حتی فکرشم نمیکردم

0 بازدید
0%

سلام این اولین باره میخوام واسه خودمو بنویسم تا الان فقط میخوندم واس بقیه رو بگذریم اسمم مهدیار 18 سالمه قیافم معمولیه ولی میگن بانمکه فیست 1 سالِ باشگاه میرم هیکلم میزونه این قضیه بر میگرده به قبل عید تو مدرسه راستش من گی نیسم اونطوری ولی از بچه گی با بعضی پسرا حال میکردم یه کی از دوستام اسمش آرمین 5 سال باش همکلاس بودم از اولم خیلی با من حال میکرد چون زیاد کسکلک می کردم بچه ها میخندیدن آرمین صورتش کپی دختراس نازه اصن پسرونه نیس پوستشم صاف و سفید نه زخمی نه خالی بعد کونش نسبت به بدنش خیلی بزرگِ هیکلش لاقره بچه ها خیلی تو کفشن سرِ همین خیلی تکه میندازن مسخرش میکنن قبل عید یه بار پیچیدیم رفتیم گیم نت بچه ها بش کسشر گفتن این ناراحت شد رفت بیرون صدام کرد گفت بیا بریم کس خارشون منم پشتش درومدم رفتم تو راه کلی درد و دل کرد که کاش خوشگل نبودم و از تاکسی تا کلاس همه یه جوری نگام میکنن منم الکی دل داریش میدادم میگفتم کیرته همه آرزوشونه او فلان می خواستیم بریم خونه یه هو گفت دادا من حالم خوب نیس داری بزاری عرق بخوریم پشمام سوخت فک نمیکردم بخوره گفتم بزار زنگ بزنم آقام پول جور کنم زنگ زدم گفتم میخوام برم بام با بچه ها گفت باشه کلید داری ما داریم میریم خونه عمت انگار دنیا رو بم دادن گفتم اره قطع کردم به ارمین گفتم دادا رواله بریم خونه ما گفت مامانتینا نیستن گفتم نه اومد رفتیم خوردیم گفت موزیک بزار برقصیم داش کسکلک میکرد مثلا گفتم حله دو تا دامبولی خز حامد پهلان و اینا گذاشتم وسطه رقص هی منو بقل میکرد میخندید منم راسته راست بودم بعد یه رب نتوستم تحمل کنم گفتم ارمین چشاتو ببند یه چی نشونت بدم بعدا گفت فک کردم می خوای سیگار رو کنی تا بست لباشو بوس کردم شاکی شد کلی تو ام مثل اونایی بعد 2 دقیقه کس گفتن گفت چش ادم و میبندی واسه این گفتم میخوای چی کار کنی چشاتو ببند بت بگم منم بستم دیدم اونم بوسم کرد چسبوندمش به دیوار 5 دقیقه فقط لباشو خوردم سیر نمی شدم انقدر ناز بود حتی فکرشم نمیکردم یه روز بکنمش انداختمش رو تخت زیپشو وا کردم دیدم کیرش از صورتشم سفید تره یه ذره باش ور رفتم گفتم میخوای بخورمش گفت بدمم نمیاد نمیدونست قراره کونش پاره شه واسش خوردم گفتم نوبت تواِ یه ذره لب گرفتیم کامل لخت شدیم واسم ساک زد فقط قوربون صدقش میرفتم گفتم حالا بخواب یه روزِ با همیم گفت از پشت نمیده او همینجوری بزرگه کونم منم گفتم باشه خوابوندمش رو تخت چسبوندم بش از پشت گردنشو می خوردم میزاشتم لای پاش صدا آهش درومده بود تا میشد داشتم استفاده میکردم از فرصت انقدر خورده بودمش همه جاش قرمز بود 10 دقیقه زدم آبم اومد ریختم روش تختم بگا رفت شبم سیگار کشیدیم من دوباره 5 دقه باش حال کردم داش میرفت یه لب گرفتم ازش نفسم بند اومده بود فردا میگفت اهلش نیست و زد پایه مستی ولی باز 1بار از کونم زدم توش اگه حال کردین اونم میزارم نوشته

Date: June 29, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.