اولین سکس لاپایی با دوس دخترم

0 views
0%

سلام دوستان من میخوام اولین خاطره سکسیم رو براتون تعریف کنم من حسن 19 ساله از اولین داستانم هست خواهش میکنم کمو زیادش رو ببخشید منو عشقم یعنی همون دوس دخترم تقریبا 9 ماه هست که باهمیم وخیلی هم همدیگه رو دوس داریم خب دیگه بریم سر اصل مطلب من و ک نمیتونم اسمشو بگم تو این 9 ماه یه بار هم از نزدیک قرار نداشتیم چون ک اون اولین دوس پسرش من بودم میترسید قرار بزاریم تا این ک یه روز تو محلمون شبی با شهدا بود ک خانوادش رفتن اونجا اینم بگم ک پدرش رفته یه شهره دیگه سر کار و تقریبا دوهفته یه بار میاد اونشب مادرش و خواهرش رفته بودن شبی با شهدا ک دیدم زنگ زد دیدم از خونشون زنگیده فهمیدم ک خونشون خالیه بعدش کمی حرف زدن گفتم خونتون کسی نیس گفت نه گفتم کی میان اونم گفت ک دو سه ساعت دیگه منم میدونستم ک دیگه این موقیعت پیش نمیاد سریع بحث رو احساساتی کردم تا این ک بتونم راضیش کنم بزاره بیام شروع کردم ب کس شر گفتن تا این ک ب زور خدا راضی شد ک فقط بیام یک ربع بحرفیم بعدش برم منم خیلی خوشحال شده بودم چون واقعا میدونستم سکس خیلی کیف میده بگذریم رفتم خونشون دیدم ک یه چادر سر کرده فقط از صورتش معلومه گفتم این چه وضعیه بدو چادرتو دربیار اول در نیاورد ک خودم رفتم درش آوردم وایی دیدم یه بدن نازو خوش آندام واقعا کیرم داشت میترکید بعدش گقت ک بهم دس نزن منم ک دیگه از خود بیخود شده بودم یهوو بغلش کردمو شرو کردم ب خوردن لباش و با یه دستم هم داشتم سینه هاشو میمالوندم وایی از پشت هم کیرمو چسبونده بودم ب کونش دیدم اونم داره حال میکنه بعدش خوابوندمش و خوابیدم باز ب لب گرفتم بعد دستمو از زیر لباسش کردم داخل تا سینه هاشو بمالونم ک اولش نذاشت بعد با هزارتا قسم گذاشت واییییییییییییییییییییییییییییییییییییی چقد حال داد یه جف سینه هایه سفیدو سفت و ناز وایی تا دستم بهش خورد بهش گفتم باید بخورمش ک ممانعت نکرد و پیرهنشو دادم بالا و شروع کردم ب خوردن سینه هاش وایی چقد حال میداد بهم بعد بهش گفتم برگرد یکم از پشت روت بخوابم ک گفت یه وقت شلوارمو درنیاریا گفتم باشه بعدش یکم ک از رو شلوار مالوندم گفتم بازم برگرد باز برگشت و دوباره لباشو خوردم و گفتم میخوام دستمو از پشت بکنم داخل اول نذاشت ولی همینطور ک لب میگرفتم دستمو کردم داخل اونم دیگه هیچی نگفت یکم ک مالوندم دیدم بدجور داره حال میکنه گفتم پاشو شلوارتو دربیار ک دیدم قبول کرد بعدش ک شلوارشو در اوردم نذاشت دس بزنم ب کسش ک گفتم برگرد میخوام رو کونت بخوابم بع ک برگشت یه پنج دیقه مالوندم کیرمو از رو شلوار بهش بعدش گفت یه وقت کیرتو درنیاریا گفتم چرا بزار در بیارم گفت ن درنیار همین ک داشت حرف میزد یهو درش آوردم گذاشتم رو کونش ک دیدم زد زیر گریه بعدش گفتم جون من گریه نکنن ک گفت پس نکن داخل گفتم باشه بعدش کردم لاپاهاش اول خواستم تف بزنم ک دیدم خیس لاپاهاش بعد یه رب ک داشتم تو لاپاهاش میکردم آبم اومد ک ریختم رو کونش وایییییییییییییییییی ک چقد اب اومد از کیرم ولی خیلی کیف داد این دفعه اول بود ک خیلی هم با ترسو لرز بود ببخشید زیاد از خصوصیات بدنش نگفتم اخه عشقمه هنوز بعد اون 6 تا سکس دیگم داشتیم اگه خوشتون اومده بگین ک اونا رو هم تعریف کنم بای نوشته

Date: September 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.