داستان سکسی مامان ناهید ۱

0 views
0%

سلام به همگی من قبلا اینجا یه داستان راجب سکس با مامانم نوشته بودم به نام 9 84 8 8 3 8 8 9 86 9 9 88 9 86 9 86 8 9 87 9 85 8 7 9 85 8 7 9 86 9 86 8 7 9 87 8 8 لیسیدن کون گنده مامان ناهید که حالا میخام یه ماجرای دیگه در ادامه اون ماجرا بنویسم دیگه به مقدمه چگونگی شروع رابطه سکسی بین خودم و مامانم اشاره نمی کنم چون در اون داستان تمام چیزها رو گفتم و لزومی به تکرار مکررات نیست باز هم میگم کسانی که نمیخان نخونن این داستان در مورد یه رابطه سکسی بدون کنترل بین من و مامانمه یه رابطه خاص پس دانسته بخونید حالا هم اگه ماجراش رو می نویسم میخام خودمو خالی کنم و این داستان رو برای کسانی که منو نمی شناسن تعریف کنم ادامه داستا ن من که البته یه مقدار طولانیه به هر شکل بعد شروع رابطه سکسی با مامان ناهید سکس های فوق العاده و پراز شهوتی با مامانم داشتم مامانی که با اون هیکل و اندام سکسی برای من از میون اون همه زن جور واجوری که باهاشون سکس کرده بودم از نوجوانی بهترین و تحریک کننده ترین بود و همیشه برام دست نیافتنی بود حالا تو این مدت حسابی بهش رسیده بودم و میتونستم هر روز باهاش باشم و اونم راضی از این رابطه غیرعادی اما دلچسب خیلی هات و داغ به من حال میداد و حسابی از من استفاده می کرد اوایل که هرجا گیرم میومد و فرصتش بود می چسبیدم بهش و سریع لختش میکردم و از اون اندام سکسی و فوق العاده لذت می بردم نمی دونین تو دو ماه اول چقدر اون کون گنده مامانم رو کردم وای چقدر دیوانه کننده بود هفته ای دو سه بار حسابی با مامان سکس میکردیم و هر بار هم خیلی طولانی البته کسش هم بی نصیب نبود خیلی حسابی از هم لذت می بردیم مامانم چنان کیرمو میخورد که از حال می رفتم و بعد نوبت کوس و کون تپلش بود چنان تو کونش میکردم خلاصه عالی بود تا تعطیلات پایان ترم خواهرم شد و اون اومد خونه که باعث میشد مزاحم راحتی ما بشه البته زود میرفت و فقط دو هفته تهران بود از خواهرم نمیگم چون ابدا ربطی به این ماجرا نداره رابطه سکس من با مامانم قضیه ش فرق میکرد که حسابی دلایلشو توی داستان قبلی توضیح دادم پس من و مامان واقعا نمی خواستیم اون احیانا چیزی بفهمه از سکس ما خواهرم که اومد اوایل خرداد بود فقط خونه بود درس میخوند و منم که تا غروب سرکار بودم و فرصتی دست نمیداد که خدمت مامان برسم حسابی تو کف بودم مخصوصا اون کونش مامانم هم یخرده کلافه بود اما فقط گاهی یواشکی دستم رو تو شلوارش میکردم و کونش رو می مالیدم و انگشت ش می کردم و اونم کیرم رو می مالید تو اتاق البته خیلی کم و محافظه کارانه منتظر بودیم تا خواهرم بره که راحت بشیم که سه روز مونده به رفتنش ضد حال خوردم باید میرفتم یه ماموریت کاری خلاصه با یه کیر خوردن اساسی رو به رو شدم مامان ناهید هم دلخور بود که یهویی باید میرفتم کونش حسابی خارش گرفته بود دلم نمیخاست بره سراغ فریده تا با دیدلو به کس و کونش در نبود من حال بده خیلی پکر بودم و احساس به گا رفتن میکردم اما یه فکری به ذهنم رسید ماموریت من شیراز بود یک هفته و شرکت اونجا یک آپارتمان شیک در اختیار نیروهای ماموریتی میزاشت طبق برنامه دو روز اول همکاران دیگه هم بودن اما 5 روز بعد اقامتم فقط من تنها بودم پس میشد به مامانم بگم بیاد اونجا هم یه حال و هوایی عوض می کردیم هم توی مسافرت حسابی سکس میکردیم و عشق و حال یه تجربه عالی بود و هزینه زیادی هم نداشت از شادی تو پوست خودم نمی گنجیدم مامان جونم هم خیلی خوشحال بود که یه مسافرت