جنده امیر شدم

0 views
0%

19 سالگی ازدواج کردم 21 سالگی طلاق گرفتم توی کل مدت متاهلی 10 بار سکس نکرده بودم 3 سال بود اومده بودم تهران بعد از طلاق با پول مهریه ام یک خونه اجاره کردم و زندگی روزمره میکردم یک جا کلاس میرفتم اونجا با یک پسری آشنا شدم که تقریبا من مخش زدم از اون بچه تهران های بحال بود سر کلاس همش تیکه مینداخت شوخی های سکسی میکردم منم تحریک شدم جذبش شدم کلاس که تموم میشد من و 2 تا از همکلاسی های دیگه تا سر شهرک میرسوند یک روز توی ماشین گل اوردن کشیدن منم اصلا سیگار نمیکشیدم چون میخواستم خودم نزدیک کنم بهش منم از اون سیگاری که درست کرده بودن و تعارف کردن کشیدم حالم خیلی بد شد یعنی حشری بودم بیشتر تحریک شدم وقتی رسیدیم شهرک وهمه پیدا شدن من بهش گفتم بریم خونتون خودش باور نمیکرد که یک دفعه از یک دختری که تیپ شهرستانی و خیلی معمولی همیچین پیشنهادی بشنونه تا خونه حرفی نزدیم یا خیلی نعشه بودیم یا در بهت بودیم رسیدیم خونه شون خونه قشنگ وشیکی داشتن منو راهنمایی کرد به سمت اتاقش نشستم رفت کرم کارامل اورد خوردیم و من رفتم دستشویی میخواستم کسمو بشورم از صبح بیرون بودم و اونجا هم یکم خودمو مالوندم از دسشتویی که اومدم بیرون دیدم نور پردازی اتاق خیلی شاعرانه و موزیک خارجی چسبیدم بهش سریع لبم چسبوندم بهش و کشوندمش سمت تخت من تاحالا از این کارا نکرد بودم حتی دوست پسر هم نداشتم قبل از ازدواج توی شهرستان با چادر بودم ولی چند ماهی بود طلاق گرفته بودم و توی مدت متاهلی اصلا ارضا نشده بودم کسم خیلی میخواست خودم سریع شلوار و شورت کشیدم پایین و گفتم خواهش میکنم بکن تعجب کرده بود که یک دختری با تیپ من دارم التماس میکنم مونده بود اصلا نه حرف میزد نه عکس العمل نشون میداد که بعدا بهم گفت من با دختر هایی که تیپ های سکسی و دوس میشم و سکس میکنم ولی اینبار من میخواستم فقط کیر میخواستم کیرش تا دیدم خیلی بزرگ سفید بود کسمو اوردم جلو و کیرش کردم تو کسم وای رفتم رو هوا دهنم خشک شده بود کسم خیس خیس بود خودم عقب و جلو میکردم و محکم فشار میاوردم کم کم موتورش راه افتاد لباسم زد بالا سینه هامو گرفت و میمالوند کس منم تنگ بود داشتم جر می خوردم ولی خیلی میخواست افتاد رو سینه های گرد و سفتم اون موقع سایز سینم 70 بود وزنم 56 چون ورزش کار بودم باسن خوبی داشتم با هیکل خودم جلوی آینه خیلی جق زده بودم خودم گذاشته بودم زیر یک پسر کیر کلفت و خوش تیپ افتاده بود روی سینم داشت میخورد منم جیغ میزدم و کمرم بالا پرت میشد فقط کیر میخواستم یک دفعه بهم گفت جون خیلی تنگی و چندتا محکم کوبید که آب کسم فوران زد مثل مار دور خوردم می پیچیدم تا حالا توس سکس ارضا نشده بودم اون شوهر عوضیم اصلا بلد نبود بکنه کل آب بدنم از کسم میومد بیرون من داشتم می پیچیدم به خودم که محکم گرفتتم و نذاشت تکون بخورم محکم کیرش کرد تو کسم بهم گفت که بهت رحم نمیکنم با حرفاش دوباره حشری شدم زدم تو گوشش و گفتم فقط باید بکنی فقط باید جرم بدی اونم محکم می کوبید پاهام گرفته بود بالا روس کسم تند تند می مالید بهم میگفت که پستونات بمال مثل جنده ها باید بهم کس بدی منم حشری میشدم ولی بلد نبودم که چجوری باید بدم بلندم کرد خوش نشست رو تخت بهم گفت بیا کیر سواری کن دست انداخت دور باسنم منو کشوند طرف خودش منم نشستم روی کیرش یک دفعه با تمام زورش کرد تو کسم منو بالا پایین میکرد و محکم میکوبند و همه پستونام تو دهنش بود یک دفعه خودمو تو آینه قدی کنار تختش دیدم مثل فیلم های سوپر بود توی چنگال های یک مرد قریبه بودم انگشتاش دیدم که داره باسن مو فشار میده پستونام تکون میخوره با دیدن این صحنه تنم لرزید باز آبم با فشار خالی شد منو بلند کرد گذاشت رو میز و پاهام داد بالا کسو شروع کرد به خوردن بهم میگفتم دوس دارم آب کستو بخورم منم بیشتر آب میدادم بلند شد کیرش مالید روس کسم و آبش با فشار پاچید توی صورتم شلیک میکرد پاچید لای موهای روی سینم منم داشتم دیوانه میشدم آبشو مالیدم به سینم و شیکمم اصلا فکرش نمیکردم که سکس اینقدر حال میده از حال رفت بود بی حال افتاد روی تخت و ی سیگار روشن کرد همش میگفت چه کس تنگی داشتی چه هیکله سفتی داری من تازه به خودم اومده بودم که چیکار کردم داشتم از خجالت می موردم به قول امیر شهرستانی شدم از خجالت سریع لباس پوشیدم نذاشتم بدنم ببینه ترس کل وجودم گرفت زدم زیر گریه بهش گفتم برام یک تاکسی بگیر میخوام برم گفت دوش بگیر خودت تمیز کن من فقط میخواستم برم نمیتونستم توی چشاش نگاه کنم ترس و خجالت داشتم میمیردم سریع زنگ زد تاکسی اومد با زور بهم پول تاکسی داد و در گوشم کن خیلی خوش کس و کنی عاشقش شدم حتی شمارش هم نداشتم تا روزی که کلاس داشتیم انتظار داشت نابودم میکردم ولی نامرد اون غیبت کرد من مردم دیدم نیست گریه کردم به یک بهانه شمارش گرفتم بعد از کلاس پیام زدم که چرا نیومدی و از الکی درس این هفته خیلی مهم بود بهش گفت شب بیا خونم بهت جزو بدم چندتا مسیج دادم ولی دیگه جواب نداد من عاشقش شده بودم و به هر قیمتی می خواستم به دستش بیارم ولی خجالت هم میکشیدم و بلد نبودم چجوری شب تک و تنها تو خونه بودم همش یاد کردنش میوفتادم و خود ارضایی میکردم فکر کنم توی 4 روز من 20 بار خود ارضایی کردم به یاد خاطرات سکس قبلی پیام دادم که من خونه تنها هستم میترسم تروخدا بیا پیشم میترسم می ترسید بیاد همش میگفت