داستان ارسالی – من و ندا جونم

0 بازدید
0%

سلام اسمم علی سال 83 سر ساختمان طبقه 4 مشغول به کار بودم چتر روزی بود یه دختر ناز 16 ساله روبروی ساختمان دلبری میکرد من اون موقع 23 سال سنم بود با ادا و اطوار بالاخره خوش رو زدم با ذغال شماره موبایل رو دیوار نوشتم بعد یک روز زنگ زد طرح رفاقت ریختم گفت بیرون نمیام فقط میتونی خونه ما بیای قرار شد هر وقت تنها شد بهم بگه اوایل صحبت های معمولی بعد فاز ازدواج گرفت گفتم ندا جون عیدت کردم چی بهم میدی گفت هر چی بخوای هر شب تا صبح باهاش حرف میزدم تا یه شب بد جور شق درد گرفته بودم مشغول صحبت بودم گفتم چی تنت هست گفت خیلی بی ادبی یه سرت تابستان بود گفتم چه رنگیه گفت یاسی گفتم در بیارش گفت چرا گفتم کیرم شق شده میخوام حال کنم پشت تلفن ارضا کردم اما اون نتونست گفت فردا خانواده من نیستند ساعت 11بیا دل تو دلم نبود رفتم با ترس و لرز واحد هفت در رو بازکرد در واحد رو هم باز گذاشت رفتم تو پشت سرم در رو بست دست داد بغلش کردم خیلی ناز بود چشمای سیاه ورزشکار موهای روشن ،یه تاپ تنش بود با دامن کوتاه سرخ رنگ، ندا جون کسی نیاد:نترس دیوونه راحت باش لباس تو در بیار، لخت کردم خودمو فقط با یه سرت برام شربت آورد خوردیم گفت دیشب چرا دیوونه شده بودی دستم رو لبش گذاشتم گفتم:تو که ارضا شدی خوابیدی من تا صبح شق درد داشتم ،گفت : بمیرم الان چکار کنم،گفتم منو مسخره گزیدگان:علی جون میترسم من تا الان یه پسر بهم دست نزده من دخترم،گفتم فقط در حد خوردن ، بعد کلی تلاش راضی شد امان ندادم شروع کردم زیر گلوش رو خوردن پوستشو خوردم داشت بیهوش میشد باشو اینقدر خوردم که روانی کردم تاپ و سوتین کندم سینه های نازی داشت دیوانه وار خوردم دستم تو سرشت بود کسمو میخوابیدم دستش و گذاشتم رو کیرم اول ناز کرد بعد دیدم تند تند کیرمو میماله نفس به شماره افتاد دامن و شستشو در آوردم چه کس و گونی سفید برف ، داخل کسش صورتی بود پاهاشو بالا دادم گفت دیوونه : چکار میکنی گفتم ،:میخوام کس تو بخورم گفت :نه بیهوش میشم رحم نکردم شروع کردم به خوردن چوچولش جیغ میزد موهاشو میکشید یونسکو کردم تو کسش چرخاندم چند دفع خوردم یه تکون خورد سروم از رو کسش کند ارضا شد برش گرداندم کس و کونشو با هم لیسیدم کوشن فوق العاده سکسی و تنگی داشت روانی شد ولش کردم منو خابوند شروع کرد لب گیری کیرم تو دستش زیر گردنم خورد سینه هام تلفن سران و در آورد کیرم زد بیرون یه لحظه هراسان ولم کرد گفت :این چیه دلت میاد اینو به من فرو کنی 23 سانت کیر دارم گفتم نترس شروع کرد خوردن اول بد بود دندان میزد بعد دیوانه وار خورد خوابوندمش لب تخت برعکس نهادم تو دهنش خورد پاشد التماس میکرد : علی جون منو بکن گفتم : بهت قول دادم گفت : منو بکن دیوانه دارم میگیرم اومدم از کون بزارم نداشت گفت از جلو من قبول نکردم کیرمو گذاشتم درش برعکش کردم سوراخ کونشو خوردم سر کیرم به زور رفت دیدم داره در می ره زیر شکم رو گرفتم به زور همه کیرمو یه ضرب جا کردم جیغ بدی کشید سه چهار تا تلمبه زدم دیدم صداش نمیاد بیهوش شده بود رسیدم به خودم رفتم آب آوردم به زور هوشش آوردم بغلم کرد گفتم دیوونه ریدم گفت خیلی درد داره گفتم دیگه تموم شد باز شد خودش قنبل کرد کردم توش اول یواش بعد دیدم جیغ میزنه تند کن شلاقی کرد مش برگشت کیرمو خورد بعد منو خواباند با جون نشت رو کیرم شروع کرد به بالا پایین پریدن دیوانه وار خودش رو بالا پایین میکرد گفت آبت نیامد گفتم نه گفت کجا دوست داری بریزی گفتم ته سوراخ گلوت بلند شدم ایستاده دستخوش رو گونه هام گذاشت پاهاشو به پهلوان قلاب کرد تو هوا تلمبه میزدم دیوونه پارازیت شد خواباندن کیرمو رو کسش کشیدم گفت بزار واسه فردا برش گرداندم کردم ته کونش بشدت گاییدم نفس نمی زد آبم داشت میومد بلند شدم کیرمو گذاشتم تو دهنش خورد خورد گفتم داره آبم میاد یه نیشخند زد اجازه نداد کیرمو در بیارم تا آخرین قطره اینو ته گلوش ریختم کیرمو بوسید بلندش کردم رو تخت ولو شدیم دیوانه همدیگه بودم یه هفته بعد پردشو زدم تا چهار سال با هم بودیم یادش بخیر شب عروسیش راننده ماشین عروس بودم داماد صمیمی ترین دوستم بود بردمش تو خونه خودم واسه بار آخر مردمش هر جا هست زنده باشه

Date: December 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.