خاطرات تانیا ۱

0 بازدید
0%

با تشکر از مهسا و مهشید که توی تایپ کمک زیادی داشتن صندلی صدفی رنگ اتاقم رو کمی جلو کشیدم و اروم روش نشستم عطر 212 سکسی ام رو برداشتم و دور تا دور گردنم و روی سینه هام و مچ دستم زدم بیگودی موهام رو باز کردم بامهارت خط چشمی دورچشمای گربه ایم کشیدم ومژهامو فرکردمو ریمل زدم رز حجم دهنده روی لبام کشیدم و یخورده رژگونه مسی زدم و سایه چشم مشکیمم زدم که چشمام از همیشه وحشی ترو خمارترشد به لباس سکسی مشکی که خدمتکار روی تخت گذاشته بود نگاهی انداختم لبخندی از لذت فکر اینکه قراره یه رابطه طولانی و خشن داشته باشم روی لب هام نشست لباس رو برداشتم و تنم کردم جلوی آينه ایستادم لبخندی از رضایت روی لبام ظاهر شد لباسم یه لباس چرمی مشکی که پشتش تور داشت و جلوش بند های ضبدری میخورد و از زیر سینه تا ناف ادامه داشت و با شورت مشکی جذبی ست بود از همین الان میتونستم صدای ناله هام رو حس کنم مانتو بلند و نخی تنم کردم و روسری رو به حالت نمایشی روی سرم گذاشتم باصدای بوق ماشین سریع کیف دستیمو برداشتم و ازخونه زدم بیرون وارد خونه که شدیم روی مبل نشستم ولی مانتوم رو در نیاوردم چون زیرش اون لباس خواب تنم بود یه لیوان شربت البالو گذاشت جلوم ذره ذره مایه خنکش رو میخوردم که ارشام گفت میخوای اتاقمو نشونت بودم _چرا که نه بلند شد و منم پشت سرش راه افتادم پشت سرش رفتم توی اتاق روی تخت نشستم مانتومو در اوردم و روی پام انداختم نگاهش بین سینه هام و گردن لختم در امتداد بود لبخندی زدم اتاق قشنگی داری ممنون رابطت با سکس چطوره خندیدمو ساکت نگاهش کردم که ادامه داد سکوت علامت رضایتِ نزدیکم شد و روی تخت نشست تا سرمو چرخوندم سمتش دستاش رو روی گردنم گذاشت و مشغول بوسیدنم شد روی تخت خوابوندم و روم دراز کشید چه اروم میبوسید ولی اصلا باب میل من نبود گاز محکمی از لبش گرفتم تا به کارش شدت بده با دیدن این حرکتم خشن تر مشغول میکیدن لبام شد بند های لباسم رو اروم باز میکرد امامن دلم می خواست لباس خوابم و تو تنم تیکه تیکه کنه اخرین بند رو که باز کرد سینه های گرد و تپلم افتاد بیرون لباش رو از لبام جدا کرد چشمای خمارش رو روی سینم چرخوند منتظر چی جرم بده دیگه تیشرتش رو با وحشی گری از تنش در اوردم پاهام رو از هم باز کرد و بین پاهام نشست دوباره لباشو گذاشت رو لبام همونجور که لبامو میخورد سینه هامو وحشی گرانه میمالید و فسار های محکم به سرش وارد میکرد انگار خودشم فهمیده بود باید وحشی باشه تا بتونه منو به اوج برسونه با ناله گفتم اییییی محکم تر اره مال خودته نرمه گوشم رو به دندون گرفتو و گاز محکمی ازش گرفت ااااهههه همینه سرشو توی گردنم فرو کرد ناخونامو توی کتفش فرو کردم و دستمو روی دستش که سینمو توی مشت گرفت بود گذاشتم و فشار دادم اروم زبونشو گذاشت روی نوک سینم و مثل بچه ای که شیر میخواد با ولع میمکید اااحححححح محکم تر بخورش جوووون عشقم چه حشری شدی تو خودم جرت میدم همینطور که سینه هامو میک میزد و گاز میگرفت با دستش بالای کُ مو میمالید کل کُ مو توی مشت گرفت و فشار محکمی بهش داد داشتم لذت میبردم شرتمو با خوشنت از پام در اورد اونقدر داغ شده بودم که هی پشتمو به تخت میمالیدمو روتختی رو محکم تو مشتم گرفته بودم زبونش رو توی کُ م فرو میکرد و چوچولم رو گاز میگرفت اناتومی نازشو از تو