تنگی سوراخ کون دختری ناز و دوست داشتنی

0 views
0%

سلام خدمت شهوانی و اعضاش همین اولش از خودم بگم تا جلوتر توی داستانم گیج نشید که تو کامنتا ادب بسیارتونو نشون بدید داستان تقریبا طولانیه همراه با توصیف صحنه ها و توضیح سکس به صورت کامل پس اگه حوصله نداری کص ننت بخونی و تو کامنت کص بگی برا نوشتن این خاطره حسابی وقت گذاشتم تا قشنگ و جذاب شه من اسمم فربد الان سنم ۲۰ و دانشجو هستم و قدم الان ۱۸۵ ۱۸۶ و وزنم ۹۰ ۸۵ دقیق نمیدونم چون متغیره و توی یه شهر کوچیک شمالی زندگی میکنم من قبل گواهی نامه گرفتنم رانندگی میکردم و به خاطر همین همیشه ریش و پشم داشتم تا شک بر انگیز نباشه و خداروشکر هیچ مشکلی هم پیش نیومد تا گواهی نامه گرفتنم این داستان برا ۱۷ ۱۸ سالگیمه اون موقع یه ۲۰۶ اتومات داشتم همین اتومات بودنشم مربوط به داستانه بعدا کص نگید خب میریم سر داستان طبق معمول همیشه بعد مدرسه میرفتیم دور دور و تهشم یه سری دوستامو یه جا و یه سری دیگشونو یه جا دیگه پیاده میکردم تهشم تنها برمیگشتم خونه تو یه خیابون تقریبا نزدیک خونمون یه دخترو از پشت دیدم با مشخصات ظاهری مانتو تیره و یه کیف دوشی تقریبا بزرگ و رونای گوشتی با یه شلوار کتان جیگری و بعد دیدنش مشخص بود سنش ازم بیشتره اون موقع ها تخم چندانی برا دختر بازی نداشتم و بیشتر جنده میکردم که شر نشه البته خیلی هم زیاد نع کنارش واستا دم و شیشه ی ماشین سمت شاگردو دادم پایین و گفتم سلام خانوم سلام امری دارین میخواستم اگر ممکنه شمارتونو داشته باشم مِن بابِ آشنایی زبون باز بودنم همیشه معروف بوده و هست آقا این خل و چل یهو خواست سوار ماشین بشه دستگیره ی ماشینو کشید و باز نشد بهش بر خورد و منم دکمه ی قفلو زدم و باز شد و نشست یه چند ثانیه گذشت و بهش گفتم مزاحمتون که نشدم اون گفت نه من باید اینو بگم و ازین کصشرا شمارشو گرفتم وسطای راه یهو چشمش خورد به دنده ی ماشین و تعجب کرد بعدا گفت آخه حقم داشت ۲۰۶ اتومات کمه و خودمم تا قبل خریدنش نمیدونسم همین اولش بگم که این کصخل فک کرد وضعم عاااالیه خداروشکر عاااالی نبود ولی عالی بود رسوندمش سر کوچشون که از قضا تقریبا نزدیک بود خونشون به خونمون از اندامش بگم که قدش تقریبا ۱۶۵ و به خاطر گوشت بودنش وزنشو نپرسیدم که خجالت نکشه ولی حدس میزنم ۷۰ ۷۵ بوده باشه غروب اون روز زنگید و منم خواب بودم و صدام شدیدا کلفت شده بود که جواب گوشیمو دادم ترسید و قطع کرد بعدا خودش گفت دوباره زنگیدم جواب نداد و اس دادم سلام عزیزم چیزی شده جواب نمیدی اس داد با آقا فربد کار داشتم دوستش امیــرم خندم گرف بهش زنگیدم این دفه صدام عادی شده بود و بعد گفتم به به آقا امیر سکسی من انتظار داشتم بد رفتار کنه با این حرفم ولی اوکی بود یه کم ازین مسائل و حرفای عاشقونه و سکسیمون میگذشت حدود دو سه ماه فکر کنم و فهمیدم دانشجوعه و ۲۳ ۲۴ سالشه این خانوم باید میرفت تهران برا دکتر رفتن و از من خواست که برسونمش تو این مدت تو ماشینم ننشسته بود ینی فقط قرار میذاشتیم و اون بعد قرار میرفت سوی خودش دیگه خونشونم یاد گرفته بودم چون میدیدمش از تو پنجرش رفتم سر کوچشون و اومد نشست یه کم صحبت و منم پشت دستمو گذاشتم رو رونش و