خوردن کون خواهرزنم ۲

0 views
0%

8 9 88 8 1 8 9 86 9 9 88 9 86 8 9 88 8 7 9 87 8 1 8 2 9 86 قسمت قبل باسلام داستان قبلی رو که چطور شد اولین بار کون خواهرزن تپل و خوشگلمو خوردم و هی میگوزید تو دهنم نوشتم این داستان ادامه اون قضیه که حدود 6ماه بعدش اتفاق افتاد بعد اون ماجرا دیگه با خواهرزنم تو خونه تنها نمیشدیم ففط گاهی با خانواده خونشون میرفتیم و یا تو خانه مادرخانمم میدیدمش یروز که خونه مادر خانمم بودیم و تقریبا خلوت بود یه لحظه تو حیاط بودم و داشتم تنهایی قلیان میکشید و امد و از کنارم رد شد و بدون اینکه چیزی بگه یدونه بلند گوزید و خندید من دهنم باز موند بهش گفتم فک کنم سولاخ کونت پاره شده باشه اینطور که گوزیدی گفت نه من عادت دارم که اینطوری میگوزم خندیدیم و خانمم اومد حیاط گفت من برم یه دوش بگیرم بعد یکم مزه ریزی من و خواهر زنم گفتیم برو وقتی خانمم رفت من و خواهرش تتها شدیم اونم وایساده بود کنارم و هی پشتشو میکرد بهم و میگوزید منم گفتم ای بابا طعم قلیان شد دوسیب گوز که گفت تو که بدت نمیاد منم بو کشیدم و گفتم وای که عالیه ب عدش گفتم اینطوری که بدرد نمیخوره مزش به اینه که بشینی رو دهنم وزی گفت چیه بازم مثل اونروز هوس کردی گفتم اره گفت میخوای واقعا منم گفتم اره بعد گفت راستی میدونستی دختر عموم هم اینطوری گوزو بعد گفتم کدوم که گفت شهلا حالا بزارید از هیکل شهلا بگم شهلا 41سالشه خوشگل چاق و توپر و رون و کون و سینه گنده کم میدیدمش ولی وقتی میدیدمش حسابی دید میزدم شهلا شوهرش یک سال پیش فوت کرده بود و دوتا دختر داشت که یکیش عروس شده بود و اونیکی دانشجو جفت دختراشم خوب هیکلی بودن بعد بهش گفتم چه فایده داره فقط تو کف گوزش میمونم گفت میخوای جورش کنم بگوزه دهنت گفتم اره خلاصه قرار شد ردیفش کنه برام بعد از چند روز اس داد و گفت کی میتونی بیام بریم پیش شهلا بگوزیم برات گفتم هروقت تنهایید بعد چند روز گفت فردا ساعت 10بیا در خونمون باهم بریم خلاصه فرداش رفتم دمبالش همین که نشست تو ماشین گوزسد و بوش کل ماشینو برداشت گفت باهم لذت ببریم رسیدیم در خونه شهلا من که باهاش تاحالا دستم نداده بودم یگم از هم خجالت میکشیدیم خلاصه شربت اورد خوردیم خواهرخانمم گفت سامان عاشق گوز هستش و من بهش گفتم که تو خوب میگوزی و اوردمش که گوزای معطرمون رو بو بکشه نن سرمو از خجالت انداختم پایین و رفتیم تو اتاق من لخت شدم و با شرت نشستم خواهرخانمم اومد گفت شهلا روش نمیشه میگه باید چشماشو ببندیم تا من لخت شم منم ناچارا قبول کردم چشمامو بست و دراز کشیدم خلاصه جفتشون اومدن تو اتاق و یکم میخندیدن و به هم تعارف میکردن که کی اولش شروع کنه خواهر خانمم گفت تو با این کون گنده بشینی رو دهنش که خفه میشم منم گفتم نه راحت باشید من عاشق کون گنده ام خلاصه بعد کلی تعارف اول خواهر خانمم نشست و بعد یکم لیسیدن و زبون زدن به سولاخش چند تا گوزید و منم لذت بردم بعد شهلا اومد گفت با اجازه شرمنده خودت چون دوس داری و منم اماده بودم که کون گندش که هنوز لخت ندیده بودم بشینه رو دهنم و نشست رو دهنم چقد خوشبو بود و شروع کرد م به لیسیدن و زبون تو سلاخش کردن گفت اماده ای و یدونه بلند گوزید که واقعا خوشبو تر از گوز خواهرزنم بود و منم لذت بردم و همینطور فقط میلیسدم سولاخشو یهو گوشی خواهر زنم زنگ خورد که قرار شد بره و اومد یدونه گوزید دهنم و لباس پوشید ورفت من همینطور با چشم بسته دراز کشیده بکدم که شهلا اومد گفت اقا سامان بلند شو شربت بخور و چشمتو باز کن منم خوشحال گفتم الان بدنشو لخت میبینم چشم باز کردم یهو دیدم با چادر نشسته گفتم چرا پس اینطوری گفت خجالت میکشم شربتمو خوردم و گفتم لازم شروع کنیم گفت اگه میخوای باشه و چشمامو بستم اومد با کون نشست دهنم و شروع کردم لیسیدن دیدم از گوز خبری نیست گفتم چرا نمیگوزی گفت داری لیس میزنی بهم حال میده بعدش یهو کسشو فشار داد رو دهنم و منم شروع کردم به لیسیدن کسش نالش در اومده بود یهو خم شد و از رو شرت کیرمو بوسید و گفت جان اجازه هست و یهو شورتمو کشید پایین و کیرمو در اورد گفت وای چه کیر نازی و سفیده و شروع کرد ساک زدن منم همونطور کسشو میلیسدم که یهو دهنم خیس شد فهمیدم ارضا شد بعد بلند شد و با خودم گفتم الان میگه بلند شو برو همینطور با چشم بسته تو فکر بودم یهو نوک سینه گندشو کرد دهنم و سرمو فشار داد و منم میخوردم براش و اون ناله میکرد بعدش چشم بندمو در اورد و یهو هیکل چاقو سفید و خوشگلشو دیدم گفتم جان چه چیزی هستی شروع کردم ور رفتن با سینه و رون و کونش بعد یهو بغلشم کرد و لب تو لب شدیم یه ربع لب بازی کردیم و بلند شد گفت کیرتو بکن تو کسم و منم یکم مالیدم رو کسش بعد فرو کردم گفت جان 6ماهه کیر ندیدم بکن بکن و فشارم میداد رو کسش منم امادگی نداشتم 5دقیقه تلمبه زدم گفتم ابم داره میاد یهو پاهاشو پشت کمرم قفل کردو گفت داغم کن که ریختم تو کسش یکم خوابیدم روش و لب بازی بعد بلند شدیم گفت خیلی حال داد دمت گرم ولی خواهشی که دارم بین خودمون بمونه گفتم چشم عزیز تپلی من به شرطی که همیشه باهم باشیم رفتیم حموم همو شستیم تو حموم شاشید و من شستمش یکمم گوزید و قرار شد به خواهر خانمم نگیم عوضش هروقت میشه برم بکنمش و هنوز هم حداقل ماهی سه بار میکنمش نوشته

Date: August 26, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.