ختنه در ۱۴ سالگی

0 views
0%

سلام من ۱۴ سالم بود که ختنه شدم نمیدونم چرا اخه مدر مادرم گذاشتن تا این سن البته چن سال قبل اونم میخواستن ختنه کنن که نذاشته بودم تقریبا یکم مونده بود که امتحانام شروع بشه مامانم اومد و باهام حرف زد که دیگه این تابستون باید ختنه بشم گفتم نه نمیشه نمیذارم و میترسم مامانم بوسم کرد و رفت یه هفته از تموم شدن امتحانام گذشته بود که مامانم دوباره گفت خودمو باید برای ختنه اماده کنم گفتم نه نمیشه روزه بعدش تو خونه بودم که خالم اومدتو خونه و مامانم شروع کرد از ختنه گفتن که رفتم تو اتاقم یکم بعد خالم در اتاق رو باز کرد و اومد پیشم گفت علی جان عزیزم ما بخاطر خودت میگیم اخه چرا اینجوری میکنی که کم کم خام شدم گفت عزیزم بذار ببینم دودولت چجوره مقاومت کردم ولی یکم با زور شلوارمو در اورد و نگاه کرد خجالت میکشیدم بعدش رفت و گفت شلوارتو بپوش از خجالت کلا تو اتاق بودم تا اینکه مادرم اومد تو اتاق و گفت با خالت زنگ زدیم و برات وقت گرفتیم بازپ من شروع کردم به اینکه نه نمیذارم و بعد مادرم رفت فرداش اومد تو اتاقم دیدم یه دامن دستشه گفت بیا تنت کن ببینم گفتم نه بعد اومد کنارم گفت اصلا خودم میخوام تنت کنم به زور شرت و شلوارمو در اورد و تنم کرد بعد گفت خوبه از تن در اورد و رفت روزه بعد دیدم خالم با دوتا خانم دیگه تو خونه ما هستن فکر میکردم دکتر ختنه اقاس واسه همین خیالم رحت بود بعد چن دقیقه خالم اومد تو اتاق و گفت علی جون خانون دکتر میخواد ببینتت و ختنه کنه اروم با من بیا تا اینو گفت خشکم زد بعدش که اومد دستمو بگیره خواستم فرار کنمکه مامانم گرفت منو و بردم پیش دکتر دکتر اومد دستی رو سرم کشید و گفت عزیزم زود تموم میشه و به زور خودش و خانوم پرستار لختم کردن بعد خانوم دکتر شروع کرد به ختنه تا اهرش گریه کردم بعد مامانم اومد و دامنمو تنم کرد زنای فامیل اومدن واسه تبریک گفتن و عیادت از اون بدتر واسم کادو اورده بودن یکی از خاله هم نامرد یه جفت جوراب زنونه بالای زانو اورده بود اخه گفتم این چیه خالم گفت عزیزم شبیه دخترا شدی باید اینم بپوشی گفتم نه خاله امکان نداره مامانم گفن با حرف خالت گوش بده خالم اومد جلو جورابارو وا کرد و به من پوشوند ینی از خجالت اب شده بودم خلاصه نمیتونستم هم چیزی بگم مامانم عصبی میشد تا ابنکه مهمونا داشت کم کم دررش شروع میشد مامانم گفت چی شده گفتم مامان درد داره گفت عزیزم بذار واست قرص بیارم رفت قرص رو اورد خوردم بعد گفت عزیزم دامنتو بده بالا نگاه کنم سرمو انداختم پایین گفت قربون پسر خجالتیم برم بغلم کرد و بوسم کرد و گفت باید نگاش کنم دامنو زد بالا نگاه کرد گفت الهی قربونت برم بعد با خنده گفت علی جون دختر میشدی هم خوشگل میشدی ها گفتم مامااان گفتم مامان جورابارو درمیارم خیلی جدی گفت تا وقتی خوب نشدی همینه دامن و جوراب باید پات باشه خلاصه دو هفته ای همون جوری بودم واقعا خجالت می کشیدم یه ده روز همون وضعیت بود که مامانم گفت پاشو بریم دکتر خواستم لباس بپوشم کفت نمیخولد همینجوری بریم بهتره فکرشو بکن یه دامن که تا یکم از زیر زانو اومده با جوراب نازک مشکی اونجوری سوار ماشین شدیم رفتیم مطب دکتر ینی مردم از خجالت رسیدم مطب منشی منو دید خندید مامانم گفت واسه ورداشتن بخیه اومدیم با دکتر هماهنگ کرد رفتیم تو مطب دکتر منو دید شروع کرد به خندیدن به به عجب دختری داریم ما نشستم رو تخت اومد و دامنمو دراورد گفت عزیزم نباید تکون بخوری واسه همین پاهاتو میبندم پاهامو بست به مامانم گفت دستاشو بگیر موقع برداشتن بخیه ینی تا میتونستم اروم گریه کردم دکتر گفت عزیزم ببخشید اومد و بوسم کرد و دامنمو باز پوشیدم و رفتیم خونه مامانم این دفه خواستم دامنمو دربیارم گفت برم حموم رفتم برکشتم دیدم جای شورت و شلوار جوراب شلواری با دامن کوتاه گذاشته گفت عزیزم چن وقت دخترم باش بجای پسر گفتم نه نمیخوام همین ختنه برام بس بود جوراب شلواری رو پام کرد تونیکم بعدش با یه کمربند افتاد به جونم تا میخوردم کتکم زد دوسه روز همونجوری بودم تو خونه هرروز با جوراب شلواری میگشتم چن روز بعد جوراب شلواریم پاره شد گفتم مامان دیگه ول کن جوراب شلورایم هم پاره شد گفت بذار برم یکی دیگه بیارم رفت و گفت وایی جوراب شلواری نداربم بجای اون جوراب بالای زانو کرمی اورد یه لنگه جورابم کرد تو دودولم و چند روزی هم اونا رو پوشیدم نوشته

Date: August 29, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.