برزخ 3

0 views
0%

8 8 8 1 8 2 8 2 قسمت قبل تو رختخواب مدام غلت میزنم نمیتونم بخوابم ساعت باید بین 4 تا 5 صبح باشه خدایا کمک کن حداقل دو سه ساعت بخوابم باید فردا برم سر کار ساعتهاست دارم فکر میکنم تک تک گزینه ها رو مرور کردم میتونم اصلا به روی خودم نیارم و با یه زن هرزه زندگی کنم اما نه بالاخره گندش در میاد و به گوش این و اون میرسه شاید بشه با مهتاب صحبت کرد با کی با یه جنده با یه کونی پست فطرت به فرض هم که قول بده دیگه خیانت نمیکنه چه تضمینی هست توش معقولانه ترین راه طلاق هست خوابم میبره سخت ترین چیز برام تو زندگی بیدار شدن از خوابه به خصوص وقتی کم خوابیده باشم ولی این بار خیلی راحت بیدار میشم اشتیاق عجیبی در من هست تا به فکرهای دیشب ادامه بدم با وجود اینکه حالا از خیانت مهتاب مطمئن هستم اما بازهم دلم میخواد اتفاقات رو ضبط کنم ناامیدانه به خودم میگم شاید تکرار نشه فایل دیروز رو مرتب کردم سر و تهش رو زدم و یه فایل کوتاه چند دقیقه ای شده تصمیم دارم یه روز اونو به پریا بدم تا بفهمه مادرش چه هرزه ای هست تو اتوبوس بوی دود و عرق آدمها خفه ام میکنه هوا در اثر وارونگی بسیار آلوده هست اما برای یه جاکشی مثل من فرقی نداره احساس میکنم مردم درگوشی در مورد من حرف میزنند و میگن اینو میبینی این همونیه که زنش کونیه زنش جندس دلم میخواد داد بزنم اما نمیشه آبدارچی چای میزاره جلوم بی اختیار به صندلی تکیه میدم و یه بار دیگه فایل صوتی رو در ذهنم مرور میکنم صدای مرد آشناس ولی یادم نمیاد کیه آبدارچی روش شونم میزنه پاشو مهندس خوابت برده چاییت هم یخ کرده بعد از چند روز بیخبری دوباره صدای اون مرد ظاهر شد صدا این بار واضحتر هست و باز هم مثل همون دفعه باز هم فقط از کون این بار مرد به مهتاب گفت کوگرل دوست داری آره خیلی باحاله و باز هم نفسهایی که به هم درمی آمیزند مهتاب داد میزنه کونمو پاره کن مادر جنده و اون داد میزنه بیشتر از نمیره دیگه کونت رو چنان گشاد میکنم که تا چند روز راه نری این بار مرد زودتر ارضا شد مهتاب بهش گفت همین که گرمای آبت رو تو کونم حس کردم ارضا شدم این دفعه میدونستم کوگرل چیه رفته بودم تحقیق کرده بودم هر موقع زن بالا باشه میگن کوگرل یه بار دیگه فایل رو گوش میکنم تا جاهای زاید رو حذف کنم خودشه شاهرخه مرد رو شناختم شاهرخه مادر قحبه شاهرخ پسر داییم بود چند سالی بود ازش خبر نداشتم شاید 10 15 سال اون هیچ وقت مهتاب رو ندیده بود اینها همدیگرو از کجا میشناختن تو این چند هفته 15 تا فایل درست کردم در مورد صدا هیچ شکی ندارم که شاهرخه برنامه اش ثابته شنبه ها و بعضی از چهار شنبه ها مدتهاست که سکس نداشتیم چند بار مهتاب به سمتم اومد اما گفتم حوصله ندارم هنوز هیچ نشانه ای در رفتارم نشون ندادم به راه حل فکر کردم دو راه حل هست یا طلاق یا قتل فکر نمیکنم جرات قتل داشته باشم باید طلاقش بدم اما