داستان ارسالی – وقتی بابا و مامانم رفتن پیاده روی اربعین

0 بازدید
0%

سلام مریم هستم 21 سالمه قدم 165 وزنم 55 این خاطره ی زدن پردم توسط رضا نامزدمه که 22 سالشه قدش 175 و وزنش 70 یه هفته قبل اربعین همین امسال بود که مادر و پدرم رفتن برای پیاده روی اربعین که من مجبور شدم تنها بمونم خونه که زنک زدم نامزدم رضا بیاد پیشم که تنها نباشم رضا شب بعد از کارش اومد خونمون منم شام درست کرده بودم وقتی رسید در رو براش باز کردم اومد داخل و بغلم کرد و منم بوسش کردم و براش یه چایی اوردم بعد شامو اماده کردم و باهم خوردیم و بعد دیدن یه فیلم رفتیم رو تخت بابام اینا تا باهم بخوابیم محکم تو بغلش بودم که لبامو بوس کرد و تو گوشم گفت خانومم نمیخواد به اقاش یه حالی بده منم یکم براش ناز کردم که دستشو برد زیر شورتم و شروع کرد کسم رو مالید انقدر مالید تا ارضا شدم وقتی ارضا شدم دستمو رسوندم به کیر رضا که دیدم سفت سفت شده لبای رضا رو بوس کردم و تو گوشش گفتم حالا نوبت منه ولی مراقب کون خانومت باشاااا یه چشم گفت و لبامو بوس کرد و منم برگشتم و به پهلو و پشتمو کردم بهش شورتمو تا زیر کونم کشید پایین اب دهنشو ریخت رو دستشو مالید لای کونم کیر خودشم خیس کرد با اب دهنش و گذاشت لای کونم اروم فشار داد تو که دردم گرفت و ناله کردم اخخخخ رضا ایییی اروم اروم رضا هفته ای یه بار حداقل از کون منو میکرد ولی بازم درد داشتم دستشو گذاشت رو سینم و از رو سوتین شروع کرد مالیدن سینه هام یکم که دردم کم شد که تا ته فرو کرد تو و شروع کرد تند تند تلمبه زدن که تو چن دقیقه ابش اومد کونم داغ داغ شد همه ی ابشو خالی کرد توو کونم و اروم کیرشو کشید بیرون شورتمو کشید بالا برم گردوند طرف خودش و محکم بغلم کرد و دستشو از پشت برد زیر شورتم و انگشتشو رسوند به سوراخ کونم که حالا هم خیس بود هم یه کم باز شروع کرد اروم مالیدن و قربون صدقم رفتن که بغلم هم خوابمون برد تا بابا و مامانم برگردن هر شب رضا کونمو میکرد و کلی بهمون خوش میگذشت پایان

Date: December 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.