که خانوادت کجان یک دفعه میان و یک دفعه دلمو زدم به دریا تاقت نداشتم گفتم من مطلقه هستم تنهام جواب داد ای شیطون کیر میخوای باید خواهش کنی منم افتادم به التماس و قربون صدقه رفتنش خلاصه راضی شد و ادرس گرفت و بهم گفت یک لباس خیلی سکسی باید بپوشم و سوتین هم نباید ببندم منم لباس خواب عروسیم که ساتن سفید و توری و لختی بود پوشیدم نه شرت پوشیدم نه سوتین فقط وقتی که اومد خجالت میکشیدم مانتو تنم کردم ساعت 2 شب بود اومد تا دیدمش پریدم بقلش و محکم بوسش کردم بهم گفت چرا مانتو پوشیدی قهر کرد که بره منم هیچ راهی نداشتم خوب تاحالا توی این موقیعت ها نبودم بلد نبودم چیکار کنم مجبور شدم بگم نرو صبر کن مانتوم سریع زدم کنار تا دید که چی پوشیدم برگشت گفت مانتو در بیار من یک قانونی دارم که همیشه باید جنده باشی برام و هر بار که میخوای منو ببینی سوتین نباید داشته باشی من مانتو در اوردم و یک چرخ زدم براش دستم ناخوداگاه رفت سمت سینم مالوندمشان حشری شده بودم حمله کرد طرفم سینمه هامو باسن و رون پام شکمم گردن کسم همون در حالت ایستاده خورد داشتم میمورد اب کس داشت از کنار پاهام سرازیر میشد نمیدونستم من بایدچیکار کنم فقط گفتم بکن نمیتونم منو چرخوند از پشت کیرش گذاشت دم کس که من خودمو حل دادم و رفت تو فشار داد تا آخر رفت تو کسم از بس خیس بود بدون هیچ استحکاکی کیر به اون گندگی وارد کس تنگم شد با دستاش سینم از روی اون لباس ساتن نرم میمالید با اون یکی دستش هم روی کسم میمالید یک لحظه از روی شهوت ناخوداگاه مثل جنده های فیلم سوپرها داشتم کس میدادم دولا شده بودم داشتم عقب و جلو میکردم و باسن و کمرمو میچرخوندم روی کیرش بهش میگفتم دوس دارم کیرتو من عاشق کیرتم بهم میگفت جندم میشی میگفتم اره هرچی بخوای میشم میکفت باید هر شب زیرم بخوای کس و کونت هوا کنی برام با این حرفاش من بیشتر تحریک میشدم و وحشی تر کس میدادم انگار جنده درونم بیدار شده بود دستمو گذاشت روی کسم و گفت کیرم که بمال با اون یکی دستش داشت سینه هامو چنگ میزد و بهم میگفت چه جنده خوش کس و کونی هستی منم میگفتم فقط ماله توم میکفتم من ماله همه هستم تو هم ماله همه هستی جندت میکنم کلمه جنده که میگفت میخواستم منفجر بشم ابم میخواست فوران کنه که یک دفعه گفت که این کس به این خوبی باید زیر 2 تا کیر بخوابه با این حرفش من منفجر شدم نمیتونستم وایسم دیگه تمام تنم شروع کرد به لرزیدن پاهام سست شدن عقب عقب رفتم سمت مبل امیر نشست روی مبل و منم برگشتم بهم گفت بیا کیر سواری منم نشستم روی کیرش کیرش تا ته کردم تو کسم انقدر حشری بودم دوباره شروع کردم به بالا و پایین شدن سینمو میکردم تو دهنش فشار میدادم اونم باسن منو گرفته بود فشار می داد و می مالید توی کارش خیلی وارد بود انگار همه نقاط حساس منو میشناخت با هر فشاری که باسنم میداد کسم خیس ترمی شد و من نزدیک تر میکرد به نقطه لذت داشتم جیغ میزدم انگار جر خورده بودم پاهام جون نداشت بهش گفتم بریم روی تخت نمی تونم داره میسوزه بهم میگفت کجات منم خجالت میکشیدم بگم کسم میگفتم اونجام کیرش محکم میکوبید داشتم می مردم بهم میگفت اسمش بگو کجات یک دفعه از درد داد زدم کسم کسم منو بلند کرد انداخت روی تخت و افتاد روم بهم میگفت دوس داری زیرم خوابیدی کیرش در میاورد نگه میداشت بیرون بهم میگفت نگاه کن مجبورم میکرد کیرش ببینم که دمه سوراخ کسمه بعد میکرد تو و میگفت ببین کیرم تا تاه تو کوست با دیدن این صحنه داغ شدم کمرم به بالا پرت میشد کسم میچرخوندم روی کیرش بهم میگفت باید زیر 2 تا کیر بخوابم باید کس دانمو زیر یکی دیگه تماشا کنه بهم میگفت وقتی میکنمت باید یک کیر دیگه تو دهنم باشه منم فریاد میزدم میزدم جندتو باید بکنی 2 تا کیر کمه 5 تا میخوام یک دفعه گفت ابشو میخواد خالی کنه من اصلا حالیم نبود که میخواد چیکار کنه فقط میگفتم اره بکن یک دفعه اب داغشو پاشید توی کسم سوختم از داغی پمپ زدن کیرش احساس میکردم رگ های گیرش که داشت اب با فشار پمپ میکردم میفهمیدم خودم هم ارضا شدم خالی شدم شروع کردم لرزیدن لبشو گذاشت روی لبام داشتم میلرزیدم خالی میشد بدنم شل شده بود منو تو بغل کرد و شروع کرد کمرم مالیدن و بوسم کردن همه اون لذت کنار اخرش کنار انگار تو زندگی فقط سکس بلد خیلی حرفه ای بود حتی بعد از ایننکه ارضا میشد تازه فاز جدید سکس شروع میشد شروع میکرد به نوازش کردن بهم امنیت میداد انگار میدونست که باید مراقبت کنه قربون صدقم میرفت حرف هاس سکسی لطیف میزد دیگه وحشی نبود بهم نمیگفت جنده میگفت عزیزم با این کاراش منو دیوانه خودش کرد منو تبدیل کرد به یک جنده حرفه ای هرکاری خواست براش کردم که از دستش ندم چندسال باهم زندگی کردیم تازه از اینجا شروع شد متوجه شدم که استعداد جندگی دارم جنده درونم بیدار کرده بود من یک تیپ خیلی ساده و معمولی داشتم مانتو های گشاد بلند معمولا رنگ تیره با مقنعه و شلوار مشکی قدم 170 سینم 70 بود هیکل ورزش کاری پاهای کشیده شکم صاف باسن گرد کسی که همیشه خیس بود تشنه بود 22 سال حتی نگاهش نکرده بودم حتی می ترسیدم دست بهش بزنم به قول امیر یک دختر کاملا رسیده ای بودم که دست هیچ مردی بهم نخورده بود من توی دوران متاهلی توی 2 سال 10 بار هم سکس نکرده بودم ارضا هم نشده بودم مدت زمان هر نزدکی بیشتر از 5 دقیقه نبود ولی الان عاشق پسری شده بودم که استاد سکس بود مدت زمان سکس های ما به ساعت