خاطره ی خوب من با پسر قد بلند هیکلی

0 بازدید
0%

ی دوست داشتم ک خیلی با پسرا راحت بود ودوست های عادی زیادی داشت ی جورایی خودشم مث پسرا بود ک یکی از اون دوستا بود ی روز دوستم با اون ی پست تو اینستا گذاشت و اونو تگ کرد روش من ک واقعا جذب قیافه ی خوشگلش شدم سریع اونو فالوو کردم اونم منو فالوو کرد پسری بود با قد بلند و هیکل لاغر ولی تو پر که ب قدش میومد موهای مشکی و خوشگل و چشمای زیبا بامژه های بلند مشکی و لبای سرخ غنچه ای هیچ نقصی نمیشد تو قیافش پیدا کرد از فالوو کردن ما چند وقت گذشت خیلی دوست داشتم ک باهاش رل بزنم یا حداقل اشنا شم ی روز تو اینستا ی فیلم گذاشت ک روش ی اهنگ بود و ب بهونه ی پرسیدن اسم اون اهنگ رفتم پی ویش باهم حرف زدیم و اشنا شدیم و رل زدیم از26 تیر تا 7 مرداد فقط باهم بودیم ولی تو مجازی 7 مرداد خونه ی همون دوستم ک باعث اشناییمون بود قرار گذاشتیم ک برا اولین بار همو ببینیم اینم بگم ک تواون مدت ک باهم چت میکردیم خیلی باهم راحت شده بودیم و عاشق و معشوق و میدونستیم ک قراره 7 مرداد با هم سکس کنیم من زودتر رسیدم اونجا خیلی هول بودم تا خواستم اروم شم زنگ زد ک درو باز کنین من دم درم خیلی هول شدم سریع رفتم تو راه روی بین اتاقا و قایم شدم اینم بگم ک من 17 سالمه و اون20 سالشه اومد تو سریع از دوستم پرسید کجاس دوستمم منو نشون داد اومد سمتم و دستشو دراز کرد ک دست بده دست دادم دستمو گرف منو کشید تو بغلش محکم بغلم کرد و اصن یادش نبود دوستمونم اونجاس شروع کرد اروم اروم گردنمو بوس کردن اولش شوکه بودم ولی بعد اروم شدم بعداز 3دقیقه ولم کرد و کشید منو ک بشینیم رو مبل محکم بغلم کرده بود خیلی خیلی حس خوبی بود هی لبمو میبوسید و میرف دوباره میومد حدود 10 دقیقه همونجا نشستیم دوستم ک برنامه مارو از قبل میدونست تخت مامانشینارم اماده کرده بودخخخخخ بهمون گف برید تو اتاق راحت باشین تا من ناهار درست میکنم انگار منتظر بود ک دوستم اینو بگه سریع بلند شد منو کشید سمت اتاق تا رفتیم تو اتاق درو بست محکم منو کشید سمت خودشو بدون حرف زدن شروع کردن ب بوس کردنو خوردنه لبام منم همراهیش کردم همونجوری ک بوسم میکرد خوابوندم رو تخت اومد روم گردنمو لبمو خورد ی تاپ ابی تنم بود تاپمو دراورد و سوتینمم دراورد از گردنم اومد رو سینه هام و شروع کرد ب خوردنشون ی پیرهن یشمی تیره تنش بود همونجوری ک خوابیده بودم دکمه هاشو باز کردم و پیرهنشو دراوردم اونم شرت و شلوار منو دراورد خودشو ک روم میکشید قشنگ حس میکردم ک شق کرده شلوارو شرتشو دراوردم و رفت پایین تخت وایساد منم زانو زدم ک شروع کنم ب ساک زدن ولی چون خیلی مهربون بود گف ععع ن پاهات دردمیگیرن این پایین رو زمین بیا روتخت رفت رو تخت رو زاونو نشست و منم شروع کردم براش ساک زدن بهم گف بخواب خوابیدم شروع کرد دوباره لبمو خوردن از لبم شروع کرد و هی رف پایین تا ب اصل کاری رسید خخخخ شروع کرد ب خوردنش تند تند میخورد منم سرشو گرفته بودمو با موهاش بازی