم جیغ کشیدم و دستام رو بردم سمت موهاش و سرش و به کسم فشار دادم احساس کردم دارم ارضا میشم خیلی خوب میخورد برای منی که تا به حال تجربه سکس نداشتم طبیعی بود که این موقع ارضا بشم آبم داشت می اومد قدرت نداشتم حرف بزنم موهاش رو کشیدم هنوز مشغول به خوردن بود آبم اومد و خالی شد به نفس نفس افتاده بودم بی حال و مست روی تخت ولو شده بودم و حواسم نبود داره چیکار میکنه یه دفعه اومد بالا و سرش رو مقابل صورتم گرفت یه لب جانانه ازم گرفت لباش خیس بود دستش رو توی موهام فشار داد و گفت تموم دنیا رو به پات میریزم نمی فهمیدم چی میگه سرم رو توی گردنش فرو برده بودم و نفس نفس می زدم موهام رو نوازش میکرد تازه یادم اومد که ارضا نشده با بی حالی بلند شدم و به سمت پاهاش حرکت کردم دستم رو لای پاش فرو بردم و کیرش رو گرفتم خم شدم و کردم توی دهنم صداش بلند شد سر کیرش رو وسط لبام قرار دادم و آروم مکیدم داخل توی ساک زدن استاد بودم آروم کیرشو تا ته کردم توی حلقم و آوردم بیرون کیرش رو فشار میداد توی دهنم خیلی بزرگ بود می کردم داخل و درش می اوردم بعد از چند بار که این کارو کردم زبونم رو از زیر کیرش تا روی بیضه هاش کشیدم بیضه هاش رو هم کردم توی دهنم میخواستم بازم ساک بزنم که با آه گفت آبم داره میاد آههههههههه سرم رو کشیدم کنار ولی نگهم داشت کیرش رو کشید وسط سینه هام احساس کردم داغ شدم آبش رو وسط سینه هام خالی کرده بود بی حال افتاد روم شکمش به شکمم اصابت کرد لب هام رو بردم سمت لباش و گوشه لبش رو طولانی و کش دار بوسیدم بعد از چند لحظه که حال هر دومون بهتر شد منو خوابوند رو تخت و خودش آهسته خوابید روم کیرش رو هم گذاشت وسط پام وحشت کردم خیلی درد داشت واسه منی که تا به حال باکره بودم چشمام گشاد شده بود انگشتش رو گذاشت رو لبم و گفت هیـــــــس اصلا نترس اذیتت نمیکنم خیلی راحت انجامش میدیم سرم رو به نشونه تایید تکون دادم ولی وحشت توی چشمام بی داد میکرد لب هاش رو روی لب هام فشار داد و کیرش رو لای پام مالید وقتی یکم عقب و جلو کرد و خیسش کرد به حالت آماده گذاشتش لب کسم چشمام رو بستم فشار لب هاش رو بیشتر کرد کیرش رو آروم فشار داد داخل هیچ اتفاقی نیفتاد بیشتر فشار داد باز هم هیچی نشد یه دفعه سوزش شدیدی توی کسم ایجاد شد و جیغ بلندی کشیدم صدای جیغم توی لب هاش خفه شد کیرش رو همون طور نگه داشت و حرکتش نداد آروم و نرم بوسیدم و آهسته کیرش رو عقب و جلو کرد اولش میسوخت ولی کم کم عادی شد و لذت می بردم کم کم فشار کیرش بیشتر شد و با قدرت جلو و عقبش میکرد و تلمبه میزد نفس نفس میزدم لب هاش هنوز روی لب هام بود و چشماش رو به چشمام دوخته بود یه دفعه لب هام رو جدا کردم و آآآآآآآآه بلندی کشیدم اوففف وای خداااااااا بیشتر جرم بده فشارش بدهههه با این حرف با قدرت بیشتری کیرش و جلو و عقب میکرد صداش بلند شده بود احساس میکردم داره ارضا میشه یه دفعه تند تر تلمبه زد بعد از چند لحظه از حرکت ایستاد و گفت نیاز آبم داره میاد چیکار کنم گفتم بریز تو کسم با گیجی نگام کرد ولی طاقت نیورد و تموم آب داغش رو توی کسم ریخت کسم شروع به سوختن