میکشید خیلی راضی بودم حاظر بودم هر کاری کنم که ماله من باشه از دستش ندم برام یک قانون گذاشته بود که هر بار که میخوام برم ملاقاتش سوتین نباید ببندم من نمیتونستم اصلا همیشه توی چادر بودم اصلا بلد نبودم ما باهم همکلاسی بودیم توی مجتمع فنی تهران سعادت آباد اونجا پر بود از دخترهایی که امیر دوس داشت به قول خودش تیپ جنده ای موهای رنگ کرده مانتوهای باز آرایش های فشن من حتی یکبار هم ارایش نکرده بودم توی شهر ما کسی از این کارا نمکرد پیش یک روانپزشک رفتم بهم گفت که حق با امیر هست این چه تیپی هست یکم ارایش کنم مانتو قشنگ بپوشم روسری سرم کنم و بهترین کار اینه که از امیر خواهش کنم باهام بیاد کمکم کنه بریم لباس بگیریم با صلیغه امیر منم رفتم 200 تومن پول از بانک گرفتم و به امیر گفتم بیاد برای اینکه فکر نکنه مبخواد بچاپمش همون اول پولمو دادم دست امیر گفتم که تو پول دست تو باشه دوست دارم که تو حساب کنی تو مغازه تفلک امیر هم هر وقت میومد خونم یواشکی پول میذاشت تئ کیفم امیر خودش بچه مایه دار بود یک ماشین روز خارجی داشت و هیچی رفتیم خرید به صلیغه امیر مانتو و شلوار کیف حتی من میرفتم توی لباس زیر فروشی از فروشنده خواهش میکردم که شوهرم هم بیاد داخل ایشان اینتخاب کنن خلاصه کلی لباس خریدیم یک کیف هم خردیم که وقتی رفتم خونه دری کیف باز کردم دیدم همون دسته پولی که داده بودم به امیر تو کیفم هست تفلکی همه خریدها رو خودش کرده بود من از فردا تیپم عوض شد چقدر سخت بود برام که روسری سرم کنم و آرایش کنم توی خیابون مردم بهم تیکه مینداختن جون چه کسی هست چه کونی داره خوش بحال کسی که میکنه از خجالت و تیکه های مردم آب میشدم از خجالت رفت دانشگاه همه بچه های کلاس کف کرده بودن خیلی سکسی شده بودم من کمر باریک و باسن و ران های بزرگی داشتم امیر همیشه میگفت مثل داف های توی ماهواره میمونه کون و باسنم منم خوشم میومد اون روز برای اولین بار امیر با من توی حیاط دانشکاه ایستاد کنارم کلی شوخی کرد و خندیدم من دیگه با این تیپ و مانتو کنار اومده بودم و امیر هر شب ساعت 1 2 شب مست و نعشه میومد خونم تا صبح پیشم بود منم دیگه سرکار نرفتم با امیر بودم میخواستم همش کنارش باشم عاشق شده بودم امیر از لحاظ جنسی ادم مریضی بود یعنی دوست داشت که من همیشه لباس های تحریک لختی بپوشم سوتین ممنوع بود خوشبختانه من چون چند مدل ورزش میکردم همیشه سینه هام سفت و سربالا بودن واقعا احتیاجی به سوتین هم نداشتم وقتی راه میرفتم خیلی قشنگ تکان میخوردن امیر از توی اینترنت برام عکس لباس های سکسی میاورد بهم میگفت از اینا بپوش یک روز سوپرایزش میخواستم بکنم برای اولین بار رفتم آرایشگاه موهامو درست کردم اپیلاسیون کردم کس برق افتاده بود اومدم رفتم پارچه ویسکوز استرج خریدم از روی عکس اون لباس سکسی ها یک مدل انتخاب کردم چرخ خیاطی باز کردم و شروع کردم به طراحی و برش و دوخت خیلی ساده دوختم نه فکر کنین حرفه ای که لبه دوزی و اینا داشته باشه فکر برش های پارچه بهم وصل کردم مدل لباس خیلی سکسی بود که خودم یکم تقیرات بهش دادم شد شبیه لباسی که هنر پیشه های هالیودی توی مهمونی ها و مراسم میپوشن خیلی تنگ یقه 7 بود تا بالای نافم باز بود فقط روی جلوی سینم میپوشاند از پلو تا خط کمربند باز بود یعنی از بقل سینه هام بیرون بودن پشتش کلا باز بود تا کمرم به باسن و جلوی کسم که میرسید خیلی تنگ میشد جوری که برامدگی کسم معلوم بود از پشت هم وقتی خم میشدم و یکم پاهام باز میکردم پارچه لباس میافتاد روی کسم جوری که همه خط های کسم بصورت برجسته معلوم میشه و جذب میشد به ران های پام جنس پارچه خیلی لطیف و نرم بود طوری که میشست روی بدن و برامدگی ها اینقدر سکسی شده بود که موقع پرو کردن جق زدن لباس اماده شد شام خوردم مثل همیشه منتظر بودم ساعت بشه 1 2 شب که عشق مست و پاتیل بیاد ساعت 8 9 شد که رفتم لباسمو دوباره پوشیدم رفتم جلوی اینه خودم از نیم رخ نگاه میکردم کنار پستونم بیرون بود نوکش زده بیرون کونم زده بیرون کسم باد کرده بود برجسته شده بود هی ور رفتم با خودم و لباس که متوجه شدم جلوی اینه دولا شدم سینه هام افتاده بیرون دامن زدم بالا دستم از پشت کردم تو کسم دارم خود ارضایی میکنم چند مدل دیگه جلوی آینه با لباس ور رفتم و تا ارضا شدم واقعا امیر حق داشت لباس سکسی حتی من و نسبت به خودم تحریک میکرد بی جون نشست بودم لباسمم تنم بود امیر زنگ زد گفت که میخواد بیاد اینجا با هم مشروب بخوریم من تا حالا نوشابه هم نخورده بودم چه برسه مشروب ولی عشق به معشوق بود گفتم بیا عزیزم ساعت 11 شب بود منم با آرایش زیاد لباس سکسی یک کفش پاشنه بلند که کونم گرد تر کنه پوشیده بودم و در انتظار که امیر که کلید داشت اومد بالا زنگ در زد من درب باز کرد با عشفه و ناز دیدم تنها نیست یک پسره دستش و با یک دختر هستن تا اومدم در برم که اونا من و با این اوضاع نبینم امیر منو بقل کرد و همه سریع اومدن تو من یک جوری خودم کرده بودم لای دستهای امیر که بدنم معلوم نشه امیر معرفی کرد و مهدی و با دوس دحترش شهرزاد مهمونی بودن که وسط مهمونی دعوا شده بود اینا اومدن اینجا کلی هم خرت و پرت خریده بودن اب میوه چیپس و شهرزاد پرسید کجا لباس دربیارم که مننم سریع راهنمایش کردم و خودم با هاش رفتم تو اتاقم که لباسم عوض کنم شهرزاد یک شلوار جین فاق کوتاه پاش بود که بند شرت هاش از پشت زده بود بیرون