اولین سکس با پسر عمو

0 بازدید
0%

سلام سحرم ۲۳ سالمه خاطره اولین سکسم با پسر عموم رو واستون نوشتم ببخشید اگه طولانیه یادمه وقتی ۶ ۷ ساله بودم با دختر عموم و دوتا از پسر عموهام همیشه با هم بودیم تقریبا هم سن بودیم فقط چند ماه فاصله سنیمون بود به بهونه بازی وقتایی که تنها میشدیم هم دیگرو دستمالی میکردیم منو دختر عموم به کیر پسرا دست میزدیم اوناهم کس مارو میمالیدن بچه بودیم و چیزی از سکس نمیدونستیم اما واسمون جذاب بود گذشتو بزرگ شدیم من با یکی از پسرعمو هام خیلی صمیمی شدم اسمش حامده دو ماه از من بزرگتره قد بلندو خوش هکیله و همیشه دلمو میبره راستش خیلی خوشم میومد ازش یجورایی تو کفش بودم ولی اصلا بروش نمیاوردم دلم نمیخواست اولین قدمو من بردارم رفت و امد خانواده ها زیاده زود به زود همو میبینیم بیشتر اوقات باهم چت میکنیم همیشه دوس داشتم مثه بچگیا باهم تنها شیم و یروز مامانشو اورده بود خونه ما که مامانم تصمیم گرفت با زن عموم برن خرید قرارشد که حامد اونارو برسونه تو خونه تنها شده بودم که یهو زنگ درو زدن حامد بود جا خوردم فک نمیکردم باز برگرده خونه ما ولی ته دلم هم خوشحال شدم هم ترسیدم یه چند وقتی بود که متوجه تغییر رفتارش شده بودم باهام راحت تر از قبل شده بود حتی یبارم تو چت از کارای بچگیمون حرف زد اومد داخل واسش یه استکان چایی اوردم و رفتم تو اتاقم چند دقیقه بعد در زد و وارد اتاق شد گفت چیکار میکنی خیلی استرس داشتم دلم اشوب بود بغل دستم لبه تخت نشست و خواست کتابمو از روی پام برداره که دست داغش کشیده شد روی رونم یه لحظه جاخورد و گفت ببخشید اما انگار حالش خراب بود متوجه حالش شدم داشت کتابو ورق میزد ولی پیدا بود اونم استرس داشت من که بدم نمیومد مثه بچگیا یکم همو دستمالی کنیم دلم میخواست ببینم اون کیر کوچولو حالا چه شکلی شده خودمو بهش نزدیک تر کردمو به بهونه ای که میخوام یچیزیو تو کتاب بهش نشون بدم صورتمو بردم نزدیکش صورتشو اورد سمت صورتم نفساش به صورتم خورد خیلی خوشم اومد لبام نزدیک لباش بود کتابو کنار گذاشت انگار فهمیده بود که منم دلم میخواد خواست لبامو ببوسه با اون چشای خمارش نگام کردو گفت اجازه هس با خجالت گفتم اره لباشو گذاشت روی لبامو اروم منو تو بغلش کشید قلبم تند تند میزد گرمای تنش دیوونم کرد یه لحظه ترسیدم از اینکه کسی بیاد خونه خودمو ازش جدا کردمو با اضطراب گفتم مامان اینا نیان دستامو گرفتو گفت نترس خودم باید برم دنبالشون دوباره بغلم کرد و منو به خودش چسبوند لباشو رو لبام گذاشتو شروع کرد به خوردن و منم همونطور که لباشو میخوردم دستمو روی صورت و گردنش کشیدم و اوردم روی سینش برجستگی کوچیک سینش که همیشه زیر تیشرت های مردونش دلمو میبرد حالا زیر دستم بود باورم نمیشد الان تو بغل حامدم لبامو که میخورد دستاشو روی بدنم حرکت میدادو تنمو لمس میکرد تا رسید به سینم همونجا مکث کرد لباشو جدا کردو بهم نگاه کرد خیلی خجالت میکشیدم واسه اینکه نتونه تو چشام نگاه کنه چشامو بستمو لباشو بوسیدم با یه حرکت خوابوندم رو تخت خوابید روم لبامو میخوردو سینه هامو میمالید دیگه بدنم شل شده بود خیلی حس خوبی داشتم گوشو گردنمو که میخورد صدام در اومد اومد جلو سینم یقه لباسمو یکم اورد پایینو تو صورتم نگاه کرد انگار واسه هرکارش ازم اجازه میگرفت اینبار با یه لبخند کوچولو اجازشو دادمو لباسمو از تنم دراورد سوتینمو باز کرد و شروع به خوردن کرد با دستاش سینه هامو میمالید و میمکید نوکشو دیوونم میکرد خیلی لذت بخش بود برام کیرشو حس میکردم که سفت شده بود سینه هامو که خورد اومد پایین تر شکممو میلیسید زبون میزد دستاشو برد سمت شلوارم خواست دربیاره ترسیدم دستشو گرفتمو نذاشتم گفت نترس پشیمونت نمیکنم مواظبم اذیت نشی بعد از کلی اسرار قبول کردمو شلوارمو از پام دراورد لباسای خودشم در اورد کنارم خوابید اومد لبامو خورد و دستشو برد توی شورتم و اروم روی کسم کشید انگار نفسم به شماره افتاده بود کسم خیس شده بودم اروم اروم کسمو میمالید و لبامو تند تند میخورد منم همراهیش میکردمو میخوردم لباشو از لذت دیدن چهره حشریش شهوتمو بیشتر میکرد دستمو کردم تو شورتشو کیرشو تو دستم گرفتم خیلی بزرگ شده بود داغه داغ بود کیرشو که گرفتم کسمو تند تر میمالید بلند شد رفت پایین شورتمو دراورد پاهامو داد بالا و زبونشو از پایین کسم اروم تا بالا کشید و شروع کرد به لیسیدن صدای اه و نالم در اومد داشتم میمردم از شهوت خیلی لذت میبردم انقد کسمو خورد داشتم دیوونه میشدم بدنم به لرزه افتاد ارضا شدم اومد بغلم کردو لبامو بوسید دستمو گذاشت روی کیرش و در گوشم گفت سحر میخوریش دوس داشتم امتحانش کنم اما یکم ناز کردم واسش گفتم نه نمیتونم گفت خواهش میکنم فقط یکم قبول کردم کیرش حال بهم زن نبود یجور با مزه ای نوشته

Date: August 23, 2018

One thought on “اولین سکس با پسر عمو

Leave a Reply

Your email address will not be published.