بوی کون مادر زن

0 views
0%

سلام قصد دارم کمی از خاطراتم را بنویسم شاید برای برخی درس عبرت بشود و آنهایی که مشکل من را دارند بخصوص جوان ها اگر می توانند خود را عوض کنند من در حال حاضر سال آخر دانشگاه هستم از چهارده سالگی که بالغ شدم کم و بیش محرومیتی برای سکس نداشتم بار ها پیش آمده است که چند هفته سکس نداشتم چون دختر یا زنی که پا باشد و با من ارتباط داشته باشند درر دسترس نبوده اند اما موقتی بوده است و دوست دختر و دوست زن های متعددی داشتم و محرومیت واقعی نداشتم مشکل من مشکلی غیر از محرومیت سکس بوده است از همان آغاز بلوغ به زن های بسیار کون گنده علاقه داشتم و جز چند مورد در بقیه موارد همیشه زن های کون گنده ایی که حاجت من را روا کردند در میان سالی و حتا بالاتر از میان سالی بودند مثلن زمانی کارگر زنی داشتیم که برای نظافت خانه می آمد و شاید پنجاه و یا بیشتر سنش بود و من با پرداخت پول حریصانه کون بسیار بزرگش را می لیسیدم بو می کردم و بعد می کردم از همان موقع می دانستم کارم اشتباه است می توانستم سکس و یا رابطه ی عاشقانه ی تمیز و زیبایی با یک دختر همسن خودم داشته باشم و خیلی وقت ها هم داشتم اما آن برایم کافی نبود و اما باسن تمیز نیست و فقط زن هایی با سن بالا باسن هایی بسیار بزرگ دارند و علاقه زیاد به این نوع سکس خود بیماریست و ین علاقه باعث می شود که بهداشت رعایت نشود و کون و سوراخ کون هیچوقت تمیز نیست و بقول مادر زنم برای ریدن است به همین سادگی سه سال پیش توی دانشگاه با یک دختر آشنا شدم یک دختر معمولی که از من خوشش میامد و من هم فکر کردم می توانم دوستی داشته باشم و در روز مناسب تنوعی در کنار بقیه باشد هنوز اوایل آشنایی بودیم و من در کار جلب اعتماد بودم که به پیشنهاد او بدیدن مامانش رفتیم اسمش پری بود و دختر بسیار ساده ایی بود البته حالا زنم هست برایم تعریف کرده بود که مادر و پدرش سال ها پیش از هم جدا شدند راستش در آن زمان دوستیم با پری زیاد جدی نبود فکر می کردم بزودی با او سکس خواهم داشت و احتمالن با وجود سادگی او براحتی از کون می کنمش و احتمال این را می دادم که بعد دوستیمان تمام شود و یا عاشق پیشگی پری به واقعیت نزدیک شود وقتی مامانش را دیدم مبهوت شدم مادر پری پری گمشده ی من بود یک زن نسبتن جوان بلند قد زیبا و با صورتی شهوت بر انگیز و آرایش شده سفید پوست و خوش آب و رنگ و یک باسن بی نظیر تصور زنی با باسنی بزرگتر از مادر پری شاید غیر ممکن باشد اما خوش تراشی و تحریک کنندگی این کون همتایی نداشت من که تا بحال هرگز تحریک کننده تر از این کون ندیدم موهایش بلند و به رنگ بلوند بود با ماتیک قرمز و غلیظ و عطر گرم و تحریک کننده و یک شلوار نخی نازک زرد رنگ که گل های صورتی شرت فانتزی سفیدش از زیرش دیده می شد کپل های به آن بزرگی و خوش ترکیبی هرگز ندیده بودم پس چرا پری به مادرش نرفته بود پری گرچه اندام زنانه داشت و کون بزرگی هم داشت اما با مادرش قابل مقابسه نبود آن روز سعی کردم مودب باشم و نظر مادر پری را به خودم جلب کنم و از آن روز به بعد با پری مثل یک پرنسس رفتار می کردم خیلی زود فهمیدم پری به سکس اصلن فکر نمی کند و تقریبن هیچ کشش و علاقه ایی به آن ندارد در عوض هم زبانی و مهربانی و آغوش و محبت می خواهد و من هم دقیقن همان شده بودم که او می خواهد خیلی زود صد دل عاشقم شد و بعد نامزد شدیم اما تمام این جریانات بخاطر بیماری من بود کون پریوش مادر پری منرا له کرده بود رفت و آمد من به خانه پری ادامه داشت و پریوش خیلی راحت لباس می پوشید تا وقتی پری در کنار ما بود معمولن مشکلی پیش نمی آمد اما در تنهایی من و مادرش پریوش و آن کون بزرگ و برجسته و شرت های زیبایش که معمولن یا خودشان و یا نقش و نگارشان دیده می شدند کیر من همیشه شخ شده بود یک روز در غیاب پری همانطور که مادرش در فاصله نیم متری من خم شده بود و کونش روبروی من بود دستم را به باسنش رساندم البته با ترس و لرز هیچ نگفت و باسنش را بیشتر به صورتم نزدیک کرد با اطمینان بیشتر دستم را به دور کمرش رساندم تا شلوارشرا باز کنم بیکباره با سرعت برق آسا برگشت و محکم تو گوشم زد و گفت بچه سوسول کونم را جلوی صورتت باز کردم که بو کنی الانم برات می چسم بو کن هر وفت ان داشتم خودم شلوارم را در میارم البته آن سیلی محکم شوک خود را وارد کرد اما زبان و کلمات او مرا بیشتر متعجب کرد پریوش یک زن میانسال بود که از مردها متنفر بود و یک روسپی موفق بود که مشتری های بسیار پولداری داشت اما پری یک دختر بچه بود که هیچ نمی دانست مادر پری من را پست و ذلیل کرده بود و در واقع بیماری کون بزرگ دوستی منرا برده کرده بود گرچه پری بسیار دختر خوب و پاکی برای ازدواج بود اما من بخاطر کون مادرش با او ازدواج کردم وگرنه اصلا قصد ازدواج نداشتم پریوش وقتی دخترش نبود و دانشگاه بود منرا با نمایش کون نیمه برهنه اش شهوتی می کرد گهگاهی باید می کردمش اما معمولا زیاد احتیاجی به سکس من نداشت اما عمدا از نقطه ضعف من استفاده می کرد من دیوانه بار به جنون کون خواهی می رسیدم و وقتی حاضر می شدم برای لمس کردن کون بزرگش هر کاری بکنم کونش لخت باز بود تا بلیسم و موقع لیسیدن او چس بد بو یش تو صورتم و یا حتی تو دهم بود و تازه این قسمت خیلی بدش نیست این داستان تکراری من و مادر زنم است اجازه کردن از کون ندارم اما این کون را ماساژ می دهم و بو می کنم و چسش رات بو می کنم و وقتی به حد جنون می رسم که نمی توانم خودم را کنترل کنم و اراده ای داشته باشم زبونم را باید تو کونش بکنم و کون بسیار بزرگ که تمیز نیست و جای ریدن است گاهی از برخی اتفاق ها حالم به هم می خورد اما بعد فقط یک یا دو روز می توانم خودم را از کون و گند و بویش دور نگه دارم و باز همان داستان تکراری است نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.