اونم دستمو گرفت و خیلی ریلکس نزدیکای ترمینال شدیم قبلش اندکی دستمالیش کرده بودم و از کص و کونش عکس داده بود بهم منم از کیرم و این چیزای رابطرو تقریبا همه بلدن نزدیکای ترمینال ازش پرسیدم میتونم بپرسم چیشده که داری میری دکتر و چرا تهران مگه اینجا دکتر نداره گفت یه مشکلی دارم که دکتر خوبش فقط تهرانه یه کم نگرانش شدم و پرسیدم چته گفت نترس ایدز ندارم راستش ازین ترسیده بودم مشکلش مسری باشه اسم بیماریشو گفت و هنوزم ک هنوزه با توجه به رشتم که پیراپزشکیه اسمشو نشنیدم و مشخصاتش این بود طبق گفته ی خودش تنگی بیش از حد سوراخ مقعد و یبوست ناشی از اون و بیماری های کلیوی و بقیه ی اینا اولش خندم گرفت و با صدای نازش گفت نخـــــند چیز بدی نیس که رسوندمش ترمینال و هزینه ی کرایشو دادم و بستنی و چیپس و پفک خریدم و رفت نگید کصلیس بودم فک کنم ۵۰ تومنم نشد همش به این فک میکردم که تنگی سوراخ کون که بیماری نیس ولی خب فکرای کصشرو سریعا فر میدادم از مخم این خانوم برگشت و ب منم اطلاع نداد از برگشتنش ینی وقتی تهران بود خیلی حرف نمیزدیم و منم یه حسی بم میگف احتمالا تهرانیه و پیچونده و منم نکرده فر خورده بودم برا همین آدم حسابش نکردم و هیچ زنگ و پیامی نداده بودن حدود یه هفته بعدش اس داد بیا سر کوچمون کارت دارم یه کم تعجب کردم از خشک حرف زدنش ولی خوشحال شدم که در نرفته بود رفتم پیشش و مثل همیشه خوشگل و خوش پوش و منم خشک سلام و علیک کردم و یه گاز وحشتناک دادم که ماشین اتومـــات تیکاف کشید ما اینیم دیگه هیچی نمیگفت و منم به هوای دور دور داشتم چرخ میزدم و یهو گفت مرسی که حالمو پرسیدی و این چند روز به یادم بودی یه نکته ای بگم که چون دختر خالش همسایمون بود و خوشگل و سفیییید بود میترسید مخمو بزنه چون ب گفته ی خودش من جذاب بودم به خاطر سن کمم و فیس سن بالام و این اراجیف گفتم وظیفه ی توعه حواست به من باشه نه من گفت من تو شهر غریب بودم نه تو گفتم خودت میگفتی کلی فامیل دارین اونجا گفت بلخره تو باید حالمو میپرسیدی یا نه گفتم الان دردت چیه که شروع کرد به لوس کردن و منم حشریییی خر شدم بهش گفتم حالا دکتر چی گفت گفت هیچی چیز خاصی نگفت گفتم برا چیز ساده رفتی تهران گفت حرفاش الکی بود باید دنبال یه دکتر دیگه بگردم گفتم چی گفت هی کص میگفت که بپیچونه ولی من ول کن نبودم گفت باباااا گفت باید سوراخ مقعدتو گشاد کنی تا راهش واشه یه نکته دیگم بگم که تو عکسایی که از خودش داده بود مشخص بود شدیدا تنگه و چون حمومِ شیر میگرفت خیلیم سفید بود دم و دستگاهش و مشخص بود ب این راحتیا سوراخشو باز نمیکرد با چیزی فیس و افاده ای نبود ولی تعصب داشت رو تمیزیش من گفتم ینی خودش خواست سوراختو باز کنه من جلوش عادی حرف میزدم و اون دخترونه و مودب گفت نه بابا دکتره زن بود گفتم حالا چرا ترسیدی من که خر نیسم ولی باشه زن بود گفت برگرد خونه اسمشو تو کاغذ ماغذ نسخش نشونت بدم گفتم نمیخواد قبولت دارم هی کص میگفت که بفهمونه دکتره زن بود و منم حال میکردم حرص میخوره یه نکته ی دیگه این که اون عاشقم شده بود و من نیمه عاشق ینی بودنش برام بهتر از نبودنش بود تقریبا شب شده بود و رفتیم یه رستوران معروف که غذارو تحویل مشتری