خاطرات آرمین ۱

0 بازدید
0%

سلام من آرمینم میخاستم خاطرات زندگیمو واستون بنویسم خاطراتی که کاملا واقعی هستن و از دوسال پیش شروع میشن من 20سالمه دانشجو ام اون موقع ها 18سالم بود پیش دانشگاهی بودم من کلا آدم کم رو و بی زبونی بودم واسه همینم از بچگی همکلاسیام دستم مینداختن اذیتم میکردن و شوخی سکسی زیاد بام میکردن باسنم محل انگشت همکلاسیام بود حتی زنگهای ورزش که شلوار گرم پام بود دستشونو تو شورتمم میکردن و انگشتشونو میرسوندن به سوراخم من قدم 178 پوست سبزه مایل به سفید بدن لاغر صورت گرد موهای لخت و بدن کم مویی دارم باسنمم یکم بزرگه یبار با چندتا از بچه ها قرار گذاشتیم بریم خونه ی کیشون درس بخونیم گفت خونمون خالیه نزدیک کنکورم بود منم قبول کردم رفتیم خونشون دوستام بامن 5نفر میشدیم اونجا لباس راحتی پوشیدیم من یه تاپ و یه شلوارک پوشیدم از اولش میدیدم دارن باهم پچ پچ میکنن اما نمیدونستم قضیه چیه صاحبخونه شربت اورد و خوردیم یهو دیدم سرم گیج میره اصن نفهمیدم کی خوابم برد چشمامو که باز کردم دیدم هنوز خابم لباسامم تنم نیستن دیدم بقیه هم لخت خابیدن خاستم بلند شم کونم درد میکرد دیدم همه جای بدنم آبکیر ریخته گریم گرفت باخودم گفتم اینا دوستام بودن مثلا پا شدم بدون اینکه بفهمن از خونه زدم بیرون و رفتم خونمون چندروز از شرم و خجالت خودمو زدم به مریضی و مدرسه نرفتم بعد دیدم یکیشون رو گوشیم پیام فرستاد پس چرا نمیای مدرسه بچه کونی پیام دادم خیلی آشغالین پیام داد کجاشو دیدی اگه نیای مدرسه به همه میگیم کردیمت گفتم گوه نخور کسی حرفتونو باور نمیکنه نوشت مطمئنی بعد یه فیلم واسم فرستاد دانلودش کردم دیدم از لحظه گاییدنم فیلم گرفتن نزدیک نیم ساعت فیلم بود با کیفیت بالا صورتمم نشون میداد کیرهاشونو میدیدم که چجوری تو کونم و دهنم میرفت و منم تکون نمیخوردم بغضم گرفت پیام دادم چی از جونم میخاین گفت هیچی فقط بیا مدرسه بعدا میگیم چی میخایم ادامه دارد نوشته

Date: December 30, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.