بیا یک پیراهن سفید دکمه ای که دکمه های جلوی سینش اصلا بسته نمیشد با سینه ای سایز 80 فکر کنم بوی عطری که منو مست کرد شهرزاد رفت بیرون امیر صدا کردم که چرا نگفتی تنها نمیایی و الان باید لباسمو عوض کنم که امیر گفت الان زشته عوض کنی یک شال بنداز روی شونه هات که سینه هات بپوشونه خلاصه منم یک شال انداختم با یک سنجاقفلی جلوی خودم بستم رفتم بیرون که دیدم دارن مشروب میریزن منم ملحق شدم بهشون با خنده و شوخی مزه مزه خوردم نمیدونم چقدر خوردم حواسم نبود فقط یک لحظه دیدم که امیر بلند شده یک موزیک کذاشته وقتی برگشته رفته بالا سر شهرزاد با بالا دستش کرده تو لباس شهرزاد داره سینش میمااله من اول فکر کردم که مست هستم تا بخودم جنبیدم دیدم که امیر بلند داره میکنه که برقصیم حالم یک جوری بود رو پاهام بند نبودم تشنه مشروب بودم دوست داشتم بازم بخورم تشنش بودم به امیر گفتم مشروب بریز میخوام هرچی بیشتر مشروب میخوردم بیشتر داغ میشدم دوست داشتم دست امیر بگیرم ببرم تو اتاق سکس کنیم امیر مجبورم کرد برقصیم فکر کنم یک ساعت قشنگ رقصیدم چراغ ها خاموش بود توی بقل امیر بودم هیچی دست خودم نبود پر بودم از عشق بهترین شب زندگیم بود عاشق بودم رو هوا بودم همش خداروشکر میکردم یک دفعه چشام افتاد تو آینه که دیدم تو بقل امیر هستم ولی لباسم رفته کنار جفت سینه هام بیرونه دست امیر هم روی کونم هست برگشتم اونور ببینم که دیدم شهرزاد و مهدی دارن لب میگیرن خیالم راحت شد دیگه مهم نبود سینه هام بیرون هستن کیر میخواستم حالا کس اپیلاسیون شدم شروع کرده بود به خیس شدن میفهمیدم که اب کسم داره از بقل ران پام میاد پایین رفتم دستشویی شستشم خشک کردم اومدم بیرون دیدم امیر از پشت شهرزاد گرفته داره سوتینش باز میکنه من که اومدم بیرون سوتین شهرزاد دست امیر بود پرتش کرد به من گفت مگه قانون اینجا بدون سوتین نیست منم که خمار و داغ بودم گفتم بله امیر گفت نوک پستوناتون باید بزنه بیرون شهرزاد داشت تند تند دکمه های لباسش میبست امیر اومد نوک پستون منو گرفت فشار داد گفت اینجوری میخوام باشه من فقط کیر میخواستم امیر حولم داد سمت شهرزاد مهدی من گرفت منو چسبوند به شهرزاد سینه هامون چسبید بهم امیر و مهدی پشتمون بودن که امیر گفت دخترا باید برقصن من خجالت میکشیدم جلوی مهدی یک مرد قریبه به رقصم ولی شهرزدا یک چرخ زد دیدم که دکمه های لباسش بازه نصف سینش بیرون داره شروع کرد به قر دادن که دست منو گرفت و منم مست بودم شروع کردم به رقصیدن دوست امیر مهدی خیلی خوشگل بود قد بلند دکمه های لباس باز بود سینه و پشم های سینش بیرون بود تا چشم افتاد بهش دوباره جنده درونم بیدار شد چشمای مهدی داشت منو میخورت منو تحریک میکرد نمیدونم چم شد که خجالتم ریخت و شروع کردم جلوی مهدی رقصیدن کونم میچرخوندم مخصوصا دستهامو جوری باز و بسته میکردم که سینه هام از کنار بیوفتن بیرون مهدی ببینه شهرزاد من بقل کرد چسبید بهم سینه هامون تو هم بود که به شهرزاد گفتم دوست پسرت داره منو میخوره که گفت مواظب باش جرت نده جنده خانم من خیلی تحریک شدم توی بقل شهرزاد بودم چشام به کیر مهدی بود که امیر از پشت چسبید بهم دستش از بقل کرد توی لباسم زد کنار کل سینم امدن بیرون و یک فشار اورد که دکمه های لباس شهرزاد هم باز شد و نوک سینه هامون گرفته بود و بهم میمالید گردنم میخورد از پشت من لب شهرزاد بوسید و دست انداخت به کمر شلوار شهرزاد دکمه شلوارش باز کرد و گفت اینجا شلوار هم ممنوعه من دستام به ران پاهام بود و یک دستم داشتم گردنمو میمالیدم که دیدم شهرزاد از جلوم رفته کنار من با سینه های بیرون افتاده جلوی مهدی هستم با چشمام التماس میکردم مهدی داشت میمومد جلو که شهرزاد لباسمو کشید از روی شونه هام افتاد و کل لباسم از تنم دراومد من از ترس پریدم تو بقل مهدی از خدا خواسته سرمو کردم تو سینش و لای موهای سینش مهدی هم دست انداخته بود روی کونم داشت میمالید که گفتم بکن مهدی حمله کرد به سینم منم داشتم سینه مردانش می مالیدم برگشتم دیدم شهرزاد روی میز نهار خوری خوابیده پاهاش بالاس و امیر عشق من داره کس اون جنده میخوره یک دفعه خیلی ناراحت شدم پریدم به امیرم آخه رفته بودم اپیلاسیون میخواستم کسمو بخوره حول شدم زدم تو گوش امیر نگاش کردم که دیدم امیر تعجب کرده سریع دستمو گذاشتم بوری کیر امیر گفتم این ماله من امیر هم گفت ولی تو مال همه ایی تو جنده منی منم داشتم منفجر میشدم برای اینکه امیر بکشم طرف خودم گفتم من جندتم به هرکی بخوای کس میدم نقشم گرفت امیر بلند شد منو بقل کرد پاهامو انداختم دورش منو برد سمت مهدی مهدی منو محکم از پشت گرفت سینه های گرمش احساس میکردم دستش روی سینه هام بود دیدم امیر رفت پایین شروع کرد به خوردن کسم منم تو بقل مهدی بودم گفتم توی همین حالت بریم جلوی آینه تا رفتیم جلوی آینه صدای شهرزاد اومد که جنده ای هستش منم چشام بسته شده بودن واقعا رو هوا بودم یک دفعه یک کیر رفت توی دهنم خیلی بدم میومد که کیر بخورم ولی خوشمزه ترین چیزی بود که داشتم میخوردم این پسرا منو همش میچرخوندن متوجه شدم که 2 تا کیر توی دهنم هستش ولی هنوز کسم داره خورده میشه چشمامو باز کردم دیدم شهرزاد جنده داره کسمو میخوره با دیدن این صحنه و کیر گنده اون 2 تا لرزیدم آب اومد شهرزاد انگشتاشو کرده بود تو کسم یکی هم تو کونم کرد که از درد پریدم و دندونام کشید یه کیر مهدی مهدی عصبانی