میده و جای نشستن نداره سیب زمینی و سالاد و کباب ترکی گرفتم که همشونو بشه دوتایی خورد آخه وقتی دهنی منو میخورد حس شدیدا قشنگی بم دست میداد یه جای ساکت و دور از شهر پارک کردم و غذاهاکه دیگه سرد شده بودنو شروع کردیم به خوردن و لب بازی وسطشون و ازین کصخل بازیا که الان بهش میخندم یه چیز دیگم که باید بگم که در رابطه با دلیل دوست داشتنشه این بود که اصلا آهن پرست نبود ینی هیچی از ماشین نمیدونست و فرق ماشین خودم و بابامو نمیدونست و وقتی با ماشین بابام میرفتم دنبالش اصلا جز دفعه اول هیچی نمیگفت و عادی رفتار میکرد خلاصه کیس ازدواج بود بهش وسط غذا خوردن گفتم حالا چیکا میخوای بکنی گفت چیو گفتم تنگیتو خندید گفت میرم میوه فروشی خیار میخرم عین اون فیلمه میکنمش تو خودم یه فیلم سوپر دیده بودیم باهم که زنه سوراخشو با خیار برا پسره باز میکرد گفتم خیارش هستاااا شدیدا خندش گرفت و پشتی صندلیو داد عقب دستشو گذاشت رو شکمش و گفت وای فربد دلم درد گرفت مانتوش باز بود و تاپ زیرش پوشیده بود و تپلی کصش مشخص بود از رو شلوارش و چون ساپورت نمیپوشید میدونسم دست بزنم اصلا حال نمیده ولی با این حال آروم از رو شکمش دست کشیدم و بردم گذاشتم روش کصش و گفتم خودم خوبش میکنممم براش عادی بود این کارام چون مالیدنام اوایلش براش سخت بود و بعدش مجبور شد عادت کنه گفت بلد نیسی که با لوس بازی خودمو انداختم روش و دستیو خوابوندم تا پامو نگاد و شروع کردم به خوردن لباش یه کم اینجا براش غریب بود و چون منم هیکلی بودم خیلی راحت نبود اینو میفهمیدم و نمیگفت دکمه ی شلوارشو باز کردم دستمو کردم تو شرتش و دیدم اوف تمیز تمیز کرده کصشو یهو یه آه کشید اولین بار بود انقد راحت و با آزادی میمالوندمش چون اهل دور دور بودم جاهای خلوت شهرو بلد بودم بعد خودش ترسید و آروم دم گوشم گفت ببخشید صدام رفت بالا گفتم نه عشقم این چه حرفیه به شدددت در مورد این کلمات احساساتی بود و چون کم میگفتم دیوونه میشد سریع گردنشو میک زدم اون موقع کبود کردن مُد نبود و منم حواسم بود محکم نمکم گردنشو دستمو دراوردم و گذاشتم جلو دهنش و گفتم توف کن گفت نه روم نمیشه بدت میاد منم حشری شده بودم بلند تر گفتم تــــوف کـــن و بالاجبار توف کرد دستمو کردم تو شرتش دوباره و کصشو خیس و لزج کردم انقد این بشر تمیز بود که حتی با این که غذا خورده بود بازم توفش بوی آدامس میوه ای میداد اصن عجیب بود لعنتی دستام درشت بودن و هستن هدف این بود به سوراخ کونش برسونم و ترسیدم شلوارش پاره شه و تا اون موقع فقط براش شرت و سوتین میخریدم و پول شلوارشو حوصله نداشتم بدم ولی با این حال با دقت دستمو رسوندم پایین تر و سوراخشو که دست زدم دیگه دیوونه شدم عقلم رفت تو کیرم غذاها روی داشبرد بودن و مطمئنا میدونید داشبرد ۲۰۶ کوچیکه و غذاهارو با دست توفی و کصی پرت کردم رو صندلی عقب و رفتم روی رون چپش با پای چپم کیرمو میمالوندم به روناش و خودم شلوار اسلش پام بود و شلوار اون چون کلفت بود حسی نداشتم کیرمو دراوردم و دادم دستش و اومد توف کنه تو دست خودش دید دهنش خشک راسی کیرمم اون موقع ۱۵ ۱۶ سانت بود و الان موقع سکس ۱۸ ۵ ۱۹ میشه ولی خیلی کلفت نیست این دفه اون ازم خواست