بهترین سکس زندگی ام با خانم چادری

0 views
0%

جمعه بود با صدای تلفن از خواب بلند شدم یه نگاهی به اطراف انداختم دوستم رضا هنوز خوابیده بود با بی حوصلگی و خواب آلود تلفنو برداشتم الو الو کردم کسی صحبت نکرد با ناراحتی گوشی رو گذاشتم طبق معمول باز دخترا بودن که داشتن اذیت میکردن آخه خونه من خونه مجردی بود ومن هم دانشجو بودم دوباره تلفن زنگ زد این موقع صبح تا حالاپیش نیومده بود کسی زنگ بزنه 7صبح جمعه بود دوباره گوشی رو برداشتم اینبار کسی با صدای نازک وزیبا الو گفت دیدم طرفم دختره شروع به صحبت کردم اول یهکم با احتیاط صحبت کردم میترسیدم از طرف یکی از دوست دخترام باشه ضایع بشم اینم اضافه کنم که یکی از سرگرمیهای من صحبت با دخترا پای تلفن بود که اکثرشون رو حتی ندیده بودم چه برسه به رابطه جنسی دراونموقع سال 75 اکثر دخترا وقتی دوست میشدن خیلی جلو نمیرفتن اگه هم با یه دختر رابطه ات به لاپایی میرسید دیگه بدبخت بودی ول کنت نبود تا با دسته گل نمیرفتی خونشون خلاصه ما با این خانم شروع کردیم صحبت کردن یه کم که گذشت گفت میخاد منو ببینه منم گفتم باشه تودلم گفتم داره منو سر کار میزاره رفتم جلوی در خونه کوچه خیلی خلوت بود هوا هم بفهمی نفهمی در حال خنک شدن بود یه کم که وایستادم دیدم یه خانومه با چادر اومد رد شد خیلی قشنگ نبود ولی بانمک وجذاب بود چند دقیقه گذشت تلفن زنگ خورد تلفنو بردم اونور خونه که دست مستاجر میدادیم اما حالا هنوز خالی مونده بود تلفنو که برداشتم شروع به صحبت کردیم گفتم چه زود رسیدی خونه همسایه مایی گفت نه دارم از کیوسک زنگ میزنم بعد چند دقیقه گفت دیگه دارم تابلو میشم باید برم منم که هنوز خواب آلود بودم گفتم بیا پیش من گفت بیام منم گفتم بیا گفت باشه درو باز بذار و تلفنو قطع کرد تعجب کردم همچین چیزی تا حالا برام پیش نیومده بود دختر آورده بودم خونه ولی نه با این سرعت هم هیجان داشتم هم ترس سرما هم اضافه شده دیدم دارم میلرزم رفتم یه نگاه به دوستم انداختم دیدم همچنان خوابیده رفتم اتاقای بالا نشستم بعد چند لحظه صدای خش خش اومد در اتاق باز شد اومد تو سلام کردم بهش تعارف کردم بشینه اونم چادرشو برداشت ونشست باهم مشغول صحبت شدیم یه کم که گذشت بوی عطر وکرمی که استفاده کرده بود تموم اتاقو پر کرد منم کمکم از اون حالت قبلی داشتم در میومدم یه دفعه ای بلند شد مانتوشو در اورد یه تیشرت قرمز پوشیده بود زیرش چیزی نبود ونوک سینه هاش از زیر اون خودنمایی میکرد چشمم که بهش افتاد یه دفعه ای تحریک شدم رفتم جلو بغلش کردم گفت اکه اینجوری کنی میرم گفتم باشه یهکم رفتم عقب دوباره پرحرارت اومدم جلو شروع کردم تحریک کردنش کاری که ما پسرا بصرت غریزی داریم ودرش استادیم سنگینیش رو من افتاد ونفساش تند شد جراتم بیشتر شد شروع کردم مک زدن زیرگلوش وبوس کردن لاله گوشش که دستاش دور کمرم حلقه شد برجستگی کیرم به بدنش چسیبید فهمیدم دیگه جلوی منو نمیگیره دستمو بردم روسینه اش شروع کردم به مالوندنش بعد چند لحظه دستسمو بردم زیر لباسش سینه هاشو تو دستم گرفتم خیلی نرم لطیف بود شروع کردم