تلمبه ای بر محارم

0 views
0%

سلام من چند تاخاطره نوشتم امااینومیترسیدم بنویسم اماخب اتفاق افتاده برام چن نزدیکی بامحارمه وکسی دوست نداره نخونه چندتایی ک خوندم توخواب بودن واقعیته چن برامنم ایطوربوده من طرفتارمحارم نیستم اماخب شده دیگ مختصرمیگم تاجای ک میتونم قضیه برمیگرده ب 18سالگیم من قیافم خوبه و کشتی گیرم دو گوشم شکسته کیرم کلفت نیست اونطور اما درازه و ختنم نکردن متأسفانه برا همین سرکیرم قایمه عمم چهل پنج سالش بود شکم نداره بدنش بدجورگوشتی وسفیده و باسنش پهنه و چاق نیست شوهرش مأموریت میره وشرکتش شهر دیگس خونه عمم طبقه اپارتمان تهران ی پسر دختر داره پسرش سه سال ازمن بزرگتره ودخترش دوسال وقتی من رفتم تهران پسرش که دانشگاش شهر دیگه بودقراربودفرداش برسه وشوهرعمم چند روزبعد من ظهررسیدم و عمه دوماچ ازم برد دخترعمم سلام سردی کرد و تو اتاق رفت عمم با ی دامن بود وهی نگاه باسنش میکردم بدطورشهوتی شدم عصر تو حمام خودارضای کردم وقتی بیرون اومدم باز باسن عمه تحریکم کرد شب تو هال جامو گذاشتن و ساعت یازده ازخستگی وعصرش ابم رفته بود خوابم برد طرفادوسه شب بیدارشدم دیدم همه جاتاریکه و نورابی ضعیف شب خواب تو هاله دیدم عمه با فاصله یک متری جاش گذاشتس و دخترعمه هم که تو اتاق عمه ب طرف چب بودوباسنش از پتو بیرون شهوت دیگه داشت ازچشمام بیرون میزد مدام پیش اب ازم میریخت شرتم خیس خیس باخودم گفتم برم دستشوی ابمو بریزم راحت شم چون طاق باسنش بازشده بودو بدطورشهوتی میکردم گفتم دست چپمو هوایی بش بزنم جوری ک نفهمه تاخوابه اروم نزدیک شدم قلبم سینمو تکون میداد از شدت زدن دستام میلرزید و سرد بود دستمو بردم وسط دوطاق بازشدش عین شکاف بود اروم زدم وبرداشتم دوباره زدم چون دستم میلرزیدگوشه دستم خوردبه طاق بالاییش به سرعت دستموبرداشتم ورفتم سرجام ونگا عمه میکردم ک باتعجب دیدم کمرشو قوس داد و پتو رو کمی کنارزدو نفس عمیقی کشید فهمیدم بیداره و فهمیده ادم بعضی مواقع کارای میکن ک بعدأ بشون فک میکنه میگه چقدخریت بوده نمیگفتی یکی بزنه توصورتت و بافوش پرتت کن بیرون خ بامرام باشه وبگه بچس ب بابات نگه خلاصه رفتم و دستموزدم وسط طاق پشتش و وقتی انگشت کوچیکه خورد به سوراخ پشتش که بازشده بودوکلی گوشت اضاف داشت بدنمو بی حس کرد ولی بدطور دستم میلرزید با کلی طول دادس دستمو بردم زدم ب جلوش ک دیدم پابالایش رو برد سمت جلو خم شده دیگ اماده بودو طلبه خیلی لپ جلوش باد کرده بود دوس دختر زیاد داشتم و فیلم زیاددیدم اما کس ندیدم اینقد لپ هاش ورم کرده فک کنم شهوت ایطورش کرده بود چوچولشودوس داشتم دس بزنم یا نمیدونستم جلوش موداره یا ن اماوسط لپاش بدطورخیس ولزج بود دامنشو بیشتر دادم بالا و بدنمو نزدیک بردم شرت مایوشو ک نفمیدم چ رنگه هم نشد دربیارم نزدیک شدم وکمرشوبیشترقوس داد دیگ اروم شده بودم زیرشلوار و شرت باهم دراوردم و انگشتمو زدم به بیخ کیرم وسر غلاف شدش خیس از پیش ابم زد بیرون الان هم هروقت بخوام بکنم باید سرشو بدم بیرون که اول بره چن پوستش اذیتم میکنه باانگشت اشاره شرت جلو سوراخشو کنارزدم و از بخت بد ناخونم زدبه گوشه سوراخش وتکونی خورد ازترس اروم گفتم ببخشید و جوابم نداد اماپاشو کمی بازکرد سرشو زدم ب دم سوراخش احساس رونمیتونم بگم داغ نرم لزج همینطورکه جلو میرفتم نفس عمه رو شنیدم داشتم جلو عقپ میکردم و ی صدا قرچ قرچ میومد ک نتونستم کاری کنم نیاد باسنش خ نرم بود وموج داشت هرچند شرتش ک عین سماده کیرمو میزد اذیتم میکرد تادست راستمو زدم ب طاق بالایش وبردمش بالا طاقش اونقد بازشد ورفت بالا وسوراخ پشتش ازپشت شرت میدیدم نتونستم مقاومت کنم وارضاشدم ریختمش کف دستم ودامنشو زیر اوردم و رفتم دستشوی اومدم سرجام دیدم عمه پتو کامل روشه و روش اونور همچنان تکون نمیخوردفک کنم خوابید امامن تاصب بیداربودم سرجام وفک میکردم و نگاه عمه نفهمیدم کی خوابیدم صب باصدا پسرعمه بیدارشدم وعمه طوری رفتارمیکرد انکاراتفاقی نیفتاده چندبارخودارضای کردم خونه عمه از فکرباسنش و دیگه تواتاق دخترش خوابید و پسرعمه پیش من پچه ها الان بعداین مدت پشیمونم وبمن فوش ندید چون ب خودم خیلی میدم پدرم میگ توکثیف ترین قطره خون منی ولی شهوت شدیدش ادم روازحالت عادی خارج میکنه ادم کاری میکن ک ی عمرپشیمونی یابدترش اعدام نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.