تو دستش توف کنم واقعا ازش بعید بود چون دختر به شدت تمیزیه و منم به احترام تمیزیش زیر بار توف کردن نرفتم ولی ول کن نبود بلخره رو کیر خودم توف ریختم و سریع گرفتش تا نریزه پایین جا شدیدا تنگ بود و حشر مخمو تعطیل کرده بود نمیتونستیم همزمان من کصشو بمالونم و اونم کیرمو بمالونه و با بی میلی منتظر بودم خسته شه از مالوندن و من برم سراغ کصش و بلخره خودم آروم دستشو برداشتم و به بهونه ی بوسیدن پشت دستش موفق شدم دستمو دوبارع برسونم به کصش چون میدونست جق نمیزنم مطمئن بود حالا حالاها آبم نمیاد برا همین بازم خواست بمالونه با پررویی گفتم من میخوام بمالونم و فعلا تو باتِ منی معنی باتو تو سکس بهش گفته بودم خلاصه دیدم واقعا حشرم زده بالا و اگر ازش میخواسم لاپایی بده میترسیدم سختش بشه تو ماشین یا از ترس آبروش نده منم برا این که تقریبا مطمئن بودم سختشه نخواستم ازش لاپاییو ولی حسابی مالوندمش و چون خیلی اهل ممه نبودم و نیستم بیشتر حول و حوشِ کص و کون و رونش بودم دیگه دیدم بیحال شده و فهمیدم دیگه حشرش خوابیده و خودشم خوابش گرفته از روش پا شدم و نشستم سر جام میدونسم ضعف کرده رفتیم براش چن تا کمپوت خریدم چون میدونسم خیلی دوست داره و باز کردم و خورد و حسابی فاز زن و شوهری گرفته بودیم واقعا برا خودمم غرور بخش بودو حدود ساعتای ۸ ۳۰ بود دیگ هوا کاملا سرد و تاریک شده بود و بهش گفتم بریم خونه انگار یادش نبود که خونه منتظرشن یهو پرید و ترسید ک خیلی دیر شده قربون صدقم می رفت و به گفته ی خودش خیلی ارضا شد و تعدادشو نگفت یا شایدم من یادم نیس بلخره رسوندمش و اون شب چون حشری بودم تا صبح چت کردنمون اذیتم نمیکرد و خودمم مشتاق بودم حدود سه چار روز دیگش باز رفتیم بیرون و این دفعه صبح زود حرکت کردیم و چون اون تا ۲ دانشگاه داشت منم به بهونه ی دور دور ساعت ۷ صب زدم بیرون تا ۸ صبحونه خوردم و رفتم دنبالش خانوادم چون دوستامو میشناختن دورادور میدونستن همشون اوکین و بهمون اعتماد داشتن و کاریم نداشتن جفتمون میدونستیم باز برا اون مالوندنا قرار گذاشتیم و اونم چون ساعت کلاساش از ده صبح تا ۲ بود اصلا استرس نداشت رفتیم بابلسر و فریدونکنار و براش چن تا لباس خواب خریدم ازین دست فروشا که دیگه حسابی عشقو میخوندم تو چشماش و اونم واقعا فهمیده بود بعد ۳ ۴ ماه که نخواستم بکنمش هدفم واقعا دوستیه و سکس خالی نیس گوه میخورد از اولش میخواستم بکنمش ولی مکان نداشتم راستش ینی داشتمااا ولی میخواستم کاملا آمادش کنم از لحاظ ذهنی که یهو تو مکان تنگ بازی در نیاره کوپنِ مکانم بپره ساعتای ۱۰ ۱۱ بود که چون شکموعم گرسنم شد و بهش که گفتم گفت کاش میشد خودم برات یه چیزی بپزم یه چیز میگم کص نگیدااا ولی ناموسا همون لحظه چون سرعت ماشین کم بود یه مرده بلند داد زد ویلا دارم ویلااااا منم چون تاحالا نگرفته بودم ترسیدم شناسنامه بخواد و داستان درست کنه و با این فکرا که دو ثانیم طول نکشید یهو زدم بقل و مرده عین اسب اومد سمتمون گفت سلام آقا ویلا میخواستین گفتم آره برا چند ساعت نگار دوس دخترم ماتش زده بود مرده گفت بشینم تو ماشین نشونت بدم گفتم بفرما و درو وا کردم و نشست نگار دم گوشم پرسید چیکار داری میکنی مرده حرفشو