تلخ و شیرین رابطه کاترین و فرهاد

0 views
0%

سلام دوستان من اولین باره که میخوام داستان سکسی بنویسم البته داستان نیست خاطره خودمه که چهار سال پیش واسم اتفاق افتاد و هنوز با دیدن عکسهای سکسی به یادش میفتم چهار سال پیش با یه پسری دوست شدم اسمش فرهاد بود قیافه بانمکی داشت از نظر خودم البته چندبار با ماشینش رفتیم بیرون و میچرخیدیم من قبل اون با پسرای زیادی دوست بودم با چندتاشونم که صمیمی بودم یه کارایی میکردیم مثل لب و مالیدن و این چیزا ولی تاحالا بیشتر از این پیش نرفته بودم فرهاد پسر خوبی بود تاکید میکنم بووووود چون بعدها ازش متنفر شدم چون فهمیدم خیلی پسته خلاصه یجورایی به دلم نشست هرکاری میکرد چیزی نمیتونستم بهش بگم دست خودم نبود خواهشا فحشم ندید یبار ازم خواست بریم باغشون تا راحتتر باشیم رفتیم اونجا نشستیم رو یه تخت چوبی و اون شروع کرد کم کم باهام ور رفتن اولین بار بود سینه هامو میخورد سایزشون کوچیک بود ولی خوش دست و سفید من کلا بدن سفیدی دارم و نسبتا لاغرم بعدازینکه حسابی سینه هامو خورد دستش رفت سمت دکمه شلوارم دستاشو گرفتم نمیخواستم ادامه بده اما زورش بهم چربید و دستشو کرد تو شرتم و شروع کرد مالیدن منم از یه طرف دوست نداشتم تا اینجا پیش بریم و از طرف دیگه داشتم یه چیز عجیب و تجربه میکردم بعد که حسابی سینمو خورد و کسمو مالید بالاخره رضایت داد تمومش کنه و برگشتیم دفعه های بعدی که باهم قرار میذاشتیم راحتتر شده بودم باهاش گفت بریم یه باغ دیگه که خلوتتر و بزرگتر بود قبول کردم رفتیم و پشت چندتا از درختا شروع کرد به همون کارای قبلی بعدش از کیفش یه اسپری با کرم درآورد و گفت میخوام از پشت بکنمت قبول نکردم کلی اصرار کرد و گفت یکاری میکنم درد نداشته باشی بزور قبول کردم شروع کرد کرم زدن به سوراخ کونم که حسابی هم تنگ بود انگشتشو میکرد توشو درمیاورد بعد اسپری و حسابی خالی کرد رو سوراخم و انگشت کرد توش کیر خودشم اسپری زد که دیرتر آبش بیاد بعد چنددقیقه که سوراخم سر شده بود هیچی احساس نمیکردم جایی واسه نشستن نبود ناچارا ایستاده شروع کردیم لبمو گردنمو خورد تا حدی که جاش موند و کبود شد بعد منو چرخوند که روم به سمت دیوار بود خیلی ترسیده بودم که درد داشته باشه و نتونم تحمل کنم سر آلتشو فشار میداد به سوراخم ولی نمیرفت یکم کمرمو سمت جلو خم کرد بالاخره با هزار زحمت سر کیرش رفت تو سوراخم یه آخ بلند گفتم که با صدای جووووون گفتن فرهاد قاطی شد دردش زیاد بود اونم تو حالت ایستاده یکم صبر کرد بعد کل کیرشو فرستاد توش با اسپری بی حسی که زده بود بهم دردش داشت کم میشد شروع کرد به آرومی تلنبه زدن دیگه دردی احساس نمیکردم داشت خوشم میومد اونم سرعتشو بیشتر میکرد احساس میکردم تا معدم رسیده صدای بیضه هاش که به باسنم میخورد و شالاپ شولوپ صدا میداد منو غرق لذت میکرد ولی بلد نبودم چطور ابرازش کنم لبمو گاز میگرفتمو و صدام در نمیومد در عوضش فرهاد حسابی داشت کیف میکرد من اولین دوست دخترش بودم و اولین بار با من داشت سکس و تجربه میکرد دستشو میاورد جلوی شکمم و کسمو میمالید ولی بلد نبود ارضام کنه همش میگفت جووون عشق منی چقدر کونت تنگه قربونش برم و ازین حرفا بعد از چندتا تلنبه سریع و محکم صداش بلند شد و گفت داره میاد عشقم داره میاد صداش داشت تبدیل به داد میشد یه دفعه گفت ریختم تو کونت و من خیلی خوشم نیومد نمیدونم چرا بعد چندتا دستمال از کیف من برداشت و جفتمونو تمیز کرد و با یه لب طولانی از هم جدا شدیم و برگشتیم خونه هامون حس عجیبی داشتم نمیدونم چی اسمشو بذارم کل بدنم بوی آب منیشو گرفته بود و حالم داشت بهم میخورد رسیدم خونه و رفتم حموم هم لباسامو شستم هم خودمو خاطره اون روز هیچوقت از ذهنم پاک نشد اگه از خاطراتم خوشتون اومد بگین تا بقیه سکسامو با جناب فرهاد خان براتون تعریف کنم اگرم خوشتون نیومد فحش ندید خواهشا ببخشید طولانی بود 8 9 84 8 9 88 8 4 8 8 1 8 9 86 8 1 8 7 8 8 8 7 9 87 9 8 7 8 8 1 8 9 86 9 88 9 81 8 1 9 87 8 7 8 2 ادامه نوشته

Date: May 12, 2022

Leave a Reply

Your email address will not be published.