تجربه ی نوشین با شاهرخ

0 بازدید
0%

‫من امروز میخوام ماجرای اولین سکس خود را بنویسم.فکر کنم آخرین سکس منم باشه.من توی اینترنت با‬

‫پسری آشنا شدم به نام شاهرخ. پسر خوبی بود. البته هنوزم هست. یه مدتی با هم چت کردیم تا اینکه بعد از مدتی‬

‫دیدیم که انگار به هم علاقه مند شدیم. البته من شاهرخ را نمیدونم ولی خودم بدجوری اسیرش شدم. یعنی حاضر‬

‫بودم به من بگه برام بمیر. واقعآ میمردم. خوب گذشته از اینها شاهرخ اولین کسی بود که من واقعآ دوسش داشتم‬

‫یعنی اولین جنس مخالفی بود که خیلی میخواستمش. تا حالا با هیچ پسری رابطه نداشتم. حتی اندازه یه بوسه‬

‫خشک و خالی. خلاصه ما اولین قرارمونو گذاشتیم اونم کجا تو مطب دندان پزشکی تو اهواز. من رفته بودم‬

‫دندونمو جراحی کنم اونجا بود که دیدمش. خلاصه بعد از کلی حرفهای مسخره و چون خیلی هول شده بودم یه‬

‫کم هم کم آورده بودم زود خداحافظی کردیم و به یک بوسه رضایت دادیم. باور کنید اصلآ نمیدونستم که چی‬

‫باید بهش بگم چون اصلآ بلد نبودم. ولی تا فردا شبش جای بوسش میسوخت. داغه داغ شده بودم. بعد از حدود دو‬

‫هفته یا بیشتر من اونو دوباره دیدم. اومده بود آبادان تا منو ببینه.خوب روز اول با هم قرار گذاشتیم و رفتیم‬

‫خرمشهر خیلی به من خوش گذشت ولی شاهرخ همش میگفت بریم خونه داداشم. منم خیلی رودربایستی داشتم‬

‫به خاطر همین قبول نکردم خلاصه با اصرار شاهرخ ما رفتیم. الحق که زن داداشه خوبی داشت. ازمون‬

‫پذیرایی کرد.اون روز هم کلی حرفهای قشنگ زدیم وکلی با زن داداشش حال کردم چون دختر خوبی‬

‫بود.

ساعت نزدیکیهای ۱۲ بود که من زحمت را کم کردم. و رفتم خونه ولی کاش پیشش میموندم چون اصلآ‬

‫حالم خوش نبود. همش تو فکرش بودم. خلاصه قرار بود فردا هم برم خونه داداشش. ساعت ۹ صبح رفتم سر‬

‫خیابون منتظرم بود. سلام کردیم و راه افتادیم که بریم خونه داداشش. باور کنید از چشماش شیطنت میبارید ولی‬

من به روی خودم نیاوردم. گفتم شاهرخ ممکنه فقط یه بوسم کنه چون جلوی زن داداشش هیچ کاری نمیکنه‬

‫یعنی روش نمیشه که بخواهد کاری بکنه. راستش اگه میخواست کاری هم بکنه من بلد نبودم. گاهی اوقات یه‬

‫فیلمهایی دیده بودم و یه داستانهایی خونده بودم اما نمیدونم چرا وقتی تو موقعیتش قرار گرفته بودم چرا این قدر‬

خنگ شده بودم ولی من از اولشم از سکس خوشم نمیآمد. ولی دوست داشتم تجربه کنم.ولی هیچ وقت عاشق‬

هیچ کس نبودم یا حداقل کسی را تا این اندازه دوست نداشتم.خلاصه وقتی رفتیم زن داداشش خواب بود . من و‬

‫شاهرخ هم نشستیم فقط حرف زدن به قول شما سکسی ها (کس شعر گفتن) البته از شاهرخ به خاطر زدن این‬

‫حرف معذرت میخوام ولی اینو گفتم تا شما بدونید …

خلاصه یک ساعت بعد زن داداشش از خواب بیدار شد و‬ ‫بعد از چند دقیقه رفت اماده شد و رفت بیرون.

راستشو بخواهید دیگه داشتم از ترس میمردم قلبم داشت از گلوم‬ ‫میزد بیرون. من به خاطر مشکل

کم خونی زیاد تو هیجان قرار نمیگیرم چون اکسیزن خونم پایین مییاد و حالم‬ ‫بد میشه و نفسم سخت بیرون مییاد.

خلاصه تا زن داداشه شاهرخ رفت بیرون شاهرخ شروع کرد به بوسه‬ ‫گرفتن.