شد و به شهرزاد گفت گه مرگته خودت میخوای کون بدی چرا انگشت تو کون مردم میکنی که شهرزاد گفت کونم میخواره بلند شد اومد طرف من با کس نشست تو صورتم داشت حالم بهم میخورد کس خیس گشاد اه اه یک دفعه امیر انگشتش کرد تو کون شهرزاد من خیلی حال کردم انگار تلافی شده بود مهدی شهرزاد بلند کرد خوابوندش کیرش تا اخر کرد تو کس شهرزاد منم داشتم نگاهش میکردم و سینمو میمالیدم که مهدی درحالی که شهرزاد داشت پاره میکرد سینه های منو هم میمالید امیر هم افتاد بود روی کسم و داشت تلنبه میزد مهدی بلند شد که اینجوری نمیشه شهرزاد برعکس 69 خوابوندن روی من کس شهرزاد توی دهن من بود مهدی کیرش کرد تو کون شهرزاد و کسش توی دهنم بود و از اون طرف هم شهرزاد کس منو میخورد و کیر کلفت امیر توی کسم من جیغم بالا بود امیر میگفت دوس داری جنده عزیزم منم داشتم عشق میکردم که امیر گفت دوس داری کیر مهدی تو کست جا کنی منم داد زدم اوهوم محکم زد روی کونم که بلند شم منم سریع اون جنده زدم کنار نشستم روی کیر مهدی سینه هام توی دهتش بود که دیدم امیر داره شهرزاد میکنه چشام بسته بود فقط میشنیدم که امیر داره میگه که کس تنگ منو دارین میکنین این جنده گشاد دادین بهم و منو چندبار چرخوند و آبم برای بار چندم امد دیگه نمیتونستم چشمامو باز کنم که ببینم چه اتفاقی داره میوفته همون جوری لخت خوابم برد من عادت داشتم هرشب 11 شب خواب بودم ولی امشب مست کرده بودم چندبار هم خود ارضایی کرده بودم اخرهم 2 3 با ارضا شده بودم دیگه هیچ توانی نداشتم چیز خوبش این بود که دیکه اون شهرزاد جنده ندیدمش مهدی دیدم ولی دیگه سکس نکردیم تا چند سال بعد از این رفتار امیر و مهدی خوشم اومد که امیر اجازه نداد که مهدی بعدا به چشم جنده و با بی احترامی باهام بر خورد کنه چند روز بعد با امیر رفتیم شمال حشیش کشیدم تو جاده موزیک امیر منو برد توی یک دنیای دیگه و اصلا نمیخواستم ازش جدا بشم من زندگی سخت و محدودی داشتم حالا امیر اومده بود این هفته شمال بودیم کنار دریای خزر هفته همون موقع جزیره کیش بودیم کنار خلیج فارس زندگی من با امیر توی کیش شروع میشه به مدت 2 سال از کیش به تهران 1 سال سر انتخابات 88 امیر از ایران میره قهر کردیم و یک واحد خونه به نامم کرد ولی از من یک جنده تمام عیار ساخت دوست پسرام همیشه میگن دست امیر درد نکنه امیرم هرجا هستی خوش باشی مرد بود عالی بود بهترین بود عشقم دلم برات تنگ شده ما با هم خیلی داستان سکسی میخوندیم راستش این داستان نوشتم که پیغام بدم بهت که برگردی پیشم من شهرستانی بودم دخترا توی شهرستان وقتی مجرد هستن مهارت های دخترانه یاد می گیرن اشپزی شیرینی پزی خیاطی گلدوزی منم خیاط شدم چون مامانم خیاط بود توی کیش امیر میرفت سرکار منم خونه تنها بودم یک چرخ خیاطی خریدم شروع کردم لباس دوختن امیر مریض جنسی بود من همیشه باید لخت میگشتم کارم ورزش بود و نگاه کردن فیلم سوپر که یاد بگیرم چجوری کس بدم اون موقع ها اینترنت زیاد قوی نبود امیر با اینترنت شرکت عکس های لباس سکسی میاورد من از روشون میدوختم من باید لباس های می دوختم که سکسی باشه ولی برای بیرون باشه مثل مانتو دامن لباس های بلند که جای مانتو بپوشم بدون سوتین و کیش هم هوا خیلی گرم بود دامن میدوختم که امیر هم خوشش میومد توی 2 سال تو کیش ما همه جا سکس کردیم یکبار یادم میاد مه همه جارو گرفته خرچنگ ها بیرون ساحال بودن من داشتم ستاره هارو میدیدم امیر روم افتاده بود پاهام بالا بود از کنارم یک خرچنگ رد میشد توی این شرایط ارضا شدم زندگی با امیر رویا بود توی غروب کیش من به امیر و یکی از دوستاش که مهمون ما بود کس دادم توی ماشین میخوام خاطره مهدی تعریف کنم ولی این مهدی اون مهدی دوست شهرزاد نیست یک جنتل من بود خیلی شیک مهندس سازه بود از المان که برای پروژه کاری از یک دانشگاه المانی اومده بودن برای ساخت زمین های گلف توی کیش قانون خونه ما این بود که حتی اگرمهمون هم امد من باید همون لباس هارو می پوشیدم من چون سکسی میرفتم بیرون زیاد خفت میشدم میکردنم البته منم عادت کرده بودم که به سکس گروهی کنم به چند نفر همزمان کس بدم به ادم های زیادی کس دادم اموزش دیده بودم که کس بدم مثلا یک بار با یک دامن حریر رفتم بیرون خرید خونه توی مسیر شیطون امد سراغم رفتم جاده ماده های فرودگاه زنگ زدم امداد خودرو گفتم ماشینم خراب شده یکی فرستین بیاد کمک وقتی امدادی اومد من کامل لخت بودم و 2تایی منو تو خاک و شن کردن یا یکبار یک عربه منو دید راست کرد کیرش از دشدشه زد بیرون من کیرشو که دیدم دور زدم رفتم بهش کس دادم اونم کونم پاره کرد خون میامد ازش من جنده شده بودم دیگه آموزش دیده بودم که کس یدم اونم حرفه ای بگدریم بریم سر داستان مهدی از المان مهدی و امیر ار فرودگاه اومدن خونه منم یک غذای درست حسابی سفره آرایی و آماده بودم که خودم نمایش بدم 1 سال بود که کیش بودیم ورزش زیاد و برنامه غذایی سایز من تغییر دادخ بود سینه هام شده بودن 85 کونم بزرگ تر شده بود سرشونه هام بزرگ شده بودن شکمم صاف صاف کمرم باریک امیر اجازه نمیداد که شکمم و کمرم خراب بشن میگفت اگر حالت کون و کمر و شکمم بهم بخوره میرم یک کس ماهواره ای دیگه پیدا میکنم بگذریم از گرمای کیش من فقط دامن پام بود با تاپ یا لباس های سرهمی باز سوتین هم نمی بستم اکثرا شرت هم نمیپوشیدم امیر مهدی اومدن خونه منم یک دامن که با پارچه عربی دوخته