اولین تجربه سکسی من با زهره

0 views
0%

من و زهره از طریق دوستان مشترک با هم آشنا شدیم و خیلی سریع شروع کردیم ب قرار گذاشتن های بیرون اولین باری ک بوسیدمش توی ماشین بود آخ ک چ لبایی چقدر قشنگ باهام همکاری میکرد بوس های کوچک و آرومی ک یواش یواش ب بوسه های عاشقانه و شهوتی تبدیل شد چند روزی از اون جریان گذشت و یه روز جمعه قانعش کردم ک بیاد مغازه دوستم ب دوستمم گفتم و کلید های مغازه رو ازش گرفتم بعد ک اومد ی دسته گلی ک براش خریده بودمو بهش دادم و گفتم ک اتاق پشتی یه چیز دگ برات دارم باهام اومد تا ببینه چیه جایی ک مخصوص خودمون درست کردم رو بهش نشون دادم و ب اصرار من با هم دراز کشیدیم بعد چند دقیقه ک دراز کشیده بودیم شروع کردم ب ماساژ دادن پشتش برگشت و بم گفت چیکار میکنی گفتم ماساژت میدم دوس داری با چشمای خمارش نگاهم میکرد بعد چند ثانیه گفت آره ادامه بده اون نگاهش باعث شد دگ نتونم طاقت بیارم چرخوندمش و لبم و گذاشتم رو لباش جوری میبوسیدمش انگار ک عاشقشم اونم منو میبوسید تو همین حین دستم و بردم رک سینه هاش و همزمان سرمو بردم زیر گلوش رو میبوسیدم و گوشش رو میخوردم حالش خراب شدا بود عاشق این حالتش بودم حشری تر شدمو محکمتر سینه هاشو فشار میدادم بدون اینکه چیزی بگه فقط خودشو ول کرده بود و آروم آروم ناله میکرد منم ک از این کارش شدت حشریتم بالا رفته بود شروع کردم باز کردن دگمه های مانتوش عاخ چ سینه های سفیدو کوچیکی داشت دستمو از زیر لباس بردم رو سینه هاش و نوک سینه هاشو همینجوری ک گوشش رو میخوردم بازی میدادم آه و ناله هاش ششدید ششده بود و من دیوانه وار ب بوسیدنش ادامه میدادم تو بقلم میلرزید و من محکمتر ادامه میدادم بهم میگفت ک ادامه ندم و سعی میکرو دستم رو از سینه هاش جدا کنه ولی جونی نداشت منم ک دیگه نمیتونسنم تحمل کنم کیرمو از روی لوار چسبوندم بهش و خودمو بهش میمالیدم چرخوندمش و از پشت ب کونشش چسبوندم و یه دستم ک آزاد بود بردم رو کسش ب محض لمس کوسش چنان لرزید ک فهمیدم ارضا شده شدت فشار و سرعت دستمو بیشتر کروم و دیگه اصلا آه و ناله هم نمیکرد بدنش بیجون شده بود دکمه شلوارشو باز کردم و با انگشتم داخل کوسش مسکردم دیگه نتونستم تحمل کنم پاشدم لبای هاشو درآوردم و لختش کردم البته هی میخواست مانع بشه ک من قانع نمیشدم و ب حرفش گوش ندادم لختش ک کردم روی شکمش نشستم و کیرمو در آوردم و گفتم بخوره هرچی اصرار کردم قبول نکرد اصلا جونی براش نمونده بود ک کاری هم بتونه بکنه خودمم لخت شدم کیرمو گذاشتم لای سینش با چندبار بالا پایین کردن ارضا شدم آبمو رو شکمش ریختم و هنوز شق شق بودم میگفت ک بس کنیم ولی من تازه داشتم گرم میشدم چندتا بوسه ازش گرفتم و در گوشش دوست دارم و زمزمه میکردم دیوانه شده بود یه ثانیه چشم هاشو باز کرد با دیدن چشماش تو اون حالت وحشی شدم گازی از گوشش گرفتم و خیلی وحشیانه ب سینه های کوچیکش حمله کردم و چنان مک میزدم ک دوباره آه و نالش هوا رفت سرمو محکم رو سینش فشار میداد منم از این لذت بردنش خوشم میومد چند دقیقه خودمش کوسش خیسه آب شده بود یکم از آبش ب چوچولش مالیدم و شروع کردم با دستم مالیدن چوچولش دیگه نتونست طاقت بیاره دستشو انداخت رو کیرم و کیرمو میمالید گفت میخوام ک بکنیم وجدانم قبول نمیکرد ک پردش رو بزنم چند بار اصرار کرد ک کلا من آروم شدم با این اصرارش چند تا آروم بوسیدمش گفتم من لایق این نیستم ک اینکارو باهات بکنم مظلومانه نگام ک رد کیرم داشت منفجر میشد دل درد داشتم میگرفتم کوسشو با دستمال پاک کردم شروع کردم ب لیسیدن کسش ذاد و هوار راه انداخت با دستش محکم رو کسش سرمو فشار میداد منم محکمتر میلیسیدم کوسش بی نظیر بود یه دونه مو هم نداشت بعد چند دقیقه آه و ناله بازم لرزید و من کیرمو گذاشتم روی کسش و پاهای نازشو ب هم نزدیک کردم با چند بار جلو عقب کردن با چنان فشاری ارضا شدن ک یکم از آبم ب صورتش خورد و ناراحت شد من با بوسه و نوازش از دلش درآوردم دستم رو رو کسش ک داشت از حرارت ذوب میشد گذاشتم و پشتش دراز کشیدم با نوازش های من خوابش برد و من هم باهاش خوابیدم بعد ک بیدار شد خودم لباس هاشو ت نش کردم و ازش تشکر کردم بیحال ازم خداحافظی کرد انقدر لذت برده بووم ک یادم رفت براش آبمیوه ای چیزی بگیرم اولین بارش بود بعد این جریان گفت ک برای آبروش و ترس از خدا دیگه نمیخواد ادامه بده منم حقیقتا عاشقش نبودم پس بدون اصرار قبول کردم و رابطمون تموم شد نوشته مهدی

Date: July 28, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.