اینم بگم که من اصلآ از خوردن زبان و لب بیزار بودم و کلآ از این کار بدم میومد. ولی شاهرخ اصلآ‬

‫اجازه نمیداد من حرف بزنم هر چی هم دنبال نخود سیاه میفرستادمش فوری برمیگشت. خلاصه دیدم دیگه‬

‫خیلی نفسم سخت شده با هم رفتیم تو باغ.یه کم را ه رفتیم تا من حالم سر جاش بیاد. خلاصه اینکه دوباره‬

‫برگشتیم تو خونه و شاهرخ داشت مدام التماس میکرد که بزارم هر کاری میخواهد انجام بده. راستشو بگم یه کم‬

‫سست شدم ولی من تا حالا اصلآ حتی دست یه پسرو هم نگرفته بودم وای به حال سکس. فکرشم دیوونه ام‬

‫میکرد. تازه من دختر بودم تا حالا هم هیچ وقت سکس نداشتم. یه کم بعد سرشو گذاشت رو پاهام مدام اصرار‬

‫داشت که من روسریمو در بیارم ولی من در نیاوردم چون اصلآ روم نمیشد. خلاصه هر چند وقت یک بار منو‬

‫میخوابوند و مدام ازم بوسه میگرفت خیلی دلم میخواست تمام بدنشو غرف بوسه کنم ولی نمیدونم چرا اینقدر‬

‫خجالت کشیدم. خلاصه کاری که نباید میشد شد و اون دستشو کرد تو سوتین من بدنم داغ بود داشتم سست میشدم‬

‫ولی خیلی تحمل کردم.داشت با سینه هام بازی میکرد. گفت اجازه بده بخورم ولی من راضی نشدم خلاصه اون‬

‫روی من غلبه کرد و سینه های من را خورد میدونید زیاد لذت نداشت چون اون هر کاری میکرد من حشری‬

‫نمیشدم چون پریود بودم و معمولآ خانمها تو این وقتها زیاد حال نمیکنن ولی بدنم میلرزید مخصوصآ دوبار‬

‫دستشو گذاشت روی پاهام دیگه داشتم دیوونه میشدم میدونستم که اگه سست بشم هر چیزی ممکنه

.اون دستمو‬ گذاشت رو آلتش یا به قول شما کیرش چون از لفظ دومیش خوشم نمیاد البته از روی شلوار خیلی دلم‬

میخواست باهاش همکاری بکنم ولی نمیدونم چرا امتناع میکردم.خلاصه هر دفعه که سینه هامو میخورد من‬

‫مدام حالم بهم میریخت سرد میشدم گرم میشدم.بعد اون خیلی زود کیرشو در آورد داد دستم هنوز درست لمسش‬

‫نکرده بودم که آبش در اومد معلوم بود مدت هاست که سکس نداشته چون زود آبش در اومد منم با گفتن‬

‫شاهرخ آبت در اومد به قضیه خاتمه دادم به نظر میامد خیلی ناراحت شده که آبش ریخته تو دستم منم از‬

اونجایی که آدم وسواسی هستم زود دستامو شستم و برگشتم دیدم ای بابا تمام دکمه هام بازه دکمه هامو بستم. و‬

اومد منو بغل کرد.بعدش خیلی ضعف کردم یه چای با قند خوردم وزود خداحافظی کردم و اونم منو رسوند تا‬

‫سر خیابون و رفت.میدونید وقتی آبش اومد فهمیدم که انگار ارضا شده ولی من لذت خیلی کمی را چشیدم چون‬

‫پریود بودم و نتونستم ارضا بشم.راستی روم هم نشد که بهش بگم باید بعد از ارضا شدن آبشو کاملآ خالی کنه‬

‫چون ممکنه مریض بشه. روم نشد بهش بگم چون به نظر میآمد که به خاطر کارش خیلی شرمنده شده ولی‬

‫میخوام بدونه که اگه بلد بودم که باید چکار کنم کاری میکردم که از سکسش لذت ببره. اینو واقعآ گفتم.وقتی‬

‫رسیدم خونه خیلی گریه کردم مامانم فکر اتفاقی برام افتاده.اخه اصلآ باورم نمیشد که این من باشم که این‬

‫کارها را بکنم ولی من از سکس وحشیانه متنفرم اصلآ دوست ندارم ساک بزنم یا لب کسی را بخورم. به نظر‬

‫من یه سکس لا پایی رمانتیک خیلی بهتر از یه سکس وحشیانه است .

  • 4

Date: December 17, 2017

Leave a Reply

Your email address will not be published.