میکردم از اونورم دست منو گرفته بود زبونشو تا ته میکرد توم من حلقویم ولی بازم ترسیدیم ک از جلو بکنیم برا همین فقط انگشت و زبون کرد هی زبونشو میکرد تو و انگشت میکرد اومد افتاد رومو شروع کرد ب خوردن لبم بعد گف شلوارم از بغلت بده دادم از کرم دراورد زد ب کیرش و ب کونم گف عشقم درد نداره فقط اولش گفتم باشه رو شکم خوابیدمو پامو باز کردم کرد توش خیلی درد داشتتتت خیلی خیلی چون کیر اونم خیلی بزرگ بود ولی فهمید دردم اومده کامل کرد توش دیگه تکون نداد گذاشت ی ذره همون جا جا باز کنه و خودش خوابید روم از پشت محکم بغلم کردو گف خیلی خیلی دوستت دارم عشقممم منم گفتم منم همینطور تا چند دقیقه تکون نخورد بعد شرو کرد اروم اروم تلمبه زدن بعد تندش کرد تا ی ربع همینجوری کرد خسته شد و دراز کشید بغلم یکم تو بغل هم دراز کشیدیم پشتمو بهش کردم ک از پشت بغلم کنه از پشت بغلم کرد و سینه هامو گرفت و شروع کرد ب لاپایی کردن یکم همینجوری بودیم ک گف حالا تو بیا روم من رفتم روش و یکمم اونجوری کردیم بعد من حالت سگ شدم و اون منو از پشت کرد رو کمر خوابیدم اونجوری کرد ک میتونستم صورت قشنگشم ببینم دوباره دراز کشید و حالت 69 شدیم تا نیم ساعتم اونجوری بودیم بعد رو شکم خوابیدمو شروع کرد ب تند تند کردن و آبش اومد و ریخت تو کونم بعد بیحال شدو خوابید چشام شو بست بغلش کردم روسینش خوابوندم باصورتش بازی کردم با لباش با مژه هاش تا ی ربع کنار هم خوابیدیم ک بعد لباس پوشیدیمو رفتیم پیش دوستم ک ناهار بخوریم فهمیدیم 2ساعتو نیم تو اتاق بودیم خخخخ از ساعت 1 ظهر تا 8 شب خونه دوستم بودیم همش لب تو لب بودیم و روهم دیگه حتی جلو دوستم دستش لاپام بودو من هی روش میشستم و لب میگرفتیم ساعت 6 دوستم داشت لباس اتو میکرد ک ما بازم از وقت استفاده کردیمو رفتیم تو اتاق این سری با لباس کنار هم دراز کشیدیم و خوابیدیم ولی بازم شق کرد خخخ از رو کیرشو مالیدم و زیپشو باز کردم رفتم براش شروع کردم ساک زدن تا ی ربع ساک زدم بعد اومدم دراز کشیدم گف برام جق بزن بیشتر دوس دارم شروع کردم تند تند براش جق زدن خودشم رو دستمو گرفت دستمو تند تند تکون میداد داشت ابش میومد ک دوستم در زد دارمیام تو سریع شلوارشو کشید بالاخخخخ دوستم اومد کنارمون دراز کشیدو کلی خندیدیمو همینجوری وقت گذشت تا ساعت 8 ک من اومدم خونه از اون روز جور یعاشقشم ک 2 بار بخاطرش خود کشی کردم ولی اون چی ازم سواستفاده کردو 2 ماه بعدش ب بهونه های مختلف ولم کردو رف ولی من هنوزم دیوانه بار عاشقشم درحالی ک درحال بازی کردن با ی دختر دیگس هیچوقت خودتونو بازیچه نکنین با اینکه اینکارارو باهام کرد ولی بعد 6 ماه ک رفته هنوزم دیوانه بار عاشقشم ای کاش ک برگرده ای کاش ته همه ی این داستانای عاشقانه خوبه ولی داستان من شاید خوب شروع شه ولی هیچوقت خوب تموم نمیشه حس شمعیو دارم ک حالا ک سوخته دیگه کسی ک سوزوندتش نمیخوادش نوشته بی

Date: February 19, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.