دادن به یک زوج

0 views
0%

با سلام به دوستان عزیز قبل از شروع داستان کسایی که اهل میسترس نیستم و دوست ندارن خواهشن داستانو نخونن تو این داستان شاید نکاتی داشته باشه که حالتونو به هم بزنه پس اونایی که به داستان های اربابی و برده ای اعتقاد دارن بخونن تو دانشگاه که من درس میخوندم زن و شوهری بودن که هر دو دانشجوی اونجا بودن این دو تا خیلی خشکل بودن شانس یک ترم با اینا افتادم پسره چقدر خوشکل و خوش هیکل بود دختره هم از اون بهتر چه قدر زیبا بود یک بار که داشتم به دانشگاه می رفتم دیدم اینا وضع مالیشون هم خوبه چون دختره راننده هیوندای بود و پسره هم بغلش نشسته بود خیلی تو کف این دو نفر بودم و بهشون حسودیم میشد یک جورایی از پسره هم خوشم میومد من با این حال که پسر هستم چهره بدی نداشتم متاسفانه مشکلی که داشتم این بود هر چند وقت یک بار دوست داشتم تو حمام کون خودم رو دید بزنم همیشه بی مو نگه می داشتم من همه مدل سکس رو دوست داشتم دختره بدنش خوش فرم کون تقریبا بزرگ سفید چشمهاش یکم روشن و همیشه موهاش طلایی رنگ بود کمر بسیار لاغر واقعا زیبا و دوست داشتنی بود تو دلم میگفتم این شوهرش جوون میشه هر سری که اینو میکنه تازه شوهرش هم قد بلند بور بود بیشتر به 20 ساله ها میخورد تا 28 ساله یک روز که داشتم میرفتم دانشگاه دیدم اینا تو ماشین از هم لب میگیرن روز به روز این یک زوج منو بیشتر حشری میکردن دلم هر جفتشون رو میخواست تا اینکه شانس خوب ما کاربینی 5 گروه رو استاد انتخاب کرد من و پنج نفر تو یه گروه اون زوج تو یه گروه دیگه که به اسرار اون زوجها که آقای صفایی با ما بیفته من رفتم تو گروه اونا 2 تا دختر بودن یک زوج و من که جمعا پنج نفر می شدیم کم کم به این زوجها نزدیک شده بودم با پسره رفیق صمیمی شده بودم جوری شد که قهوه خونه میرفتیم صفا میکردیم اما همش تو کفش بودم هم دلم میخواست بهش بدم هم بکنمش خلاصه دیگه به اسم صدا میکرد میگفت ارسلان داشتیم برای کاربینی به محلی که استاد تعیین کرده بود می رفتیم اسم پسره پارسا بود پارسا پشت فرمون نشسته بود زنش بغلش منم با دو تا دختر عقب اما نگاه این دخترای بغلیم در حد هم کلاسی بود زیاد تو کفشون هم نبودم خلاصه اون روز از اینکه تو ماشین اونا بودم خیلی حشری بودم تا اینکه یک روز برای خوردن مشروب پارسا منو دعوت کرد خونشون که میگفت خانمم نیست منم رفتم شروع به مشروب خوردن کردیم و از قدیم گفتن مستی و راستی خونشون بسیار زیبا و بزرگ بود یک خونه دوبلکس که طبقه بالاش اتاق داشت من مست شده بودم اونم همینطور که گفت ارسلان دوست داری با من سکس کنی منم تا اینو گفت زدم تو گوشش گفتم خجالت بکش پسر اما خودم واقعا میخواستم اما بعد اینکه بیشتر مست کردم دیدم منو داره میبره اتاق شلوارمو کشید پایین گفت من از همون اول میدونستم کونی هستی بچه کونی همچین کونت بزارم که جر بخوری دستشو روغن زد یکم با کونم ور میرفت بعد تو عالم مستی بودم همه چی خیلی سریع تر اتفاق افتاد دیدم شلوارشو کشید پایین یه کیر بزرگ داشت و کلفت انداخت دهنم اما من لبم اصلا کار نمیکرد تو رویای خودم بودم یه جورایی اون داشت تجاوز میکرد چون تو عالم مستی نمیدونی داری چی کار میکنی شروع کرد تو دهنم عقب و جلو کردن بعد کیرشو روغن زد و رفت عقب گزاشت در کونم