جعفر کونم گذاشت

0 views
0%

قضیه مال خیلی سال پیشه من ده دوازده سالم بود و هیچی نمیدونستم با یه کون توپل و سفید و بی مو اون زمان جعفر چهارده پونزده سال داشت پسر داییم بود منو با همه چی اشنا کرد و هم کون میداد و هم کون میکرد رفتیم اولین بار حموم هی برام جق میزد و کونمو میمالید ولی خر حالیش نبود من ارضا بشم دیگه بهش نمیدم انقد جق زد ارضا شدم ولی اب نداشتم زود اومدم بیرون اونم جق زد و اومد بیرون ول شب هی خودشو میمالید به من دوباره تحریکم کرد و کیرشو لای چاکم بالا پایین کرد و به منم اجازه داد همبن کار رو بکنم هی میخاست کونم بزارهو براش ساک بزنم که نمیزاشتم کار همیشگی ما شده بود وقت کیر میاوردیم همبن کارا رو میکردیم یه چن وقت ندیدمش و نتونستیم کاری بکنیم بعد که امکانش شد اومد پیشم کیرش ده تای مال من شده بود کلفت و بزرگ من ترسیدمو حسودیم شده بود گفت بیا منو بکن منم رفتم الکی کردم و نوبت اون شد تازه به بلوغ رسیده وشهوتی هی بالا پایین کرد و هی میخاست تو بکنه من نزاشتم با کلی التماس سرشو رو سوراخکونم کردو همون موقع هم خوشبختانه ابش اومد و تو کونم ریخت حس بدی بود اولین ابی بود که میدیدم با جورابش پاک کرد دیوس با افتخار به من نشون داد دیگه چن وقت باهاش سکس نکردم هم میترسیدم هم به ابشو کیرش حسودیم میشد ولی بازم گولم زد و کیرشو کرم زد و فرستاد تو کونم خیلی درد داشت هی با دولم بازی کرد و من به خاطر اینکه کیرش تو بود و تحریکم کرد زود ارضا شدم اومدم در برم نزاشت ادامه داد ابشو خالی کرد و ولم کرد بازم از اون و خودم بدم میومد و تا چن وقت پیشش نرفتمو هی کم شد اونم چن جای دیگه هم بکن داشت و هم کونی یه بارم یادمه یکی از کونیهاشو که یه سالهم از من بزرگتر بود کونیه اورد منو خرکنه که من بکنمش از من بزرگتر بود کیرشم فک کنم تو بلوغ رسیده بود بزرگتر بود منم برای اولین بار از سوراخ کردمش ولی اون اصلن حالیش نبود انگار انگشت تو کونش بود ارضا شدم و جعفر گفت حالا بیا به من بده منم دیگه حال نداشتم و گفتم نه و اون بدبختم همون کونیه که اسمش ممد بو د رو کرد و رفت دیگه از خودم بدم اومده بود چون هم کیرم بزرگ نشده بود و نه اب داشتم و دیگه هم با جعفر کاری نداشتم به خاطر همین موضوع دوس داشتم ابکمر داشتمو یه کیر گونده تا مادر جعفر رو میگاییدم بالخره اب منم اومدو کیرم یواش یواش بزرگ شد و به ارزوم رسیدم با چن نفر از بچه محلا سکس داشتم اونا هم مس خودم بودن و هم سن تا اون روز رسید اومد دنبالم بریم استخر رفتیم و بعد گفت بریم خونه ما یعنی داییم رفتیم تو راه همش فکر نقشه بودم که جعفرو بکنم اونم حتمن تو همین فکرا بود رفتیم کسی نبود رفتیم اتاقش گفتم من میخام بکنمت اونم گفت باشه ولی بعدش من کرم اورد و خوابید و منم کرم زدم و گذاشتم کیرمو در کونش و فشار دادم تو و دادش در اومد گفت این همون دودول کوچولو بود گفتم اره یه ذره بزرگ شده گفت در بیا پاره شدم گفتم بخواب الان تموم میشه خلاصه حسابی گاییدمو اونم هی متکا رو گاز میگرفت ولی تو دلش میگفت الان تلافی میکنم منم دل سیر کردمشو ابم اومد و پاشد بره کونشو بشوره کیر منو دید گفت نمیدونستم انقدبزرگ شده لاشی وگرنه بهت نمیدادم رفت که بیاد منم لباسامو پوشیدمو زدم بیرون و اونم باهام قهر کرد ولی انتقاممو گرفتم نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.