بودم پارچه عربی خیلی لطیف نازک بخاطر الکتریسته بدن چسبون میشه با یک تاپی که از جنس همین پارچه بود و بعلاوه تور از وسط سینه به بالا توری بود به پایین پارچه جذب عربی دامنم هم مدلش اسپانیایی بود که جذب کس و کونم میشد منم مخصوصا یک نوار بهداشتی باریک زیر شرت می پوشیدم که کسم بیشتر برحسته بشه امیر اشاره کرد که آبجو بیارم منم با یک لوندی رفتم ابجو اوردم از روی عادت وقتی میخواستم تعارف کنم باید یک جوری اینکار میکردم که سینه هام دیده بشن تا وقتی دولا میشم کونم و خط های زیر باسنم پیدا بشه امیر عاشق خط های کونم بود منم همیشه همین کارو میکردم یک آبجو خوردیم امیر باید میرفت بیرون منو بقل کرد کونم کرده بودم به مهدی دامن زد بالا منم یکم قنبل کردم طرف مهدی و امیر گفت مواظب دوست دختر ما باشا من اون روز هرکاری کردم مهدی دست به من نزد روبروش نشسته بودم و حرف میزدیم پاهامو قشنگ باز کرده بودم کسم قشنگ بیرون بود حتی نگاه هم نمیکرد و داشتم دیوانه میشدم که چرا اینجوری هستش به امیر میسج دادم که این دوستت دودول نداره که امیرم کفت شب ردیف میکنیم شب شد کباب و مشروب زدیم و من اینبار یک لباس دیگه پوشیدم تمام تور زیر بود یک نیم تنه سایز کوچیک که کل سینم ازش رده بود بیرون قثط نوک سینم مخفی بود که اونم نوک سینم از روی نیم تنه زده بود بیرون با یک دامن کوتاه کوتاه که فقط جلوی کسم میگرفت با یک شرط توری جلو باز از اینا که جلوش روی سوراخ باز هستش با کلی مروارید و جواهرات قلابی زرق و برق دار مست که شدم شروع کردم به رقصیدن اینبار کمر باریکمو وکون گنده مو قر میدادم میچرخوندم رفتم روی میز میرقصیدم براشون مشروب میریختم امیر سیخ کباب و پیک مشروب دستش بود و داشت جنده بازی منو نگاه میکرد بهم گفت خیلی خوب شدی همه ترکیدیم از خنده منم مست شده بودم هوا هم گرم بود با رقص اون نیم تنه در اوردم حالا تنم اون لباس توری تنگ بود سینه هام فشار میاورد به تور نوک سینم خودشو با زحمت کشیده بیرون از تور برای مهدی که اومدم پیک بریزم ریختم روی نوک سینم از روی سینم مشروب سر میخورد و میرفت توی لیوانش یک سینمو ماستی کردم و برای مزه میزاشتم دهنشون امیر اومد منو بگیره از دستش در رفتم گفتم نباید دست به من بزنید هر کسی که نتونه خودش نگه داره با طناب دست و پاش می بندیم جلوش سکس میکنم تا فردا هم بهش کس نمیدم تا گفتم کس چشای مهدی زد بیرون انگار یکم حشری شد بلاخره منم مخصوصا گفتم که کسی دست بهم نزنه چون میدونستم امیر منو میگیره منم میخواستم به مهدی کس بدم هرکاری از صبح کرده بودم حتی نگاهم هم نمیکرد کم کم دامنو هم در اوردم و همینطور که میرقصیدم لباس توری توی تنم پاره کردم خودم مست بودم و حشری چشام به کیر مهدی بود توی شلوارک بزرگ شده بود روی میز آشپزخانه خوابیدم قرار شد من مشروب بریزم روی شکمم اونا هم بدونه اینکه دستشون بهم بخوره مشروب از روی شکمم بخورن و مزه هم ماست بود که روی کل سینه هام مالیده بودم نوبت مهدی که میشد مشروب از روی شکمم یک جوری سر میدادم که بره زیر شرتم منم فقط یک شرت مشکی که جلوش باز بود تنم بود مهدی تلاش میکرد که زبونش بکن زیر شرتم مشروب هم همه جام رفته بود اونا هم همه جامو لیس میزدن شکمم پهلوهام سینم فقط شرتم داشت مزاحمت ایجاد میکرد که امیر با ظرافت خواستی شرتم در اورد با دندوناش نوبت مهدی که مشروب بریزم و اونم لیسم بزنه که مشروب ریختم روی کسم انگار که مهدی به عوج شهوت رسیده زبونش از روی سوراخ کونم میکشید تا بالای کسم نصف مشروب هم میرفت روی شکمم که اونجا جمع شده بود که امیر هم ملحق شد من مشروب میریختم روی کسم و امیر و مهدی لیس میزدن منو داشتم از اینکه 2 تا مرد بازی میدادم لذت میبردم هر 2تا شون کسم با هم لیس میزدن زبون هاشون میخورد به از دیدن این صحنه لذت بردم شیشه مشروی تموم شده بود منم با سر بطری کسم بازی میدادم اونا هم مشغول بودن به لیسیدن سر بطری کردم تو کسم مهدی با صورتش بطری فشار داد تو کسم همش سوراخ کونم لیس میزد بلاخره شهوت کل بدنش گرفته بود نتونست طاقت بیاره که لپ های باسنم گرفت و گوشت پهلوم لیس میزد سینه هامو داشتم چنگ میزدم بهش میگفتم دوس داری بدنمو ببین چقدر سفت و خوش فرمه ببین چقدر کیرت دوس دارم امیر کنار کشیده بود داشت نگاه میکرد بهش میگفتم امشب فقط به تو میدم امیر اجازه نداره دست بهم بزنه کسم امشب ماله شماست بهم گفت من کونت میخوام کون به این خوش فرمی ارزوم بوده منمن گفتم پس بخورش اونم شروع کرد به خوردن کس و کونم انگشتاش کرد توکسم و میخورد منم بالای کسم میمالیدم بهش میگفتم ببین چقدر حشریم کردی ببین چقدر خیسه بهم میگفت کست خیلی تنگه برای انگشتمم تنگه میگفتم کیرت میخواد باید کس تنگم گشاد کنی گفت کیرم برای کونته یک انگشت دیگه کرد توی کونم حالا یک انگشت توی کسم بود یکی توی کونم منم به پلو خوابیده بودم یکی از پاهام با دستم گرفته بودم بالا امیر بهش گفت ببین چه جنده ای ساختم زحمت کشیدم براش کس 22 ساله اینجوری دیده بودی میگفت اره فقط توی فیلم سوپرها حتی توی آلمان هم کس به این خوبی خیلی کمه دختری که قدر کیر میدونست خوشم اومد از این حرفش اره واقعا قدر کیر میدونستم توی ذهنم فقط کیر بود به هرکسی که تو خیابون میخواستم خیلی راحت میدادم مهم فقط کیر بود کون و پهلو هامو گرفت شروع کرد به لیسیدن خیلی خوشمزه میخورد کونمو چسبودن به سینش فشار داد منو از روی