فشار داد با این حال که به شدت درد میکرد اما من اعتراض نداشتم یعنی حواسم نبود زیاد به اون اتاق که چی داره میگذره تقریبا 30 دقیقه داشت تلمبه میزد که اومد کیرشو گزاشت دهنم هر چی آب بود ریخت تو دهنم منم خوردمش کم کم داشت مستیم میپرید که فهمیدم چه بلایی سرم اومده دیدم داره زنش از گاییده شدن من فیلم میگیره نگو از همون اول زنش داشته فیلم میگرفته اما من متوجه نشده بودم شاید یک قرص تو مشروب انداخته بود که انقدر من حواس پرت شده بودم بعد از اینکه شوهرش کارشو کرد رفت بیرون زنش اومد سر منو گرفت لای پاش و شروع کرد به شاشیدن به من گفت یک قطرش روی فرش بریزه فیلمت تو دانشگاه دست همه هست منم به حرفش گوش دادم و شاششو خوردم بعد از چن دقیقه منو خوابوند رو زمین سرمو گرفت بالا گفت دهنتو باز کن هنوز منگ بودم و اصلا نمیتونستم از خودم دفاع کنم دیدم کون خوش فرم و بزرگش چقدر سفید بود روی سرم گرفت دیدم سوراخ کونش دقیقا جلوی دهنمه تصویرش به طور کامل یادمه یک روزنه کوچیک بود که دیدم به سمت بیرون داشت فشار میداد تهدید کرد که همه مدفوعش رو باید بخورم در غیر این صورت کونم پارست کم کم داشت میومد یکم که گذشت دیدم سوراخش دقیقا روی دهنم هدف گرفته و همش میگفت چاقال شخصی من بخور که نخوری خایه هاتو میکشم من هم بد حشری شده بودم کم کم اون عن قهوه ای اومد تو دهنم یکم که میومد کونشو جمع میکرد تا ریدنش قطع بشه می گفت بخور و قورت بده چقدر بد مزه بود گرم و مزه تلخ حال به هم زن دوباره این کارو میکرد و میرید تا 10 دقیقه هر چی ریدش حتی کوچکترین چیزی نزاشتم بمونه ایندفعه دو نفری اومدن تو اتاق پارسا دوباره کونم گذاشت زنش هم اومده بود رو سرم و میگفت بلیس منم گوش میکردم تا وقتی که می خواستم برم چند بار منو کردن بعد انداختن حمام لباسمو اوردن و منو رسوند جلوی خونمون فرداش که از خواب بیدار شدم دیدم چه اتفاقی افتاده کون درد داشتم شدید دانشگاه رفتم اون زوج خیلی عادی مثل اینکه اتفاقی نیفتاده بود برخورد میکردن بعد از چند روز مهسا زن پارسا زنگ زد بهم و دوباره منو تهدید کرد که باید به آدرسی که میگه برم منم رفتم و مهسا و دختر عمش اونجا بودن منو که دیدن شروع به فحش دادن کردن و مهسا گفت امروز برده ی ما میشی در غیر اینصورت اون فیلم دست بچه های دانشگاهه منم قبول کردم و نزدیک 1 ساعت فقط کوس میلیسیدم مهسا اومدم دوباره گفت دهنتو باز کن منم میدونستم میخواد چی کار کنه اومد شاشید و رید اما من دهنمو باز نکردم بعد دختر عمش هم اومد کونشو که باز کرد فهمیدم این کون زیاد داده کاملا مشخص بود بعد از چند دقیقه اون هم رید و رفت بارها اینکارو تو ایام مختلف میکردن هفته ای یک بار مهسا منو میخواست و اجازه نمیداد من بکنمش و فقط میخواست من بردش باشم منم بدم نمیومد اما یک روز که داشت منو با ماشینش می برد خونشون من گوشیشو مخفیانه از روی کنسول ماشینش برداشتم و گفتم من میرم سیگار بگیرم بیام در کمال تعجب دیدم این اصلا فیلم نگرفته بود همش بازی بود تا منو بترسونن به روی خودم نیاوردم و گوشیشو گزاشتم سر جاش این داستان هم تمومش کردم دوستان اگه غلط املایی داشت یا پسند نکردین به بزرگی خودتون ببخشین نوشته

Date: December 21, 2020





Leave a Reply

Your email address will not be published.