حلقوی ترس زندان

0 views
0%

سلام این داستان بر میگرده به 2ماه پیش من 183 قدمه با 76 وزن و پسره خوش چهر ایم مژده قد حدودا 160 با وزنی تقریبی 69 دوستم بم گفته بود منشی کافی نت و میشناسه و شنیده حلقویه و گفت بهتره بری طرفش منم برای چک کردن فیس بوکم میرفتم اونجا 1 کافی نت بزرگ توی زیرزمین بود وحدودا 14 پله میخورد تا پایین من کم کم واسه هر کاری میرفتم اونجا دختره متوجه شده بود الکی میرم و میام بعد از 1 هفته شو ازش گرفتم و شبا باش چت میکردم و فرداش تو کافی شمارشو گرفتم من توی اهواز زندگی میکنم و گرمای اینجا وحشتناکه ساعت 12 30 به بالا کسی پاشو از خونه بیرون نمیذاره من تا 1 اونجا بودم و به مامانش زنگ زد که داداشش واسش غذا بیاره اخه کافی 2 شیفتی بود صبا 1 دختر دیگه بود تا ظهر و ظهر تا شب مژده خانم کار میکرد خلاصه اونجور که از حرف زدن مشخص بود داداشه گفته بود تو این گرما پاشو بیرون نمیذاره و اینم بش چندتا فش بابا داد چون بچه طلاقه و از باباش متنفره من حساب کردم و رفتم خیابون و واسش خرتو پرت خریدم و بش دادم و زدم بیرون تا شب که بهش س دادم و گفتم ازش خوشم میاد و میخوام بیشتر باش باشم اونم قبول کرد تصمیمو گرفته بودم و قبل رفتن کاندوم خریدم و رفتم کافی فقط 1مشتری داشت و بعده 5 ساعت رفت و ما دوتا بودیم بلند شدم رفتم پیشش و دستشو گرفتم و فشار دادم و میبوسیدم 1رب دستش تو دسم بود بر خلاف همه که میگن شیرجه زد واسه لبم اصلا تمایلی به لب گرفتن نداشت میگفت ارایشش پاک بشه حوصله نداره دوباره ارایش کنه منم هیچ اصراری نداشم 1شلوار لی ابی چسپون پاش بود ک از قسمت پاره شلوارش رونش میخواست بزنه بیرون روی روناش دوتا خط پارگی داشت بیشتر توضیح نمیدم چون باید بدونید چه مدیه شرو کردم به دس زدن به رونش و اروم اروم نوازشش کردم به این سادگیا شهوتی نمیشد اروم اروم دستمو بردم بین پاش و یدفه پاشو چسپوند واقعا داغ بود نگام کرد و خندید گفت تارف نکنیا راحتی منم خندیدم و همونجور که دستم قفل بود تو پاش ارو روی کسش کشیدم و ایندفه خوشش امد گفتم برو درو ببند ولی مخالفت کرد و گفت خطر داره داشتم میسوختم از اینکه نکرده باید برم سینه های سفتو گردش بدجور خودنمایی میکرد دیدم 1 دستم بیکاره شرو کردم با چنگ زدنش و فشار دادن از رو مانتو سعی میکردم نوکشو پیدا کنم که یدفه مژده خانم چفتشو باز کرد و منم دس بردم از رو سوتین میمالوندمش اخه خیالم تخت بود تو اون گرما کسی نمیاد کافی یدفه خانم امد چفتای دیگرو باز کنه که مشخص بود صبرم جواب داد بله غوره ما هلوا شد گفتم برو درو ببند که خیالمون جم باشه اونم رفتو درم قفل کرد امد پایین بلند شدم مثه بچه بود مقابله من بش چسپیدم و باسنشو چنگ زدم و روی موبل نشوندم و شرو کردم به مالیدن سینشو کسش روسریشو در اوردم و زیر گلوشو بوسیدم و گوششو میخوردم داشت دیوونه میشد مانتوشو در اورد و سوتینم کشید پایین جوری سینشو خوردم که انگاراز قحطی امدم و فشار میدادم حداقل این کارو خوب بلدم اون توی س گفته بود ارتجاعیه ولی گفتم از کون و