میز بلند کرد مستقیم برد توی اتاق خواب بهش گفتم درب قفل کن امشب میخوام فقط به تو بدم امیر باید امشب جق بزنه چون دیشب دوست باشگاه من جلوم کرده منم میخوام جلوش به دوستش کس بدم رسیدیم به تخت نشستم جلوش شلوارش در اوردم کیرش خیلی کوچیک بود همون موقع پشیمون شدم کیر کلفت میخواستم که امیر داشت ولی شروع کردم کیرش خوردمو کس خودمو میمالیدم بهم میگفت با آب کست کونت خیس کن منم که دیده بودم کیرش کوچیکه اصلا مهم نبود برگشتم یک بالشت گذاشتم زیر شکمم قنبل کردم کس میمالیدم یک پامو جمع کردم توی شکمم که کیرش بیشتر بره تو اونم آروم آروم کرد توی کسم منم تخمش و کسم میمالیدم دلم کیر گنده میخواست داد زدم گفتم امیرررررر بیا امیر داشت نگاه میکرد گفت نمیام التماس کردم خواهش کردم می گفتم ببین کس تنگم خالی هستش میخوای 2 تا کیر توم باشه امیر هم اومد اولش کیرشو کرد توی دهنم منم کونمو میچرخوندم قر میدادم بلند شدم خوابیدم روی کیر امیر و مهدی هم کرد توی کسم داشتم راضا می شدم که امیر بلندم کرد جاشو با دوستش عوض کرد حالا مهدی میکرد توی کسم امیر هم کیر کلفتش کرد توی کونم به مهدی گفت محکم بگیرش میخوام تنبهش بکنم مهدی دست منو گذاشت روی باسنم امیر هم کمرم فشار داد دیگه نمتونستم تکون بخورم امیر افتاد به جون کونم امیر خیلی مست بود آبش نمیومد مثل وحشی ها منو میکرد کونم واقعا پاره شد گریه ام گرفته نمیتونستم تکون بخورم مهدی کیرش در اومد بیرون کوچیک شده بود انگار ابش امده بوده کیرش از حال رفت ولی منو گرفته بود و امیر محکم می کوبید ازش خواهش کردم التماس کردم بهم میگفت که مریم یکی از دوستام بود که خیلی ناز و خوشگل بود پستونهای بزرگی داشت باید بیارم بکنه منم گفتم باشه بهش کون سپیده میخوام میگفتم هرکسی بخوای میارم خواهش میکنم درش بیار مهدی گفت بیا کون منو بکن این دختر ول کن که امیر گفت کون تورو زیاد کردم حال نمیکنم که امیر گفت منم جندت میشم خیلی وقته نکردی منو من خشک شده بودم امیر کیرش دراورد از کون من همون جوری که روی مهدی خوابیده بودم مهدی پاهاشو باز کرد و داد بالا گفت بیا بکن امیر با یک فشار کیرش کرد توی کون دوستش تند تند تلنبه میزدم چند دقیقه داشت می کوبید من احساس کردم که کیر مهدی راست شده اروم اروم کیرش کردم توی کسم با ضربه هایی که امیر به کون مهدی وارد میکرد کیر اونم توی کس من تکون میخورد من از این حرکت ارضا شدم لرزیدم که امیر گفت چی ارضا شدی باید جر بخوری کیرش کرد توی کسم حالا 2 تا کیر توی کسم بود 2 تا کیراشون روی هم سر میخوردن منم داشتم واقعا پاره میشدم ولی خیلی بهم حال میداد از دهنم داشت میزد بیرون وقتی که 2 تا کیر روی جابجا میشد به عئج لذت میرسیدم دوباره ارضا شدم 2 بار توی فاصله کمتر از 2 دقیقه وا رفتم چقدر من کس میدم چقدر حشری هستم بعد از 21 سال در جهنم حالا آزاد شده بودم به لطف امیر آزاد بود مراقبم بود منم کسمو رها کرده بودم لذت کیر فهمیده بودم دیگه به یک نفر نمیتونستم بدم دوست داشتم سکس هام چند نفره باشن 2 تا 3 تا کیر باهم مهدی ابش اومد خالی شد توی کسم و روی کیر امیر که امیر داد زد فحش خوار مادر داد به مهدی کیرش کشید بیرون کرد توی کونم 2 3 تا تلنبه زد و آبش اومد سریع رفت حموم آخه اتاق بوی کون میداد همه جامون بوی کون میداد من خیلی مست بودم خیلی کثیف شده بودم ولی از بس کس و کونم جر خورده بود نمیتونستم تکون بخورم تو بقل مهدی ولو شدم و لاس زدم امیر از حمام اومد بیرون بهش گفتم خیلی درد دارم دارم میمیرم که امیر دستمو گرفت گفت وان حموم برات با آب داغ پر کردم یکم بتادین بریز برو توش بشین توی آب گرم استراحت کردم رفتم بیرون مهدی هم توی اتاق خودش رفت حموم این که امیر داره کون پسر میکنه و اونم کیرش توی کسم هست خیلی صحنه جالبی بود از این که 2 تا کیر جا داده بودم به خودم افتخار میکردم جنده حرفه ای شده بودم ولی خوشبختانه کیر دوستش کوچیک مهدی 3 شب پیش ما بود از صبح تا شب داشت کون و پهلو های منو میخورد امیر بهم گفته که این بچه کونی که رفت باید مریم یا سپیده بیارم بکنه البته خود امیر مخ زن ماهری بود کل دخترهای کیش کرده بود همه بچه های باشگاه مارو کرده بود دخترا میدونستن که من شوهرم سکسی هست دوست داره که لباس سکسی بپوشم همیشه و لباس طراحی میکنه معمولا امیر بحث میکشوند اگر شما هم از این لباس ها دوس دارین بیاین من طراحی میکنم براتون منم براشون میدوزم این بهانه بود دخترا هم میدونستن که باید بیان بدن اونا هم از خدا خواسته به یک پسر سکسی و پول دار بچه باحال کس بدن کیه که بدش بیاد سپیده قرار شد که بیاد یک لباس براش طراحی و اجرا بشه طبق معمول امیر اینارو مست میکرد در حین اینکه بدنشون سایز میزد کلی می مالیدشون منم که همیشه لخت بودم تقریبا دیدن این صحنه که یک دختر جلوت لباس سکسی پوشیده و شوهرش داره باهات لاس میزنه صحنه شهوت انگیزی هستش سپیده منو که میدید هیچی که نمیگم تازه همکاری هم میکنم خیلی بهش حال میداد سپیده هم کلا خیلی ناز و سکسی بود من دوست داشتم که باهاش سکس کنم که امیر لذت ببره خوب کار شروع شد امیر کامپیوتر باز کرد من هرچی عکس با لباس سکسی داشتم اورد مثلا مدل های لباس ها بود کس و کون منم که همه جا بود همون موقع هم سینه هام داشت بالا پایین میشد منم مخصوصا با امیر ور میرفتم پاهامو باز میکردم کسمو میمالیدم به رون های امیر سپیده هم داشت مشروب میخورد