شلوارش در اورد عجب التی داشت هیچ اشکالی نداشت کلفت و بلند باب میل من بود دیگه نتونستم تحمل کنم سرشو از بین پاهام بلند کردم و التشوتوی دست گرفتم تف انداختم سرشو وارد دهنم کردم همین طور بالا پایین میکردم و پاینش رو میمالیدم بیضه هاش رو توی دهنم میزاشتم و میک میزدم اه و ناله اش بلند شده بود التشو از توی دهنم در اورد که پرتم کرد روی تخت یه دفعه کل مردونشو واردم کرد جیغ بلندی کشیدم وحشيانه تلمبه میزد وخودش رو میمالید بهم اگه جا داشت بیضه هاشم وارد کُ تنگم میکرد عاشق همین دردش بودم اااااااه نفسم بالا نمیاد تند تر بکن میخوام خون بیاد جرم بده یه دفعه حرکتش سریع شد التشو رو در اورد و ابشوروی سینه هام خالی کرد باورم نمیشد بازم من هنوز ارضا نشدم با عصبانت بلند شدم و گفتم پس من چی قرارمون این نبود گفتم باید اول منو ارضا کنی بعد خودتو عشقم بزار یکم جون بگیرم بعد _یعنی چی بلند شدم و کل میز رو ریختم بهم تو یک چشم بهم زدن کل اتاق تبدیل به مخروبه شد جیغ میزدم و تند تند حرفامو با دادی بلند میگفتم لعنت به من لعنت به این هرزگی رفتم روی تخت دراز کشیدم و گفتم زود باش باید منو ارضا کنی که در باز شد با دیدن دوتا پسر شبیه ارشام با تعجب نگاهشون کردم نگاهی به شلواراشون کردم که انگار میخواست مردونگیشون ازش بزنه بیرون 3 اروم اروم با چشمایی که شهوت موج میزد اومدن جلوتر که یکیشون بهم چشمکی زد و گفت جوننن که میخوام با ک کلفتم جرررت بدم حاظری که اون یکی پیشدستی کرد و گفت نظرت در مورد سکس سه نفره چطوره _ نگاهم بین هر دو در گردش بود که با لوندی و عشوه گری خاص خودم گفتم کدومتون میتونید منو ارضا کنیدد یک ک کلفت و خشن میخوام ارشام بلند شد و به یکیشون گفت آرش بیا منو تو بریم بیرون رایان و تانیا راحت باشن از در رفتن بیرون نگاه رایان روی بدنم لختم بود _سلام ببین من فقط با سکس خشن ارضا ميشم اگه میتونی ارضام کنی شروع کن با یه حرکت تیشرتش رو در آورد و سینه هام رو فشار دادم شلوار و شورتش رو در آورد و بی مقدمه واردم کرد اححححححه و ناله هام کل اتاق رو پر کرده بود کُ م داشت از شهوت میترکید که گفت بلند شو با یک حرکت منو داگ استایل کرد بایه حرکت اناتومی کلفتش را واردم کرد اهههههه خودشهههه بکن جررررم بده با ناخونام پاشو گرفتم و ناخنم را فرو کردم که اخش بلند شد دیگه داشتم دیونه میشدم که با ریخته شدن مایع گرم روی کمرم اخم هام رفت تو هم و برگشتم و با خودم تکرار کردم چرا باید این مریضی مزخرف همراهم باشه چرا نمیتونم ارگاسم شم بلند شدم و با عصبانيت مانتوم رو پوشیدم و از در زدم بیرون که آرش اومد جلوم و گفت با یک حمام چطوری که با عصبانيت گفتم تو یکی دیگه خفه شو به سمت خیابون اصلی میرفتم تا ماشین بگیرم و برگردم خونه که بوق ماشینی توجه ام رو جلب کرد آرش بود بدون توجه به راهم ادامه دادم ماشین رو کنارم نگه داشت و گفت سوار شو من قول میدم راضیت کنم لحظه ای مکث کردم و گفتم برو رد کارت که گفت یک بار امتحان کنی پشیمون نمیشی من که پی همه چی رو به تنم مالیدم اینم روش تصمیمو برای رفتن گرفتم ببخشید واقعا که انقد طولانی شد اگ خواستید توی چندتا قسمت کوتاهش میکنم و ادامشو ب زودی میذارم ممنون از این که وقت گذاشتین و خوندین ادامه دارد نوشته

Date: April 19, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.