خیال دارم قبل از هر کاری یه بار از کون بکنمش شاید تنها نیازش کردن از کون باشه و اگه از کون بده دیگه خیانت نکنه به مهتاب میگم میخوام از کون با هم سکس داشته باشیم از کون نه ترخدا درد داره همین یه باره اذیت نمیشی آروم میکنم ولی تو هیچ وقت دوست نداشتی همین یه بار نه ترخدا درد داره باشه پس ولش کن نه باشه اشکال نداره فقط آروم بکن مهتاب لخت جلوی من نشسته به کونش با کنجکاوی نگاه میکنم خودش میگه بیا چربش کن تا دردم نگیره تو دلم میگم وقتی اون قرمساق از کون میکنتت که خیالی نیست برات انگشتم رو با اکراه کرم مالی میکنم و تو کون مهتاب میکنم وحشت عجیبی دارم میترسم که دیگه نتونم انگشتم رو بیرون بکشم از تصور میلیونها باکتری آلوده ای که از کون مهتاب به دستام میچسبن احساس مشمئز کننده ای بهم دست میده کاملا بیمیل هستم به سکس کیرم شق نمیشه حالا یه انگشت به دو انگشت تبدیل شده و مهتاب با زحمت فراوان اونقدر کیرم رو خورده که شق شده اصلا کس مهتاب رو امروز نخوردم بر خلاف همیشه میدونم موقع کون دادن ارضا خواهد شد به زور کیرم رو فشار میدم به سوراخ کونش اما بر خلاف انتظارم کار ساده ای نیست به زور میره تو مهتاب نمیخواد صداش بلند بشه پریا خوابه با التماس و گریه میگه ترخدا درش بیار خیلی درد داره میگم الان عادت میکنی از شدت درد بالشو گاز میگیره چرا پس اون حرفای شهوت انگیز رو به من نمیزنه کون خیلی تنگه و شاید شهوت انگیز اما آلوده و مشمئز کننده دو تا انگشتام که تو کون مهتاب رفته بودن رو لای دستمال کاغذی پیچیدم آلوده هستن آخه میدونم که باید تو کونش نگه دارم تا جا باز کنه ولی من اسپری ندارم آبم هم زود میاد تلمبه نمیزنم فقط نگهش میدارم بعد از یک دقیقه میگم مهتاب چطوری با صدای خفه میگه پس چرا نمیکنی به خدا درد داره میگم دردش کتر نشده چرا یه کم بهتر شده پس بیا کو گرل مخصوصا گفتم کو گرل خواستم عکس العملش رو ببینم خیلی عادی و طبیعی گفت کو گرل چیه دیگه گفتم یعنی تو نمیدونی کو گرل چیه با عصبانیت گفت تو این هیر و ویری من دارم از کون پاره میشم تو معما گفتنت گرفته من چه میدونم چه کوفتیه اگه نمیکنی پاشم برم گفتم یعنی تو بیای بشینی رو کیر من کیرم رو از کونش در آورد و نشست و گفت ببین ما یه مدتیه با هم سکس نداشتیم نمیدونم تو چه مرگت شده حالا اومدی گفتی از کون راسش خیلی هم برام سخته خیلی درد داره اما قبول کردم دیگه حال و حوصله این جنگولک بازیها رو ندارم تو دلم گفتم فقط با اون مادر قحبه حال و حوصله داری چند تا تلمبه زدم و آبم اومد بر خلاف انتظارم من نتونسته بودم اون حالی رو که مهتاب از کون دادن به شارخ بهش دست میداد رو براش تداعی کنم اون هیچ اشتیاقی به کون دادن نداشت و اصلا هم لذت نبرد و ارضا هم نشد هیچ حرف رکیکی هم موقع سکس نزد البته من هیچ وقت جز موقع سکس با شاهرخ مادر قحبه حرف رکیک از مهتاب نشنیده بودم از همه مهمتر