دختری زیر باران

0 بازدید
0%

س من اسمم ع ت است یک روز که بارون میومد من ازخونه زدم بیرون چون توخونه تنهابودم حوصلم سدرفته بود بگذریم داشتم میچرخیدم که دیدم یک خانم محجبه داره زیر بارون پیاده میره طرف بازار رفتم کنارش س کردم وگفتم اگه جایی میرید برسونمتون که گفت برو گمشو گفتم قصداذیت ندارم بارون میاد خواستم اذیت نشید مگه حرف بدی زدم گفت آقابه اندازه کافی اعصابم خورده شما بدترش نکن گفتم به خدا قصدم مزاحمت نیست اینو که گفتم بهم نگاه کرد ترجیح داد بهم اعتماد کنه سوارشد چند دقیقه ای رفتیم دیدم خیلی ناراحته گفتم ازدست من کاری برمیاد جواب نداد دوباره پرسیدم گفت مثلا گفتم آخه خیلی ناراحتین گفتم شاید بتونم کمک کنم که اشک تو چشماش حلقه زدو گفت ممنونم کاشکی میشد به گذشته برگشت بهش یک دستمال دادم وگفتم حرفو تو دلت نگه ندار عقده میشه میخوای درددل کنی یکم سبک شی اشکاشو پاک کرد و گفت کاشکی همه پسرا مثل شما بودن گفتم مگه من چطوریم چیزی نگفت چند لحظه صبر کرد بعد تعریف کرد که تو دانشگاه شهرشون بایک پسره کرمانی دوست شده قرارازدواج گذاشتن اونم سر همین مسئله با خونوادش دعواش شده باپسره اومده بودکرمان که تا امروز پیش پسره بوده که پسره ازخونه انداخته بودش بیرون بهش گفتم پس اینجا غریبی گفت آره بهش گفتم الان میخوای چکارکنی گفت نمیدونم گفتم نهار خوردی گفت نه باهم رفتیم ساندویچی و بعد داشتیم میچرخیدیم و اونم داشت درددل میکرد کم کم هوا داشت تاریک میشد بهش گفتم من چندروزی تنهام اگه دلت بخوادمیتونی بیای پیش من یکمی فکرکرد گفت باشه منم گفتم اینطوری برای هردومون بهتر هم من تنهانیستم هم تو فرصت داری فکرکنی که چکارکنی راستی اسمش فاطمه بود رفتیم خونه بهم گفت یک دست لباس زنونه پیدامیشه بپوشم گفتم زنونه نه ولی یک لحظه صبرکن رفتم ازاتاقم یک تیشرت بایک شلوارک آوردم دادمش یک نگاه به شلوارک کردومنو نگاه کرد گفتم شرمنده شلوار راحتی ندارم یک جوری سرکن دیگه برگشتم تواتاق ولباسامو عوض کردم وبرگشتم توهال دیدم لباسشوعوض کرده چشمم خورد به ساق پاش باورم نمیشد تاالان چه چیزی کنارم بوده و من استفاده نکردم بهم گفت من گشنمه چیزی گیر میاد بخوریم گفتم این تو اینم یخچال رفت آشپزخونه منم رفتم یک فیلم که تو راه خریدم گذاشتم نگاه کنم فیلم زیرنویس بود چون من فیلم سانسورشده نگاه نمیکنم فکر نمیکردم فیلم لاو باشه چون عکس جلدش یک چیز دگه میگفت دیدم منو صدا کرد آشپز خونه رفتم دیدم سوسیس تخم مرغ درست کرده خوردیم جاتون خالی ساعت نزدیک 10بود گفت فیلمی که گرفتی رو بذار ببینیم دیدم روحیش کاملاعوض شده خوشحال شدم گفتم بدرد تونمیخوره گفت بروبابا کجاست خودم میزارم رو دستگاه تنبل گفتم تو دستگاست فقط روشنش کن روشن کرد اومد روی مبل نشست ربع ساعتی گذشت که صحنه قشنگ فیلم رسید نگاه کرد به من خودموزدم بخواب دیدمن خوابم باخیال راحت نگاه کرد یکم که گذشت اوج سکس فیلم بودکه دیدم زیاد تکون میخوره گفتم وقتشه یواش رفتم پشت سرش جوری که نفهمید از بالای سرش لبمو گذاشتم رو پیشونیشو بوسش کردم گفت کی بیدارشدی گفتم بیداربودم و لبموگذاشتم رو لبش مات مونده بود باورش نمیشد من که دیدم حیرون مونده گفتم چیه خوشت نمیاد یکبار به خودش اومدگفت چی لبوگذاشتم رولبش که حرفی نزنه اونم همراهی کرد کم کم دستموبردم رو سینش وای مثل سنگ بودن و میزون