میاد شیراز شب آخر که رسید و فرداش باید میرفتم از یه طرف نگران بودم نکنه اونجا موردی پیش بیاد و تنها نباشم بالاخره احتمالش کم نبود برای همین دلم سکس میخاست دلم برای حال با کون گنده مامانم تنگ شد بود و حسابی حشری بودم آخرم اونشب یواشکی رفتیم تو اتاق خودم و سرمو کردم لای کون مامان ناهید اما حیف چون سوراخ کونش تمیز یود خیلی بوی سکسی دلخواهم رو نمی داد برای همین یکم سوراخ کونش رو لیسیدم دیوونه شده بودیم هر دو دلمون سکس میخاست مامان ناهید هم خیلی حشری شده بود بدجوری میخاست تا کونشو بکنم اما می ترسید خواهرم متوجه بشه خواهرم تو اتاق من بود و من و مامانم توی اتاق من کیرم رو از روی دامن به باسن اای پهن و گوشتی مامانم می مالیدم و اونم خیلی آروم ناله میکرد زیرلب و نفس نفس میزد نمی دونستم چکار کنم اگه میخاستم اونجوری که دلمون میخاست حال کنیم حتما یه صدایی میرفت بیرون و خواهرم متوجه میشد پس بی خیال شدیم اما دو تا از شورتاش رو از خودش گرفتم و گذاشتم تو چمدون سفریم خلاصه صبح خداحافظی کردم و پرواز کردم به شیراز شرکت یه خونه دو طبقه چهار واحده توی یه جای خوب داشت قبلا رفته بودم دو واحد پایین خالی بودن و واحدهای بالا بزرگ و شیک بودن دو تا از همکارام دو هفته ای بود که اونجا بودن و طبق برنامه فردا شب بر میگشتن توی این دو روز به رابطه خودم با مامانم فکر میکردم حس عجیبی بود رابطه ی من و مامانم شکل خاصی به خودش گرفته بود از مادر و فرزندی خارج شده بود البته هنوز همیشه مامان صداش میکردم و فقط گاهی وقتا وسط سکس بهش ناهید جوون میگفتم اما از اینکه شده بود برام یه مامان سکسی حال بیشتر میکردم اما خب رابطه ما کمی عین رابطه زن و شوهر ها بود و کمی شکل رابطه دوستی دو جنس مخالف رو گرفته بود که فقط برای سکس بوجود آمده یه سکس بدون تعهد و دردسر بدون تعهد فقط برای لذت بردن توی این چند ماه فقط با مامان ناهید سکس کرده بودم و چون قول بهش داده بودم و به کس دیگه ای نزدیکم نشده بودم البته یه دوباری فریده بدجوری گیر داده بود و مجبورم کرد برم خونه ش اونو دوباره کردمش چون به چند دلیل حفظ رابطه با فریده برای من خوب بود اول اینکه اون مامان رو برای جور کرده بود و اگه اون نبود تقریبا حداقل به زودی ها راه به جایی نمی بردم و با این حساب بهش مدیون بودم دوم اینکه اون رو مامانم نفوذ خوبی داشت و میتونست افکارش رو تغییر بده سوم اینکه خیلی به من علاقه داشت و برای هرکاری که درتوانش بود انجام میداد تازه اینقدرم بلا بود که نمیشد از اون شیطنت زنانه ش گذشت خلاصه مطمن بودم که حفظ رابطه با فریده خیلی به نفعم بود بگذریم شب یکشنبه بود و برای مامان ناهید فردا صبح بلیط گرفته بودم و ساعت 10 پیش من بود بخش زیادی از کارهام رو این دو روزه انجام داده بودم و فردا رو خالی کرده بودم و کارای باقی مونده پروژه زیاد نیود راجب کارم خیلی توضیح نمیدم نشستم پشت لب تایم و یه فیلم سوپر توپ از گاییدن کون یه پورن استار زن میدیدم و برای اومدن مامان نقشه میکشیدم 1 یه پورن استار مرد هست که عاشق کردنه کونه و بیشتر هم در صحنه های آنال سکس اینل سکس بازی میکنه اسمش هست و اصالتا ایتالیایی و سلطان واقعی گاییدنه کونه در دنیای پورن اونم وحشیانه و با حشر زیاد جوری که کون پورن استار زن مقابلش رو یه معنای واقعی پاره میکنه و کونشو جر میده واقعا کون ها رو خشن و بدون رحم میکنه داشت یه زن رو توی توالت میگایید اوففففف منم همیشه دوست داشتم توی یه دستشویی بزرگ کون گنده و بزرگ مامان ناهید رو اینجوری بکنم میدونستم فیلم های پورن در برداشت های زیادی گرفته میشن و بعد متصل میشن اما اینجوری با شهوت گاییدن خیلی حال میداد باید اول از همه حسابی کون گنده ش رو بلیسم بعد میکردمش دلم میخاست اینقدر بی رحمانه و خشن کونشو می کردم که سوراخ کونشو از شدت ضربات کیر من کاملا قرمز و متورم شه دستشویی خونه خودمون خیلی بزرگ نبود و نمیشد راحت دو نفری خیلی توش تکون خورد برای سکس اما اینجا یه توالت بزرگ داشت که هم سرویس ایرانی داشت و هم فرنگی اندازه اتاق خواب خودم بود و جای زیادی برای سکس داشت و حتی میشد توش غلت زد اوفففف چه کونی از مامان میکردم توش دوست داشتم این مدت چنان از کون گنده و بی نظیر مامانم کام بگیرم که از حال برم میخاستم توی پوزیشنای مختلف سکس با مامان رو امتحان کنم و دیرتر ارضا شم میخاستم خشن تر باشم تو افکار خودم بودم کیرم حسابی راست راست شده بود امشب رو باید یه جوری سر میکردم شورتی رو که مامان ناهید خوشگلم خودش شب آخر به من داده بود کنارم روی مبل بود یه شورت قرمز که با قلب های ریز سیاه پوشیده شده بود و بوی تن مامان رو می داد اوفففف اما دیگه اونقدرها تحربکم نمی کرد فقط با سکس یا مامانم می تونستم خودم رو ارضا کنم پاشدم رفت تو همون توالت به یاد فردا یه جق حسابی زدم به مامانم زنگ زدم مشغول آماده شدن برای فردا صبح بود و اگه بدون تاخیر میومد ساعت 10 پیش من بود و یعدشم خونه در خدمتش بودم جوووون حلاصه قردا همه چیز مرتب پیش رفت و مامانم کمی بعد از ساعت 10 رسید اما باور کنین تا حالا این قدر حس انتظار رو تو وجودم حس نکرده بودم که از دیشب تا لحظه رسیدن مامانم حس کرده بودم خیلی سخت و بی تاب کننده بود البته بیشتر برای کیرم وفتی ماماان رو دیدم تو فرودگاه بی اختیار کیرم راست شد اوفففف مامان ناهید چه مانتویی پوشیده بود و عجب آرایش زیبای خلیجی کرده بود یه مانتوی ریون پوشیده بود که البته بلند بود اما خب چون لخت و رها بود تمام برآمدگی های بدن رو حسابی نشون میداد افتاده بود روی تاقچه کون مامان و حسابی گنده گی و برآمدگی کونشو رو به رخ می کشید سینه های بزرگش و شکم برآمده اش هم حسابی خودنمایی میکرد یه شال مشکی بصورت باز پوشیده بود و بخشی از موهای طلاییش بیرون بود و یه رژ پر رنگ به لب های کلفتش زده بود واقعا مامانم یه کس تپل میانسال زیبا بود که کیر ادمو راست میکرد مخصوصا وقتی اول از پشت چشمت به اون گنده و بزرگش می افتاد و جذبش میشدی که این کوس تپل کیه اوف حلاصه بعد از رو بوسی سریع به سمت خونه حرکت کردیم خیلی بی تاب بودم تا برسیم به ماشین تعمدا از عقب تر حرکت می کردم و از پشت به کون گنده مامانم نگاه میکردم و قند تو دلم آب میشد و کیرم بیشتر دیوونه میشد دم ماشین یواش بهش گفتم بریم خونه مامان جون تپل سکسی که میخام سریع حسابی ترتیبتو بدم میخام یه دل سیر امروز کونتو بکنم اونم لبخندی زد و گفت بریم و ببینیم آقا پسر راستی خیلی چاق شدم نه گفتم نه بابا گفت تو که بدت نمیاد گفتم نه بابا عالی هستی دیوانه کننده ای گوشتی گوشت خندید راست می گفت توی این چند ماه وزن مامانم بالاتر رفته بود و تپل تر شده بود خودش هم برعکس گذشته که خیلی رو وزنش حساس بود خیلی حساسیت نشون نمیداد هفت هشت کیلو بیشتر شده بود و حدود 91 92 کیلو شده بود برای من که عالی بود کونش گنده تر و خواستنی تر میشد و کسش تپلتر جوووون واقعا مامان ناهید برا من یه تیکه گوشت لخم کبابی بود که کیرم براش له له میزد ادامه دارد نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.