تعطیلات تابستان خانوادگی

0 views
0%

پدر یه خبر خوب دارم براتون خبریی که همه منتظرش بودیم همه شاد شدن و با هم گفتن آخ جون تعطیلات تابستونو میریم لب دریااااااااااا پدر گفت بلههههههههههههه پدر گفت وسایلتونو جمع کنید وآماده باشید فردا حرکت میکنیم پدر داشت در حیاط منزل ساک های اهل خانواده را در ماشین جا میداد و مدام اهل خانواده را صدا میزد که عجله کنند پدر وارد حال شد و گفت پسرداریم میریم دریا باز نشستی جلو تلویزیون داری بازی میکنی پاشو جمع کن این بساط رو عوض این برو به مادر و خواهرت کمک کن زودتر آماده بشن راه بیافتیم پسر فوری دستگاه بازی را از تلویزیون جدا کرد و تحویل پدرش داد و گفت بابا لطفا شما این دستگاه را تو ماشین بذار منم میرم کمک خواهر و مادر پسر در اطاق مادر را زد و گفت مامان بابا منتظرتونه کاری داری بیام کمک مادر گفت پسرم گلم پدرتو صدا کن بیاد کار من با خودشه پسر صدا زد و گفت بابا بابا بیا مامان کارت داره پسر گفت مامان کاری دیگه نداری من برم کمک خواهرم مادر گفت نه کاری ندارم برو عزیزم پسر رفت طرف اطاق خواهر و در زد جوابی نشنید دوباره در زد باز هم صدایی نشنید درو باز کرد و رفت تو اما خواهرشو ندید خواهرشو صدا زد اما باز صدایی نشنید کمی مکث کرد که متوجه صدایی از داخل حمام داخل اطاق خواهرش شد رفت جلو و از لای در که هنوز مقداری باز بود دید که هدفون رو گوش خواهرشه و اون داره در نهایت لذت موهای زائد بدنشو اصلاح میکنه یکم خودشو کشید پشت در و با انگشت کوبید به در حمام تا توجه خواهرشو جلب کنه اما به هیچ وجه خواهرش متوجه در زدنها نشد برای همین در را یکم باز کرد تا خواهرش متوجه حضورش بشه اینکار نتیجه داد و خواهرش اومد بیرون با دیدن برادرش گفت او ببخشید بخاطر هدفون متوجه حضورت نشدم چیه چی شده کاری داری برادر گفت بابا همه وسایل را گذاشته تو ماشین منتظرماست بمن گفت بیام پیشت کمکت کنم تا کارهاتو زودتر انجام بدی و راه بیافتیم خوواهر گفت او چه عالی اتاقا خیلی به کمک نیاز دارم چون برام خیلی سخته که بخوام موهای پشت پاهام را اصلاح کنم لطفا لخت شو بیا تو حمام و اونها را برام اصلاح کن خواهر رفت تو حمام و داداشش هم پشت سرش وارد حمام شد خواهر که دیگه هدفون نداشت زیر دوش بود و به برادرش گفت بیا اول یکم خودتو خیس کن بعد برادر رفت جلو و روبروی خواهرش رفت زیر دوش نوک برجسته پستون های پرتغالی خواهر میخورد به سینه های داداشش آب خنک بود اما هردو احساس گرمای زیادی میکردن خواهر به برادرش گفت چرا شورتتو در نیاوردی و دستش را برد پشت برادر و از کمر دستش را لیز داد زیر شورت برادش و شورت داداشش را کشید پایین کیر راست بیرون پریده از شورت لبخندی دلبرانه میزد به خواهر و خواهر هم خوب میدانست این لبخند خیلی زود تبدیل به قطره های اشک کیر میشه خواهر فوری برگشت و پشت به برادر کرد کیر برافراشته ی برادر قلطید لای کون خواهر خواهر باسن گلابی گونه اش را تکانی چپ و راست و قدری بالا و پایین داد تا خوب کیر را حس کنه بعد خواهر رو به دیوار ایستاد و ژیلت را داد به برادر و دستاش را گذاشت روی دیوار و پاهاش را بیشتر از طول شانه هاش باز کرد و باسن گلابی گونه زیباش را داد عقب و گفت عزیزم لطفا با این ژیلت هر جا مو دیدی را بزن فقط مراقب باش بدن خواهرتو شخم نزنی در ضمن هر جا را خواستی بزنی اول خوب صابون بزن برادر دو زانو نشست کف حمام صابون مایع را ریخت کف دستش و شروع کرد دو دستی از کمر به پایین خواهرش را صابون مالی کردن دوباره صابون ریخت کف دستش و اینبار دستش را برد لای پای خواهرش و کس قلنبه با لبهای برجسته و بلند را خوب مالید هردو خوب میدانستن که این مالیدن هیچ ربطی با اصلاح موی زائد نداره هردو راضی بودن و داشتن لذت میبردن برادر که مثل خواهر دیگه تحمل نداشت ایستاد و همونطوری از عقب کیرشو کرد تو کس خواهرش دستاشو گذاشت روی پستون های پرتغالی و خوش فرم خواهرش و شروع کرد به مالیدن پستون ها و عقب و جلو کردن کیر تو کس قلنبه ی خواهرش هردو داشتن از سکس نهایت لذت را میبردن و با هم هماهنگ حرکت میکردن هنوز سکسشون دو دقیقه نشده بود که داداش حرکتاشو سریع تر کرد و به خواهرش گفت آه داره آبم میاد خواهر گفت اه چه زود تو که کمرت از بابا هم شل تره داداش خواهرشو محکم چسبوند به خودش و آبشو با چند آه کشیدن بلند ریخت تو کس خواهرش بعد زانو زد کف حمام و تیغ را برداشت و شروع کرد به اصلاح پشت پاهای خواهرش و گفت خواهرم درسته کمر من شله اما کس تو هم خیلی گشاده حتی گشادتر از کس مامان و زن عمو و زن دایی خواهر گفت واقعا چند وقته بابا و عمو و دایی هم همینو میگن این یه جوک قدیمی بود که یکم طولانی شد نوشته 2

Date: May 24, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published.