دست کم کم زیرگلوشم بوسیدم ازیخه ی تیشرت دستموبردم تو شروع کردم به مالیدن دیگه صداش داشت درمیومد بادستاش موهامو یواش میکشید بهش گفتم اجازه هست فهمید منظورم چیه دستاشوبردبالا تیشرتودرآوردم یگ سوتین سفید تنش بود که البته بارنگ پوستش فرقی نداشت سوتینو بارکردم یاعلی گفتم وعشق آغاز شد شروع کردم به خوردن 15دقیقه ای خوردم دگه داشت موهامومیکند دستموبردم لای پاش خیس خیس بودتادستم خوردبه کسش یک تکون خورد یکم مالیدمش دیدم ازخودبیخودشده منم ازصدای اااه وناله ی اون داشتم دیوونه میشدم شلوارک وشورتشوباهم درآوردم شروکردم به خوردن کسش چه خوشمزه بود چنددقیقه ای خوردم پیش خودم گفتم پس من چی که لباسامودرآوردم گفتم نوبت تویه نگاهی به کیرم کرد بوسیدش وشروع کردبه ساک زدن چنان خوشمزه میخورد که آدم هوس میکرد10دقیقه ای خورد بلندش کردمو خمش کردم رومبل شروع کردم به خوردن کسش ازپشت ناله هاش تاهفت تاخونه اونورترمیرفت بایکم تف کیرمو که خشک شده بود خیس کردموسرکیرموگذاشتم دم کسش که قبلاآقاجلیل زحمتشوکشیده بودوبایک فشارسرشو کردم توچقدرداغ وتنگ بود که فکرکردم کیرموکردم توکتری آب جوش باجیغش منوبیشترحشری کرد بافشارمحکمی کل کیرموکردم تووشروع کردم به تلمبه زدن چون قبل ازشام قرص خورده بودم مطمئن بودم یک حال درست میکنم وآبم به این زودیانمیاد باسرعت تمام تلمبه میزدم اونم ناله میکردوازشدت شهوت موهاشومیکشید درست شده بودمثل فیلمای سکسی خارجی به خودم اومدم که حیف نیست کون خوش فرمشو نکنم داشتم فکرمیکردم چطوری بهش بگم که قبول کنه که دیدم لرزیدوجیغش شدیدترشد فهمیدم ارضاشده روی پاهاش نمیتونست وایسه خوابوندمش روی زمین کرمو ازتواتاق آوردم بابیحالی گفت چکارمیخوای بکنی گفتم من هنورارضانشدم فهمیدمنظورم چیه گفت ازپشت نه بکن لای پای گفتم باشه کرموکه مالیدم به سوراخ کونش چیزی نگفت ومنم کیف کردم کیرموچرب کردموگذاشتم دم کونش که چرخید پشت به زمین خوابید گفت ازپشت نه گفتم اذیت نکن گفت که توداری اذیت میکنی خلاصه به بدبختی راضیش کردم چرخید وگفت فقط یواش خب حق داشت ازقسم هایی که خورد فهمیدم که هنوز کونش آکبنده دوباره کرمو برداشتم و کونشو بیشترکرم زدم سر کیرمو گذاشتم دم کون تاکه یکم فشارمیدادم پاهاشو سفت میکرد یکبار ناگهانی خودمو انداختم روش که کیرم تا ته رفت تو صورتش از دردی که میکشید سیاه شد صداش تاچندثانیه درنمیومد ضعف کرده بود ولی من ولش نکردم میفهمیدم اگه کیرمو دربیارم دیگه نمیزاره بکنم بعدکه صداش درآمد جیغ میزد که درش بیارم دو دقیقه ای ثابت روش خوابیدم بعدشروع کردم به تلمبه زدن اولش یواش بعدتندترش کردم دیدم کمکم اشکاش به لبخندتبدیل شدحدودنیم ساعتی ازکون کردمش تا دیگه فهمیدم آبم داره میاد بهش گفتم اونم که ازشدت شهوت دیوونه شده بودگفت بریزتو منم اینکاروکردم و بعد کنارش درازکشیدم همش قربون صدقه ام میرفت تاچندروربعدش خونه مابودبعدباهم رفتیم شهرشون باباش اینا که جریان دوست پسر نامردشو فهمیدن و فردین بازیه منو شنیدن از من خوب پذیرایی کردن منم الان که جدود دو سه سالی از جریان آشناییمون میگذره تو کارخونه باباش حسابدارشون شدم و خانم خانوما هم صیغه ی منه باهم توی یک آپارتمان نقلی داریم زندگی میکنم امیدوارم توهمه ی مراحل زندگیتون موفق باشیدمثل من به بهونه خانم اطرافیانشو بکنین بای نوشته

Date: آگوست 5, 2018