قطع کرد که دوس دخترم حرفشو دم گوشم بزنه مرده با شعور بود و مشخص بود بلد کاره و چون پلاک ماشینم تهران بود و خودمم لهجه نداشتم تهِ شعورشو گذاشت دمش گرم یه سوییت گرفتم و توافق کردیم تا ساعت ۶ غروب ۱۰۰ تومن بدم بهش و دیگه پایین تر نمیومد یه سوییت کاملا محیا برا سکس حتی کاندوم هم توش مخفی بود و مرده بهمون نگفته بود چون نپرسیده بودم فک کنم و خودم پیداش کردم البته استفادش نکردم هیچی نمیگفت نگار چون از مرده خجالت میکشید و به شدت بهم اعتماد داشت و چون میدونس بُــخــورِ هیچ قدرتی نیستم تکیه گاهش شده بودم و خیلی ریلکس بود ما سوییتو گرفتیم و چون نمیخواستم خیلی خرجش کنم کوچولو ولی دنج بود همه چیز توش بود و یه 2 هم بود فکرشو بکنیــــد پی اس ۲ _ اصن فوق العاده بود رفتیم سوپر مارکت و بهش گفتم هرچی نیازه برا غذا درست کردنت بخر من جدی گفتم ولی اون خندش گرفت خلاصه خیلی بحثو نپیچونم نهارو خوردیم و چون ظرفا قبلش خیلی تمیز شسته نشده بودن اینم از حرصش کص کصی شستشون و اومد نشست کنارم رو سوفای بزرگ سوفا کاناپه ی مخصوص خوابیدنه منم بغلش کردم و روم ولو شد تاپ تنش بود و بازوهای گوشتیشو میمالوندم و از چهرش فهمیدم خوشش نمیاد و ممه هاشو گرفتم دستم و با سوتین مالوندم یه حسی بهم میگفت خودش میدونست قراره بکنمش چون شرت و سوتینی که آخرین بار خریده بودمو پوشیده بود و ازین روغنی براقا بود به رنگ بنفش دیگه عین خمیر بازی ممه هاشو میمالوندم و با این که با ممه حال نمیکردم وحشیانه ممه هاشو میمالوندم موقع حرف زدنم گوشیم زنگ خورد و دمش گرررم ک زنگ خورد دقیقا غروبش هم قراره داشتیم بریم قل قل با بچه ها البته الان ترک کردمااا ترسید نگار و رفت گوشیمو آورد دید اسم پسره فهمید یکی از دوستامه جوابشو دادم و پیچوندمش که وقت نگیره آخه ساعت تقریبا ۱ شده بود و باید نهایتا ۳ خونه میبود به خاطر ترسش رفته بود رو صندلی بلندا نشسته بود به زور و چشم تو چشم داشت نگام میکرد گوشیو گذاشتم کنار و گفتم نمیای پیشم گفت میشه گوشیتو بذارم رو سایلنت خواستم بگیرمش که گفت نه خودم دلیلشو هنوزم نمیدونم ایستاده بود کنارم و نیم رخ داشتم میدیدمش نمیگم قصدم کردنش نبود تا اون موقع ولی خب فقط چشم به دستمالی و ناز کردنش بسته بودم و به بیشترش فکر نمیکردم همینطور که نیمرخ ایستاده بود ینی از بقل میدیدمش دیدم گردی کونش به شدت تو چشمه یه کم خودمو بهش نزدیک تر کردم تا دستم بهش برسه آروم کونشو مالوندم و اونم یه کم براش جدید و جالب بود همونطور که میمالوندمش بلند شدم از پشت بغلش کردم و فهمیدم داره حال میکنه چون دیدم گوشی فقط الکی دستشه و هیچکاری نمیکنه و چشماشو نمیدیدم ولی حدس میزدم بستس چشماش کیر منم وقتی شق میشه برا این که دردم نگیره از فشارش به سمت چپ میفرستمش همونطور که به سمت چپ رفته بود میمالیدمش به کونش و شکمشو میمالیدم و تپلی بالای کصشو میکشیدم از رو شرت و شلوار سخت بود ولی خب حشره دیگـــــــه آروم کمرشو گرفتم و به سمت اتاق کشوندمش خودش میگفت فکر این که میخوام بکنمش رو نمیکرد دنبال عشق بازی بود موهاشو میدیدم از پشت و بزرگی کونش و یه کم از قاچ کونش که از بالا معلوم بود و سکوت خونه و تاریکی خونه دیگه روانیِ کردنش شده بودم تختش ازین نرم و فنریا بود که سکس روش سخته ولی خب دوستان همه حشرین و مطلعن از قدرت حشر آروم انداختمش رو تخت و اون رفت سمت دیوار و من اینورش دونفره ی خیلی بزرگ بود تختش اصن انگار ۳ ۴ نفره بود اومد ادای عاشقارو در بیاره و پاهاشو طوری انداخت روم که سختم بود دستمو به کصش برسونم ولی من از پشت رسوندم و محکم کونشو گرفتم آوردمش بالاتر یه نکته ی دیگه اکثر دخترا ازین کارا خوششون نمیاد حس ابزار بودن بهشون دست میده نکنید ازین کصخل بازیا یهو یادم افتاد هنوز یه شلوار کیری تنشه همونطور که داشت موهامو نوازش میکرد اون موقع تازه مد شده بود بقل موهارو میزدن و بالاشو میذاشتن بمونه اگه یادتون باشه منم اون مدلی زده بودم اینم از اون کچلی بقلاش خوشش میومد و باهاش بازی میکرد و منم حالا میکردم و در همین حین بهش گفتم خانومم در نیارم لباساتو آررروم لبامو بوسید و پاشد نشست رو تخت خودش تاپشو دراود و خیلی ریلکس و سکسی عین فیلم سوپرا برام لوس کرد خودشو و تن نمایی میکرد بدنش سفید بود و بیمـــو ولی راستش کصش موداشت و موهاشم سیاه بود ولی اپیلاسیون میکرد که سیاه نشه ب خاطر تیغ منم پا شدم عین وحشیا شلوارمو دراوردم و طبق معمول کیرم خود نمایی میکرد و چون شرتم ازین مارکدارا بود هنوزم هسااا وقتی کیرمو صاف میکردم کش شرتمو میکشید و میشد کامل دید کیرمو تیشرتمم دراوردم و پرتش کردم اونور یه لحظه فهمیدم که گیج شده و مطمئن شده که هدفم سکسه وقتی گیج میشد و هنگ میکرد خوردنی تر میشد خوارکصده خلاصههه خوابیدیم بغل هم و تو اون شرت و سوتین دیگه روانی کننده شده بود اونایی که کص تپلو از رو شرت چرم و روغنی مالیدن میفهمن چه حالی میده راحت میمالوندمش از رو شرت و مشکل خاصی نبود تا این که اونم کیرمو گرفت تو دستششش _ چون آمادگیشو نداشتم مو به تنم سیخ شد واقعا غافلگیر شدم کیرمم خشک بود و دستای لطیفش نوازشی بود برا کیرم امیدوارم تجربش کنید به بقل خوابوندمش و انگشتامو با توفم خیس کردم و مالوندمش رو سوراخ کون تنگش ولی اصلا فشار ندادم که اذیت نشه تند تند میمالوندمش و خیلی حس خاصی نداشت یا لااقل بروز نمیداد همونطور که گوشش تو دهنم بود کلا با اون یکی دستم موهاشو ناز میکرد بهش گفتم یادته دکتر چی گفت باصدای شیطون خودم که میشناختش گفت اوهوم یادمه خب که چی گفتم یادته در مورد خیار حرفیدیم همین لحظه کیرمو بالا پایین کردم دیگه واقعا حس کردم که یه حسی بین ترس و شهوت و علاقه به من بهش القا شده بود که لبخندش از رو لبش محو شده بود و داشت به آینده ی کارش فکر میکرد دودل بود یه جورایی بهش گفتم یه دفعس دیگههه با لحن ملتمسانه گفت باشه قربونت برم ولی میشه اگه نتونستم ادامه ندی همونطور ک لپ کونشو میکشیدم گفتم خب حالا سوسول نشو دقیق یادم نیس چی گفتم ولی معنیش این بود پاشدم دنبال کرم یا پماد یا چیزی میگشتم و روغنو آخرین انتخابم قرار داده بودم چون جاش میموند رو تخت و صورت خوشی نداشت برگشتم دیدم بالشو بغل کرده و روناشو یه طوری خم کرده ک میدرخشیدن روغن جامد بود و از بوش خوشم نمیومد ولی خب چه میشد کرد روغنو که دید بازم لج کرد که درد داره و این کصشرا گفتم بذار انجامش بدیم شاید تاثیر داشت برا اون حالت