داستان ارسلان و حمید

0 views
0%

سلام اسم من ارسلانه و داستانی که میگم واقیه خب بریم سر داستان قضیه بر میگرده به سه سال پیش زمانی که من 13سالم بود و بدن سفید و کون خیلی خوشگلی دارم همه تو مدرسه دنبال کردن منن و چشم ها و موهای مشکی دارم من خیلی با همکلاسی هام گیمنت میرفتم و بازی کامپیوتری و این کسشعرا و صاحب گیمنت دوتا برادر بودن به اسم حامد و حمید حامد زیاد تو گیمنت نبود ولی حمید همیشه اونجا بود و یه روز که ما بعد از مدرسه چهار نفری رفتیم گیمنت و چون ظهر بود فقط خودمون بودیم حمید مشغول بازی بودیم که حمید 19سالش بود اومد بالا سرم و گفت که قشنگ بازی میکنی منم گفتم مرسی بعدش یکم باهام شوخی کردو کنارم نشست و بعد چند دقیقه دستشو گذاشت رو کمرم اروم اروم برد پایین منم خوشم اومده بود و با لبخند بازی میکردم خلاصه اون روز گذشت شب دیدم تو لاین تو یه گروه اد شدم و فهمیدم که گروه حمیده بعد چند ساعت چت و کصکلک بازی دیدم حمید اومد پی ویمو ازم پرسید که حرکت امروزش خوب بود منم جواب دادم اره و گفت دوس داری بیشتر باشه گفتم اره گفت پس بیشتر حال میکنیم از اون وقت به بعد هر وقت میرفتیم گیمنت یواشکی با هم لب بازی میکردیم یا براش ساک میزدم یا منو انگشت میکرد یه روز رفتم گیمنت دیدم داره سیگار میکشه و به منم تعارف کرد منم قبول کردم و خلاصه گذشت بازم شبش حمید اومد پی ویمو پرسید سیگار خوب بود گفتم اره گفت فردا میای خونمون باهم بکشیم منم جوگیر شدم سریع اوکی دادم فرداش رفتم گیمنتو باهم رفتیم خونشون رفتیم تو انباریشو یه نخ سیگار روشن کرد داد دسته منو یکیم واسه خودش روشن کرد بعد تموم شدن سیگارامون سمتم اومد و خیلی محکم ازم لب میگرفت و منم خوشم میومد با دستاش کونمو میمالید و منم کل بدنم مور مور میشد بعدش شلوار منو کشید پایین و چرخوندم و یه انگشتشو کرد تو کونم یکم درد داشت ولی حال میداد بعد یه انگشت دیگشو کرد تو و یکم عقب جلو کرد بعدش گفت حاضری گفتم برای چی دیدم شلوارشو کشید پایین و گف ساک بزن منم براش یکم ساک زدم بعدش منو برگردوند و بازم دوتا انگشتشو کرد تو کونم بعد یکی دو دیقه سر کیرشو تف زد و کرد تو کونم و منو ب ستون فشار میداد درد داشت ولی خوشم میومد بعد تقریبا 4یا 5 دیقه دیدم یچی مثله اب جوش ریخت تو کونم و بعد بلند ناله کرد وقتی کیرشو کشید بیرون دیدم یه مایه چسبناک سفیدی داره از کیر اونو کون من میاد پرسیدم این چیه گفت ابکیره و دستمال از جیبش دراورد داد بهم و گفت خو دتو پاک کن و بعدش یه سیگار دیگه برام روشن کرد و من رفتم خونه از اون موقع من خیلی حشریم یا میدم یا دست و چیزهای مختلف میکنم تو کونم و جق میزنم لباس های زنونه میپوشم با شرت و سوتین خاله یا زن عمو هام جق زدم و ببخشید که سرتونو در اوردم اگه دوست داشتید بگید تا داستان های سکس دیگمم تعریف کنم نوشته

Date: March 10, 2019





One thought on “داستان ارسلان و حمید

Leave a Reply

Your email address will not be published.