حیوانات حشری

0 بازدید
0%

روزی روزگاری در یک جنگل بزرگ و تخمی یه عالمه حیوون کصمغز زندگی میکردن در کنار هم توی این جنگل تخمی یه خرس سفید چاق و دیوسی بود که هیچ جنده ای ببخشید جنبنده ای از چشای هیز این کسکش در امان نبودن خلاصه این خرسه کسکش ما که اسمش برنارد بود از پیشگامان عرصه جغ بود و نصف بچه های جنگل و هم جغی کرده بود و همیشه تو گوشیش یه عالمه سوپر داشت که البته بیشترشونو خودش شبا میرفت خصوصا شبای جمعه سر خونه ی حیوونای دیگه و قایمکی فیلم میگرفت و ازونجایی که جنگل بود خونه ها در نداشتن و کار این برنارد دیوس راحت تر میشد خلاصه این کسکش غصه ما کلا کارو زندگیش فیلم گرفتم از بقیه و جغ زدن با اونا بود بعد یه مدت با خودش گفت نه اقا دیگه نمیشه اینقد زدم دارم مثه پاندا میشه صورتم و باید دیگه کم کم به فکر کس باشم خلاصه این عمویی دیگه کارش شده بود رفتن بیرون و کس چرخ زدن به قصد دادن شماره به کسای جنگل ولی ازونجایی که همه میدونستن این جغیه و کصخل کسی بهش پا نمیداد این وضع به همین منوال گذشت تا یه روز که نا امیدانه سعی در دادن شماره بود داشت میرفت خونه دید از پشت بوته ها صدا میاد که رفت نزدیکتر دید بعله اقا گوزنه داره خانم اهوئه رو به 7 روش انگولا ساکسونی میکنه این کسکشم فرصتو غنیمت شمرد گوشیو دراورد و شروع کرد به فیلم گرفتن یه چند دقیقه داشت فیلم میگرفت که یهو گوشیش هشدار شارژ و داد و اقا گوزنه هم که دیر انزال بود صدارو شنید این دیوسو دید و گرفتش و بهش گفت اخه کسکش تو گاییدی ناموس مارو نمیزاری با خیال راحت این کس تنگو بگاییم اشکال نداره حالا که توهم کونت میخاره تورو میگیرم میکنم دیگه ازین حرکتا نزنی خلاصه اینو گرفت و برگردوند ولی دید خرسه داره تکون میخوره نمیشه رفت 2تا رفیق بدنسازشو صدا زد بیان و این دوتا برنارد بخت برگشترو گرفتن و برناردم داشت خواهش میکرد جاکش حداقل خشک خشک نکن منو این گوزنه هم فاز کصلیسی ورداشت جلو اهو خانم و میخواست بهش نشون بده چقد با مرامه رفت چندتا بگ کند و با سانگ سابید یه چی کرم مانند درس کرد مالید در کون خرسه و کیرشو که یکم از کیر خر کوچیک تر بود تنظیم کرد با کون خرسه اقا یهو تا خایه کرد تو که خرسه دادش رفت هوا که کسکش جرم دادی مگه کس خواهرت گذاشتم و گوزنه دید این داره زیاد زر میزنه در اورد این دفعه با ملایمت کم کم کرد تو که دید اونقدر هم تنگ نیست و فهمید این قبلا هم کونشو چند بار به باد داده خلاصه این به مدت نیم ساعت کون این بنده خدارو داشت میگایید و سر اخرم ابشو که انگار به شلنگ اتش نشانی وصل بود تا اخر خالی کرد تو کیون این برنارد بخت برگشته و برنارد که فک میکرد دیگه تموم شده اومد که بره دید نه خیر مث اینکه این دوتا کله کیریا هم شق کردن و میخوان ازین کون نه چندان تنگ فیض ببرن خلاصه این بدبخت و بعد تموم شدن کار اون دوتا کیره خر ولش کردن و اینم پنگوئن وار تا خونش رفت ولی از بس کسکش بود گوشیو دراورد و با فیلمی که کونشو امروز به باد داده بود شروع کرد جغ زدن و تو خیالش داشت اهو خانومه رو میکرد و این کسکش خان بعد اون اتفاق توبه که نکرد هیچ رفت یه دوربین گرفت مخصوص فیلماش و یه چنباری هم در این بین کونشو مورد عنایت قرار دادن ولی خب از قدیم گفتن نابرده رنج گنج میسر نمیشود و تا اخر عمرش به این سبک زندگی تخمیش ادامه داد پایان نوشته

Date: June 15, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.