چیزی نمیگفت و تقریبا مطیع شده بود دمر خوابید و کون فوق العاده ناز و گندش زد بیرون و منم شرتشو دراوردم و اون خط مثلثی شکل زیر کونش هنوزم جلو چشمامه خم شدم لپ کونشو بوسیدم و شاید ناموسا باورتون نشه ولی یه ذره غیر پاکیزگی نمیدیدیم روش وسواسی نبود ولی خوار پاکیزگیو گاییده بود یه بالش گذاشتم زیر شکمش تو همین شهوانی خونده بودم ولی کونش نیومد بالا و تغییر خاصی نکرد دیدم نفس کشیدنش سخت شده و بالشو برداشتم میخواسم بگم مدل سگی یا شکل بشین ولی روم نشد که فک نکنه جندس همونطوری رااااحت یک پنجم روغن نیم لیتریو که یه کمیش کم شده بودو مالیدم رو سوراخش نم نم انگشتمو میکردم توش و انقد لیز شده بود که خودمم هیچ فشاریو رو انگشتم حس نکردم بیشتر از دو انگشت واقعا جا نمیشد توش من نمیدونم چطوری تو شهوانی مشتشونو میکنن توش برا بار اول روغن سُر میخورد بره زیر تا کصش یهو برش میداشتم و میریختمش دوباره تو کونش و دیدم با مالوندن کصش نفس نفس میزنه دلم نیومد حال نکنه دیگه لیس هم نمیتونستم بزنم چون روغنی بود ولی با سرعت میمالوندمش و چوچولش با انگشتم میگرفتم و میکشیدم و چاک کصشو با انگشت فاکم میمالوندم و اونم واقعا حال میکرد و آبشو حس نمیکردم تو اون همه روغن پاشدم رفتم لای پاش و لپای کونشو میمالوندم عاشق نرمی کونش بودم شدیییید کونش باز نشده بود اونچنان و همونطور که گفتم کیرم خیلی کلفت نبود ولی برا تنگی اون خیلیییی کلفت بود دیگه خوابیدم روش خودش میگفت قبلا که خوشش میاد وزنم بیاد روش منم خودمو روش لش کردم و کیرمو بدون دست تنظیم کردم رو سوراخش و فشار دادم بره تو کله ی کیرم رفته بود ولی هنوز خیلی دردش نیومده بود استخون کیرم درد گرفته بود از فشارش نم نم میکردم توش و در کمال نا باوری نصفش رفت تو درش آوردم و منتظر بودم کثافت و گـــوه شرمنده روش چسبیده باشه ولی پدرسگ داخل کونشم از دهن شمایی که کامنت بد میذاری تمیز تر بود اوف لعنتی الانم داره دیوونم میکنه دوباره روغن ریختم تو سوراخش و این دفعه رفت تو کونش بوی روغن داشت حالمو بهم میزد سر درد گرفته بودم این دفعه یهویی تا تهِ کیرم کردم توش کیر من مدل موشکیه و تهش از جلوش کلفت تره اینو گفتم با حرف بعدم تعجب نکنید یهو عین اسب نعره زد و گریه میکرد گریه هاشو دیده بودم ولی این از درد بود میفهمیدممم خایه کنان درش آوردم و دلم سوخت براش سوراخشو دیدم که خیلی باز شده بود و تو کونش مشخص بود ولی خب سیاهی دیده میشد یه کم بوسیدمش و فهمیده بود بازِ باز شده بود کونش کیرم نیمه بیدار شده بود ولی لای پاهاش بود و داشتم دستاشو میمالوندم و اشکاش قطع شده بودن و فقط با صدای هق هق غر غر میکرد که بسه ولی من تازه یافته بودمششش با ناز و نوز راضی شد که بازم بکنمش این دفعه آروم تر کردم توش تلمبه زدنو شروع کردم واقعا ندیدم کسی از کون لذت ببره چون هم پسر کردم هم دختر هم زن هیچ کدومشون از خودِ کون دادن لذت نمیبردن و فقط حس بدی داشتن و خب نگار هم جدا از بقیه نبود انقد کردم کردم تا آبم داشت میومد و انگار جلوی کیرمو سیمان گرفته بودن و آبم میخواست سیمانو بکشنه بیاد بیرون آبم که داشت میومد مطمئن بودم زیاده درش نیاوردم که تنش خیس نشه و بدش بیاد همشو ریختم