تیره ۱

0 بازدید
0%

جلوم نشسته بود مدام حرف میزد اما حواسم نبود به باز و بسته شدنه لباش نگا میکردم همیشه لباشو دوس داشتم باید حواسم رو جمع میکردم اگه حرفاشو نمیفهمیدم بهش برمیخورد دوس نداشتم بهش بربخوره دیگه نمیتونم ادامه بدم سخته واقعا سخته میدونی یه روانپزشکو مرتب میبینم زندگیم رو ازم گرفتی لعنتی یه مدتی بود ازین حرفا میزد میترسیدم خسته شده بود بدش میومد ازم داشت تموم میشد نمیتونست بشه نباید میزاشتم که بشه راهیه که خودت انتخابش کردی ساحل هرچی میخوای اسمشو بزار گول خوردن سوءاستفاده برام مهم نیس تو مجبوری جملم رو محکم و آهسته تموم کردم باید میترسید باید از نقابی که ساختم میترسید اینجوری ولم نمیکرد سرشو گذاشته بود رو میز اومده بود منو ببینه میگف مهمه هنوز لباساشو عوض نکرده بود رگه های بنفش و فیروزه ای موهاش از دسته ی بینهایت مشکی رنگ بیرون زده بود صدای هق هقش میومد طاقت نداشتم نرم با حالت سیلی دستمو کشیدم رو گونه هاش حرکاتم رو میشناخت میدونس باید سرشو بیاره بالا همیشه برده ی خوبی بود سرشو آورد بالا زل زدم تو چشاش لخت شو محکم و آهسته مثل همیشه بش دستور دادم بی صدا بلند شد نرم و آروم لباساشو درآورد سعی میکرد لرزش شونه هاش رو حفظ کنه هق هق ضعیفی داشت آلفاها همیشه اینجوری بودن ضعیف بودن ولی میخواستن خودشونو قوی نشون بدن نوره آفتاب از پنجره ی پشت سرش افتاده بود رو سرشونه های لختش و وسوسم میکرد که میکشون بزنم وایساد جلوم لخت و بی صدا عین یه ماده سگ به کیرم اشاره کردم شروع کن همیشه با حوصله بود اینو دوس نداشتم برده باید بمیره باسه دستور صاحبش داشت آروم خم میشد جلوم که دستمو گذاشتم پشت سرش و سفت کشیدمش جلوی پام چهارزانو نشست لباشو غنچه کرد میدونس چجوری دیوونه میشم کشید رو کیرم لباشو از بالااا تا پایین دیوونه میشدم سفت سیلی زدم رو صورتش بخورررشش مادر جنده سریع کیرمو کرد دهنش با صدا میخوردش تا ته میبرد تو گلوش تند و تند سرمو بردم عقب و چشامو بستم رو ابرا بودم یه گوشت زیر پام بود دیگه چی میخواستم از موهاش گرفتم و سرشو کشیدم عقب کیرم از دهنش درومد سینه های بزرگش تو چشمام بود کیر بسته حروم زاده لیاقت کیر نداری که بی صدا نگام می کرد کیرمو کوبیدم رو صورتش سفت جنده ی کی بودیی ارباب سام ننت زیر خوابه کیهه شما ارباب جنده ی خووووب گفتم که کارشو بلد بود موهاش تو دستم بود کشیدم بلندش کردم هولش دادم رو میز دستاشو آوردم پشت بدنش سفت گرفتم کیرمو جا دادم لاپاش خم شده بود نرم سر کیرمو هل دادم تو کونش درد میکشید با تموم وجود بدون توجه به انقباض بدنش آهسته و نرم تا ته کردم تو کونش بزرگ بود و سفید الهه ی سکسیه من سرشو گذاشته بود رو میز لباشو سفت گاز میزد تا جیغ نزنه تلمبه زدنو شروع کرده بودم سفت و آهسته با هر تلبمه صدای کشیده شدن پایه های میز میپیچید تو آشپزخونه دستاشو سفت گرفته بودم نمیتونس کاری کنه نمیتونست موهاشو سفت از پشت کشیدم کی جندت کردهه توووو جندم کردیی جوووونننن تندتر کردم تلمبه هارو جیغ میزد بلند داشتم ارضا میشدم سنگین میکوبیدم تو کونش کشیدم بیرون نشوندمش زیرم کیرمو جلو صورتش میمالیدم سایه های مشکیش پخش شده بود از گریه دوس داشتم چشامو بستم و آبم با فشار خالی شد رو صورتش صورتش تیره بود تیره تر شد تیره مثل رابطه ای که باید نگهش میداشتم جمع کن کس و کونتو صدای در اومد رفت تو اتاق که دوش بگیره چشامو بستم چن دقیقه گذشت شاید خوابم برد نمیدونم صدای آب نمیومد رفته بود یه چشامو باز کردم نور آفتاب اذیتم میکرد سر ظهر بود و آفتاب داشت میگایید رو میز به برگه بود برش داشتم تنم میلرزید چرا نمیدونم نوشته بود نیاز داریم که مدتی رو جدا باشیم منتظرم باش رفته بود میخواست تنها باشه کار مهمش این بود کاره مهمش سکسی بود که شاید سکس خدافظی بود بی صدا نشستم آفتاب میزد ولی همه جا تیره بود نوشته دلقک

Date: December 17, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.