اینه که جوری تقش بازی کرد انگار اصلا نمیدونست کوگرل چیه حالا که نمیتونم به هیچ عنوان در سکس به مهتاب لذت بدم باید طلاقش بدم اما غیرتم چی میشه مثل یه گونی سیب زمینی گذاشتم تا زنم رو بکنن نه نه تصمیم خودم رو گرفته بودم باید هردوشون رو میکشتم فکر کنم اگه سر موعد برسم و هردو رو بکشم قاضی هم به نفعم حکم بده اگر اعدامم کردن بی خیال برای غیرتم اعدام شدم پریا رو پدر و مادرم بزرگش میکنن از شر مادر خرابش راحت میشه و گرنه مادرش اون رو هم خراب میکرد یه چاقو خریدم ضامن دار یارو دستفروشه میگفت اگه میخوای دعوا کنی جوری بگیر که فقط نوکش بیرون باشه تا یارو زخمی بشه اگه همه چاقو رو بزنی به طرف میمیره اما من میدونستم که چی کار میخوام بکنم روز شنبه ساعت10 11 همیشه برنامه دارن آروم در رو بیصدا باز میکنم صداشون از اتاق خواب میاد آروم از لای در نگاه میکنم شاهرخ رو میبینم رو تخت خوابیده اصلا پیر نشده جوون مونده و مهتاب که لخته مثل اینکه کارشون تموم شده به سمت شاهرخ حمله ور میشم مهتاب جیغ میزنه یکی دو تا سه به شاهرخ چاقو میزنم خون تمام تخت رو میگیره به دنبال مهتاب میدوم قبلش در رو قفل کردم که فرار نکنه تو پذیرایی گیرش میندازم بهش میگم به من خیانت میکنی میگه چه خیانتی دیوونه شدی یه ضربه دو ضربه سه ضربه کف اتاق پر خون میشه وکیلم به دیدنم اومده مردتیکه بی خاصیت با اون سبیل مسخرش میگم چه خبر جناب وکیل هیچ خبر خوبی برات ندارم آزمایشات پزشک قانونی ثابت میکنه که خانمت قبل از مرگش هیچ سکسی نداشته خب شاید من زود رسیدم و بعدا میخواستن سکس داشته باشن چون هر دوشون لخت بودن خانمت در موقع مرگش لباس تنش بوده و داشته با خواهرش تلفنی صحبت میکرده جنازه هیچ مردی هم پیدا نشده حتما نمرده و از صحنه فرار کرده به غیر از خون خانمت هیچ خون دیگه ای در صحنه کشف نشده مگه میشه فقط آثار چاقو بر روی تشک هست و با چاقو تشک رو پاره پاره کردی ولی من خودم دیدمش پسر داییم شاهرخ بود شارخ پسر داییت 17 سال پیش در اثر تصادف با موتورش مرده مادرت میگه وقتی بچه بودی شاهرخ بهت تجاوز کرده بوده شاید برای همین شاهرخ رو میدیدی چون ازش خاطره بدی داشتی یه نکته دیگه تمام اون فایلهایی که تحت عنوان خیانت همسرت ضبط کرده بودی رو هم من گوش کردم هم دادستان همشون مکالمات عادی خانمت با خواهرشه چون خواهر خانمت که معلمه روزهای شنبه و چهارشنبه کلاس نداشته معمولا تو این ساعتها با خانمت حرف میزده به هر حال به احتمال زیاد محاکمه ای در کار نیست و پزشک قانونی معاینه ات میکنه و به احتمال زیاد به آسایشگاه روانی منتقل میشی پدر و مادرت هم قیم بچه ات میشن نمیفهمم چرااین شکلی شده ولی اینو میدونم که هر دوشون رو کشتم و اجازه ندادم داغ بی غیرتی رو پیشونیم بمونه پایان نوشته همشهری کین

Date: April 6, 2021

Leave a Reply

Your email address will not be published.