توش عااالی بود واقعا چون بعدش روش خوابیدم و کیرم خوابید و خودش از کونش درومد این دفه من رفتم سمت دیوار و اون اینور خوابید بازم با این حال که آبم اومده بود و از خیسی و آب کمرم و روغنی بودن کونش و میدونستم خیلی دل خوشی ازم نداره با دردش بازم کونشو میمالوندمش و با عشق میبوسیدمش داشتم شرتمو میگرفتم که تمیزش کنم یادم افتاد باید بپوشمش و چندشم شد خوابش نبرده بود ولی کاملا اشکاش رو گونش خشک شده بود و چشماش بسته بود دم گوشش گفتم عشقم یا یه صفت دیگه بریم حموم با بد اخلاقی گفت خودم میرم خندیدم و از خندم حرصش گرفته بود و پاشد رفت داشتم با خودم فکر میکردم که چرا بعد اومدن آبم ازش بدم نیومد آخه هروقت جنده میکردم بعد اومدن آبم از طرف بدم میومد و حس کثیفی بهم دست میداد به خودم میگفتم این دختر واقعا عاشق شدنیه پاشدم در نزده رفتم حموم تا رفتم داخل انگار منتظرم بود و پشتشو کرد بهم و بازم کونش داشت چشم نوازی میکرد و سینه های بزرگ و نرمشو از بقل میدیدم و واقعا دلم میخواست از دلش درارم رفتم بغلش کردم و بازم کیرم شق شد و رفت لای پاهاش و به شدت سفت کرد کونشو و کیرم لای کونش عین لواشک له شد همونجا بود فهمیدم یه خالِ صورتیِ ریز رو پشتشه و اونو بوسیدم و یه کم آروم شده و برای حال کردنش برگردوندمش کیرمو کردم لای پاهاش و میدونسم آبم به این زودیا نمیاد و تا میتونسم میمالوندمش و چون یه کم شکم داشتم و اون خیلی کمتر شکم داشت تا ته نمیرفت لاش ولی عالی بود براش پاهاش شل شده بود یه توالت فرنگی تو حموم بود رو اون نشست به صورتِ یِـه وَر و دوشو همراه خودش برد و منم با صابون خودمو شستم و همیشه عادت داشتم تخمام و لای پامو از جلو با صابون میشستم و ازین کارم خندش گرفته بود ولی از حیای اجباریش به کیرم نگاه نمیکرد پررو نشم باز هوس نکنم بکنمش خیلی آروم و با آرامش لباسامونو جلوی هم میپوشیدیم و لرزیدن ممه ها و کونشو میدیدم و از خجالت چشمامو نگاه نمیکرد و منم با شرمِ این که خیلی لذت نبرده بود ناراحت بودم چون از سوییت تا خونشون نهایتا یک ساعت راه بود و ساعتم حدود ۲ بود عجله ی خاصی نداشتیم میدونم زیاد شد و از شمایی که تا اینجا خوندی ممنونم به شدت حدود دو ماه بعدش تولدش بود و دلم میخواست تو این دوماه بازم بکنمش ولی بهونه ی خاصی نداشتم تولدش با کادو میکردمش حدود یه هفته بعدش با نارضایتی براش یه هدیه خریدم که نمیگم چیه و چقدره که کص گویانِ سایت شهوانی کص نگویند همون شبش تقریبا دو سوم قیمت وسیلرو برام فرستاد و اندکی از عذاب وجدان ولخرجیم کم شد تا یه مدت به بهونه ی اون وسیله میمالوندمش ولی سکس ابدا تا یه اتفاق اگر حوصلشو داشتم حتما ادامشو مینویسم دقت کنید کامنتاتون به تخممه و مهم اینه که خودم حال کنم با نوشتنم از عاقبت عشق و عاشقیمون بهتون بگم که دلم کمتر بسوزه حدود دو سال باهم بودیم و حدود یک سال و خرده ای سکسامون عین زن و شوهرا مستمر شده بود تا این که واقعا الانم نمیدونم چیشد خر شدم ریدم تو رابطمون و غرور کیریم نذاشت بهش بگم اشتباه کردم یه درس دیگه هیچوقت نذارید غرورتون برینه تو رابطتون نوشته

Date: February 23, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published.