خواهر زن دایی

0 بازدید
0%

سلام دوستان اینم ی داستان واقعی از اولین سکسی ک تجربه کردم اسم ها مستعاره اسم شهرو نمیگم از خودم بگم ی پسر ۲۰ ساله لاغر قد ۱۷۰و خیلی هم شیطون و چرب زبون نازی ی زن ۴۴ ساله تپل و قد کوتاه داستان از اونجا شروع میشه ک من با دایی کوچیکم اختلاف سنی کمی داریم و خیلی باهم راحتیم اولین روزی ک گوشیش عوض کرد اومد تا ب وای فای من وصل بشه و تلگرامش نصب کنه وقتی نصب کردم دیدم یکی ب اسم نازنین پی ام داد دایم کنار من نشسته بود و باهاش چت میکرد همونجا بود ک نازی ی جوک طالع بینی رنگ شورت فرستادو فهمیدم سرو گوشش میجنبه گذشت بعد ی مدت دایم بهش گفته بود عکس سکس بفرست بلاکش کرده بود قضیه رو بهم گفت منم گفتم برات ردیفش میکنم شماره نازیو گرفتم و شب رفتم پی ویش باهاش صحبت کردم ک فلانی پسر خوبیه و چرا بلاک کردی و این کسشرا بعدا بهم گفت معرفی کنم بهش گفتم من فلانی هستم خیلی هم استقبال کرد و گف از بلاک درش میاره ی مدت پی وی چت میکردیم ک ی شب بهش گفتم بیا جرئت یا حقیقت بازی کنیم گف باشه شروع کرد سوال پرسیدن ک چنتا دوست دختر داریو بعد چنتا سوال گف من ک دیگ سوال ندارم تو هم اگ چیزی بذهنت نمیرسه تمومش کنیم من شیطنتم گل کرد گفتم شب جمعه خوش گذشت گفت بچه تورو ب این حرفا گفتم همچین میگی بچه انگار تا حالا ندیدم پرسید مگ دیدی ب دروغ گفتم اره و پرسید کجا و چجوری ک گفتم جنده جور کردم گف مریض میشی و این حرفا منم گفتم چاره چیه شما ک هوا مارو نداری اون شب گذشت و شوخی های ما شیطنت امیز تر شد تا اینکه گفت میخوام بیام شهرتون پیش پدر شوهرم و زود برگردم اگ دوست داشتی ی جا بیا ببینمت منم گفتم کاندوم میاری یابیارم جهت شوخی ک گفت فقط داییت نفهمه چون گفته میایی من گفتم ن نمیام منم قرار گذاشتم ک فلان جا پیاده شو میام دنبالت اومد رفتن دنبالش سوارش کردم توراه هی لپم میکشید و میگفت کوچولو و شوخی میکرد باهام منم میزدم روی پاش یا دستش فشار میدادم رفتیم بیرون شهر ی جاده خاکی پیدا کردیم و زیر انداز انداختیم شروع ب حرف زدنو بوس کردن همو خودشم قضیه رو فهمیده بود میگفت نکن بجه منم گفتن اره بچه ام بیا بهم شیر بده و دکمه های مانتوش باز کردم و ازش لب میگرفتم تاپش دادم بالا بهش گفتم بیا بهم شیر بده و زد زیر خنده شروع کردم سینهاش بخوردن و دستم تو شلوارش بود خواستم شلوارش کامل در بیارم ک گفت خجالت میکشم تا زانو کشیدم پایین ی انگشت کردم تو کسش و جلو عقب کردم کسش ن تنگ بود ن گشاد ولی تپل مپل بود گفت ی پام از تو شلوار در بیار واسم بلیس واس اولین بار حس بدی داشتم ولی هرجوری بود لیسیدم کسشو ی کم بعدا اون ی کم سر کیرمو فقط مک زد و پاهاش دادم بالا و گذاشتم تو کسش واس اولین بار تجربه خوبی بود شروع کردم ب تلمبه زدن تو کس ی ۵ دیقه شد گفت بیا دوباره کیرت بخورم بازم ساک زد گفتم قمبل کن کونت بزارم ک گفت درد داره و نمیدم ی کم انگشتش کردن ک دیدم خیلی اخ و اوخ میکنه دوباره کردم تو کسش و از پشت گاییدمش دختر ۱۴ ساله نبود ک اخ و اوخ کنه برام بهش گفتم ارضا نشدی گفت اینجوری ابم نمیاد گفتم پس چموری گف بخواب بشینم روت ی ۵ دیقه اونجور تلمبه زد ک سرعتش کم بود بهم حال نداد ب پشت خوابوندمش و گذاشتم تو کسش و ازش لب میگرفتم و سینهاش میمالیدم ک ابم داشت میومد فهمید گف بریز تو اونم داشت ارضا میشد و پاهاش دور کمرم قفل کرد و ابم خالی کردم تو کسش بعد اونم دیگ فرصت پیش نیومد بکنمش فقط ی بار کیرم مالید الانم ک باباش فوت شده میگه حوصله سکس ندارم منتظرم تا فرصت دیگ پیش بیاد واقعا کس تپل و خوبی داشت با گوشی تایپ کردم اگ اشتباهی بود شرمنده اگ زیاد اخ و اوخ و کسشر نداشت چون واقعی بود نوشته

Date: August 26, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.