عکس های منو میدید که کم کم امیر رفت توی عکس های سکسی آخه از من زیاد فیلم و عکس میگرفت من میرقصیدم جنده بازی در میاوردم اونم همیشه عکاسی میکرد یکی از تفریحاتون عکاسی بود که همه عکس هارو میتونم براتون بزارم به سپیده گفت لباس برای چی میخوای بشرطی برات میدوزیم که برامون از این کارا بکنی سپیده هم گفت یعنی باهاش برقصم که امیر رفته روی یک عکسی که کیرش توی کوسم بود دیگه جو شهوتی شده بود همه حالمون خراب شده بود چشمای سپیده خمار شده بود سپیده گفت هرکاری بخوایین میکنم ولی یکجوری گفت اشاره به من کرد که یعنی جلو زنت که خود من گفتم من میخوام بکنمت که همه خندیدیم امیر سپیده بلند کرد متر اورد گفت باید اندازه بزنم دور باسنت شروع کرد به مالیدن و منم کمکش میکیردم تصمیم گرفتم که به امیر حال بدم بهش گفتم تو بشین نگاه کن و به سپیده هم که اماده انفجار بود امار دادم بیا دست و پای امیر ببندیم با کمک هم محکم دستاپاشو بستیم حالا من داشتم اندازه گیری میکردم خودمو همش می مالیدم به سپیده تاپ سپیده در اوردم که اندازه سینه هاشو بگیرم سینه های خیلی خوش فرمی داشت خیلی هم نرم و سفید نوک صورتی سپیده جلوی امیر ایستاده بود که خیلی سریع سوتینش دراوردم نوک پستوناش سیخ شده بود شروع کردم به ماساژ دادن سینه هاش چشم های سپیده بسته شد منم تاپمو در اوردم و نوک سینه هامو می مالیدم به نوک سینه هاش نشستم پایین پاش زیپ شلوارش باز کردم که امیر شروع کرد به داد زدن میگفت کیرم داره میترکه سپیده هم پاهاشو می مالید بهم معلوم بود که کسش نوازش میخواد شلوارش دراوردم بردمش نزدیک امیر خودمو میمالیدم با امیر پستونامو میزدم توی صورتش سپیده هم که انگار میخواست فقط به امیر بده اومد جلو نشست روی پاهای امیر شروع کرد به بوسیدنش منم سپیده گرفتم پستوناشو می مالیدم دیگه خوشم عشق بازی با همجنس خوشم میومد خوردن کس واقعا لذت بخشه سینه هاشو می مالیدم و به امیر میگفتم خوبه دوس داری ماله تو باشه کس منو بیشتر دوس داری یا پستون های سپیده سپیده کیره امیر دراورده بود داشت می مالید بلندش کردم سرپا کسش خوردم امیر با زور دست هاشو باز کرد و حمله کرد به سمت سپیده بلندش کرد برد توی اتاق خواب نشست وسط پاهاش کس سپیده یک جوری می خورد که انگار تاحالا کس ندیده بود منم حسودیم شده بود جوری کنار سپیده خوابیدم با سینه هاش بازی میکردم که کسمو می مالیدم به پاهای امیر که متوجه کس منم بشه ولی امیر فقط تو فاز سپیده بود بلند شد یکم نوازشش کرد نفس سپیده تند تند میزد اروم کیرش کرد توی کس سپیده برای اولین بار میدیدم که امیر انقدر اروم سکس میکنه اروم ولی با ضربه سپیده هم لای دستهای امیر داشت به خودش می پیچید انگار اومدن ماه عسل سپیده ارضا شد امیر بقلش کرد نازش میکرد قربون صدقش میرفت بوس های ریز میکرد ازش چند لحظه که گذشت سپیده اومد روی امیر سینه هاشو کرد توی دهن امیر داشت کسش می مالید روی کیر امیر منم داشتم جق میزدم کیر امیر اروم اروم رفت تو کم کم با فشار کیرش تا اخر رفت تو همون جا نگه داشت بعد دوباره شروع کرد به ضربه زدن جیغ سپیده رفته بالا منم با صدای جیغش تند تر جق میزدم امیر داشت کون سپیده می مالید بهش گفت میخوام ابمو بریز توی کست که سپیده گفت نه ههههه ولی امیر محکم گرفتش ابشو با فشار ریخت توی کسش منمن داشتم میدیدم اون رگی که اب منی ازش میاد چجوری پمپ میکنه منم با دیدن این صحنه ارضا شدم ولی از حسودی داشتم می میردم سپیده پرتش کردم اونور کیر امیر دراوردم بهشون گفتم که بلند شین دیگه بسه نمیدونم چرا عصابم بهم ریخت که دعوا راه انداختم از خونه اومدم بیرون رفتم بیرون یک دامن نازک پام بود و یک مانتو همین ماشین امیر برداشتم یک ماشین شاسی بلند بود تویوتا 2 تا پسر دیدم که مسافر بودم اتو زدمشون مانتو منم خیلی نازک بود کل پستونام معلوم بود جلوی پاشون ترمز کزدم شیشه دادم پایین خواستم ازشون سوال کنم که سر صحبت باز کنم دیدم دارن سینه هامو میبینن هرچی میگم توجه نمیکنن اخر سر مانتومو باز کردم گفتم چیو نگاه میکنی اگر میخوایش بیاین بالا که پریدن بالا داشتن سوار میشدن سریع دامن زدم بالا همه رون و پاهام کسم بیرون بود مانتومم باز بود بدون هیچ حرفی گفتم اگر ابتون زود بیاد کشتمون یکم دور زدم توی خیابون داشتن پستونامو میکند گفتم میخوام برم عقب بشینم نوبتی جاتون عوض کنین اونا هم از طرف فدراسیون قواصی اومده بودن رفتیم توی پارکینگ یک محلی که مخصوص قواصی بود رفتم عقب نشستم به پهلو خوابیدم یک پامو دادم بالا کیرشو کرد توی کسم کیر خیلی بزرگی داشتن زود ابش اومد نفر بعد سریع اومد که باهم دعواشون شد فکر نکنم که هیچ وقت دیگه کسی اینجوری بیاد بهشون بده من یک جنده آموزش دیده بودم تشنه کیر بودم عصابم خورد بود فقط چشامو بستم این دوتا نیم ساعت منو کردن منم تکون نمیخوردم فقط مثل یک گوشت توی دست های اینا بودم با این فکر میکردم که سپیده رفته یا نه سریع رفتم خونه ابشون توی کسم توی ماشین ریخته بودن اگر امیر میفهمید میکشت منو سریع رسیدم دیدم سپیده توی بقل امیر خوابیده امیر هم داره نازش میکنه عذاب وجدان داشتم که چرا با سپیده دعوا کردم و بعد چرا رفتم کس دادم خیانت کردم احساس جدنگی بردگی کردم خسته شده بودم از این وضعیت تصمیم گرفتم فقط برای امیر جنده باشم نوشته ساغر

Date: July 14, 2021

Leave a Reply

Your email address will not be published.