کرد آه بلندی کشیدم بیحال افتاد روم آب منم داشت می اومد همونجا خالی شد نه قدرت داشتم و نه میتونستم بلند بشم هر دو افتاده بودیم روی هم و نفس نفس میزدیم چند لحظه بعد حالم بهتر شد سرم رو فرو بردم توی گودی گردنش و ریز شروع کردم به بوسیدنش صدای اعتراضش بلند شد نیــــاز نکن خسته ام توجهی نکردم و دوباره ریز ریز زیرِ گلوشو بوسیدم صدای خنده ام بلند شده بود اون میخواست بخوابه و من داشتم کرم ریزی میکردم یه دفعه برگشت و دستاشو محکم دورم حلقه کرد نمیتونستم تکون بخورم اعتراض کردم اِِِ ولم کن فرهاد نمیتونم تکون بخورم با صدای خسته و خواب آلودی گفت این جوری امنیتش بیشتره اون جوری خطرناک میشی تقلا کردم ولی محکم منو گرفته بود توی بغلش خوابم نمی اومد هنوز هم طالب سکس بودم سرم رو به زور بالا بردم میخواستم به لباش برسم ولی سرِ من از لب های اون به فاصله ی نسبتا زیادی قرار داشت آه کشیدم یکی از چشماش رو باز کرد و بهم نگاه کرد سرم و توی سینه اش فرو برده بودم و چشمام رو به زور بسته بودم دستاش شل شد یه دفعه سرم و بالا کردم و دیدم که داره بهم نگاه میکنه نیشم باز شد و خودمو بالا کشیدم لب هام رو محکم چسبوندم رو لباش اعتراضی نکرد داشت همراهیم میکرد لب هاش رو می مکیدم احساس کردم باز داره داغ میشه بعد از چند لحظه عشق بازی سرم و جدا کردم و روی بالش گذاشتم خودشو کشید روم و گفت حالا که منو داغ کردی خودت میخوای بخوابی کور خوندی خانومی با یه حرکت کیرشو فشار داد لای پام وای دوباره نـــه سعی کردم خودمو بکشم کنار ولی بی فایده بود یه فکری به ذهنم رسید رو کردم بهش و گفتم یه دقیقه وایسا از زیرش در اومدم خوابوندمش و خودم و نشستم روی کیرش با دستم تنظیمش کردم روی کسم و با یه حرکت فشارش دادم داخل خودمو بالا پایین میکردم سینه هام به لرزش در اومده بود چشماش محو سینه هام شده بود راست میگفتن که مردا عاشق این حرکت اَن دستاش رو دور کمرم حلقه کرد ومنو کشید پایین سینه هام رو توی دستاش گرفت و فشارشون داد دستاش پهن بود و سینه های نسبتا کوچیک من توی دستاش جا می شد بعد شروع به خوردنشون کرد و دوباره تکرار شد و دوباره من حس شهوت حس عاشقی حس نیاز و لذت رو تجربه کردم و دوباره ما با هم بودیم و دوباره و دوباره و حالا من بودم و اون من بودم و کسی که منو در آغوش گرفته بود و آهسته می بوسید من بودم و کسی که همسرم بود کسی که مالِ اون بودم کسی که مالِ من بود و کسی که تمامِ لذت های مشترکمون رو با هم تجربه میکردیم کسی که دوستش داشتم اون قدر که میزانش حتی توی شهوت هم گم نمی شد هرگز کسی که شاید روزی بی توجه به من از کنارم گذشت و امشب ما برای همیشه با هم بودیم و من همون زنی بودم که احساسم رو به اون بخشیدم موجودی نحیف که در آغوش مردِ قدرتمندی قرار گرفته بود موجودی که شاید مرد داستان با وجودِ اون رنگ می گرفت با وجودِ اون معنا پیدا میکرد و اکنون برای تو می نویسم فرهــاد بکارت احساس من با عشق و دوست داشتنِ تو زن شد من اکنون آبستن تمنای تو اَم پــایـــان نوشته

Date: September 20, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.