به مالوندن و نوازش کرن که ناله هاش در اومد حشرش داشت بالا میزد لباسشو کندم محکم تو بغلم گرفتم شروع کردم به لیسیدن سینه هاش دستمو از رو شلوار گذاشتم رو کسش منو بیشتر فشار داد زیب شلوارشو باز کردم و کشدم پایین دیگه چیزی نمیگفت کاملا تحریک شده بود بسرعت لباسامو کندم دوتامون فقط با شرت بودیم یه کم دیگه مالیدمش بعد شرتشو کشیدم پایین کس خوشگلش افتاد بیرون صاف صاف بود دستمو گذاشتم روش لرزید منو گرفت کشید رو خودش انگشتمو یه کم فرو کردم تو کسش یه حال دیگه ای شد بادیدن حال اون منم بدجوری تحریک شدم کیرم داشت شرتمو پاره میکرد درش آوردم وگفتم حالا وقتشه یه کم کیرمو خیس کردم بهش گفتم لاپاتو بازکن اونم پاهاشو باز کرد گذاشتم لای پاش شروع کردم عقب جلو کردن مواظب بودم تو نره میترسیدم پردشو بزنم یه کم که کردمش منو محکم گرفتو و لرزید بدجوری ارضاء شد خیلی تحریکش کرده بودم بعد چند لحظه واستادن دوباره شروع کردم یه دفعه ای با دستای ظریفش کیرمو گرفت فشارداد تو گفتم چکار میکنی با صدای شهوتناکش آروم تو گوشم کفت پرده ندارم منو بکن پاهاشو هم آروم داد بالا کیرم تا دسته رفت تو کسش یه نگاه بهش کردم دیدم چشماشو بسته پاهای ظریف و سفیدشو ازدوطرف بازکرده منم بینشم به جلو خم شدم پاهاشوداد بالاتر چشمم به لاک پاهاش افتاد بادنجونی رنگ بود بیشتر تحریک شدم یه کم فشار دادم از لذت در حال بیهوشی بودم تا به اون لحظه کس نکرده بودم شروع کردم به تلمبه زدن اونم آه وناله میکرد در گوشم میگفت منو بکن منو بگای فشار بده تندتر نندتر با این کاراش دیگه آبم داشت میومد با سرعت تمام شروع کردم به گاییدنش لحظه آخر میخاستم بکشم بیرون که پاهاشو دورکمرم حلقه زد هردو باشدت ارضاء شدیم انگار تمام اب بدنمو داخلش خالی کردم یه کم که گذشت شهوت خوابید فهمیدم چه غلطی کردم بهش گفتم این چه کاری بود کردی چرا منو گرفتی گفت اگه داخلم نمیریختی ارضاء نمیشدم غصه نخور من قرص مصرف میکنم تعجب کردم این چه دختریه که قرص مصرف میکنه پرده هم نداره بهش گفتم خندید گفت من دختر نیستم زنم شوهر هم دارم وارفتم اصلا فکرنمیکردم زن باشه آخه خیلی کم سن بود اعصابم خورد شد تاحالا با زن شوهر دار رابطه نداشتم یه جورایی خط قرمزم بود ولی کار از کار گذشته بود من احمق بقدری شهوتی بودم که متوجه مهارت اون تو سکس نشدم لباساشو پوشوندم رفت بعدا یه بار زنگ زد از ناسزگاریش با شوهرش گفت واینکه شوهرش هوسبازه ومچشو تو خونه با کسی گرفته میخواست از حس ترحم من استفاده کنه به رابطه ادامه بده بهش گفتم دیگه بهم زنگ نزنه باهاش قطع ارتباط کردم بعدا که خونمونو اجاره دادیم تلفنمون مشترک بود اتفاقی دیدم با یکی از دانشجوها خونه رو به جند تا دانشجو اجاره داده بودیم داره حرف میزنه الان ده ساله که ازدواج کردم خانمم خیلی خوبه ولی نه اون مهارت اونه تو سکس داره ونه اون لذتی که اون توسکس به من داد نتونسته به من بده با همه چیزایی که گفتم اینم اضافه کنم بهترین سکس زندگیم بود مرسی که توجه کردید نوشته

Date: August 17, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.