دوس دارم اون مخالفت کرد گفت خیلی درد دا ره و نمیده گفتم بجاش ساک بزن گفت باشه اولین پسری هستی واسش ساک میزنم خندم گرفت از این دروغای همیشگی دخترا خیلی خوب ساک میزد اخه یکبارم دندونش به کیرم نخورد بچه هایی که دخترای تازه کار واسشون ساک زده میدونن چی میگم وقتی ساک زد گفت دوس داره ادامه بده ولی بدون کاندوم میترسه منم دس کردم تو جیب و بش دادم فهمید که حساب شده امدم کاندومو باز کرد و سوارش کرد رو کیرم گرچه فقط نصف کیرمو میگرفت چون 16 سانته وقتی سوارش کرد من رو موبل دراز کشیدم و اروم نشست روش به سختی رفت تو و داشت درد میکشید خودشو شل کرد و تا ته رفت توش و ارم بالا پایین شد و کم کم تندش کرد و خسته شد بلند شدم و اون دولا شد و سرشو به موبل تکیه داد و از پشت کردم تو کسش دردش گرفت و وقتی رفت تو اروم اروم تلمبه زدم تنها صدایی میومد نفس های بلند بلندمون بود گاهیم 1 اه ه ه از طرف اون نمیدونم این حرفایی دوستان میزنن ک کسم جر بده منو بگا چرا هیچوقت برای من اتفاق نیفتاده بگذریم وقتی دیدم دیگه واسش عادی شده خیلی تند تند تلمبه زدم واقا داشت دردو لذتو باهم میبرد دیگه نفس نداشتم که ادامه بدم بلند شدم و از کمر رو مویل دراز کشیدم و پاهام رو زمین بود مثه اون عمودی کمرم بود و افقی پاهام امد و نشست روش و شرو کرد به بالا پایین وقتی نفسم سرجاش امد منم شرو کردم به بالا پایین کردن کمرم که داشت مژدرو بیحال میکرد ابم داشت میومد انقد طول کشید واسه کاندوم بود کا تاخیری بود داشتم میرفتم فصا یدفه صدای کلید امد من لخت دختر لخت کسی بیاد تو وای بچه ها قلبا امد دهنم سریع از روش بلند شد باورتون میشه کیر به اون بلندی و سیخی تو 3یا4ثانیه شد بادکنکی ک بادشو خالی میکنن کوچیک و بی رمق داشتم میمردم میترسیدم کسی دیده باشه و گزارش داده باشه وگرنه دستشو دارم تا 2 3نفرو راحت بزنم چون بچه پایین بودم و از بچگی کتک خوردم و یاد گرفتم چطوریم میشه زد بیشترین ترس زندگیمو داشتم تجربه میکردم نمیدونم تو اون 7 8ثانیه چطور همه لباسا تنم رفتن ولی دختره لخت بود فقط شلوارو کشید نصفه رونش هییییی صدای باز شدن در امد ولی اون در مغازه جفتی بود چون این زیرزمین بود و اون همکف درا چسپیده به همن انگار دنیارو بم داده بودن انگار از دره زندان بعده 1 حبس طولانی ازادم کردن بدجوری ریختم بهم دیدم ارزش نداره شرفت و بخاطر کردن 1 دختر بدی بد از اون هیچوقت نرفتم اون کافی نت هیچوقت بچه ها خیلی کوچیکتر از اونم که نصیحت کنم ولی دس به هرکاری نزنید واسه سکس هستن پسرایی که با جنده ها گرفتن و الان شدن زنشون و شبو روز حسرت میخورن که چه گهی بود که خوردن این اولین داستانیه مینویسم دیدم هرچی جلقیه داره توهم سکس با مهارم مینویسه گفتم 1 داستان واقعی بذارم که حداقل کسی یلحظه فک کنه ک ارزششو داره یا نه تورو خدا انقد چرت ننویسد ک دستش بم خورد بم حمله کرد و لبمو خورد مثه هشت پا ساک میزد بخدا دلم میسوزه واستون ک ارزوی 1 سکس بدلتون مونده و انقد کس و شر مینویسید بای همه نوشته

Date: آگوست 8, 2018