دردسر لذت بخش همسرم ۱

0 views
0%

سلام این خاطره رو تعریف میکنم برای اون هایی که قصدد انجامش رو دارن و فکرشو میکنن و باید بدونن در چه راهی قدم میگذارن و فکر بعدش هم باشن چون احتمال همه چیز هست توی این خاطره ای که مدت زیادی ازش نگذشته لازمه که نام هارو عوض کنم برای همین اسم خودم و همسرم رو عوض میکنم خودم پیمان و خانومم محیا من 27 سالمه و چندسالی خارج از کشور ساکن ام اروپا اما نامش بماند محیا که کمتر از سه ساله بعد از عقد و ازدواج به اینجا اومد 24 سال و با توصیفات دقیق که بهتر تصور کنیدش قد 170 پوستی تقریبا سفید موهای مشکی تا زیر گردن هیکلی تقریبا متناسب بدون شکم و کمر چشم های درشت قهوه ای و لب های صورتی و سینه های بالای سایز 75 و درشت نوک روشن و باسن و رون های گوشتی خوبی داره توصیفات بعدی برای ادامه چندسالی قبل از ازدواج آشنا بودیم و کاملا از هم شناخت داشتیم چه اخلاقی و چه زناشویی و جنسی محیاهم قبل از ازدواج سکس از عقب و جلو نداشت و اگر چیزی بود با نفر یا نفرات قبل من لب یا عشق بازی بود نمیشه مطمئن گفت دست نخورده و زمان رابطمون کاملا به هم اعتماد داشتیم و هیچکدام اهل خیانت نبودیم از هر لحاظ اثبات شده بود در زمان رابطه و بعد از ازدواج توی سکس هامون هم فانتزی های زیادی داشتیم و از همه نظر از باهم بودنمون لذت میبردیم و بی ریا و بی پرده حرف میزدیم اما فقط در سکس داخل این فانتزی ها من به جای یک مرد میبودم و اون هم همینطور به جای زنی دیگه همیشه با شنیدن اسم جنده بیشتر حشری میشد و میشه چون حس بهتری به سکسمون میداد بعد از سکس ها با جدیت میگفت که تمام حرفاش موقع سکس جدی نیستن و برای گرم شدن رابطمون میگه و هیچ تمایلی بهش نداره عاشق هم بودیم و هستیم و هیچ چیز برای هم کم نمیگذاشتیم و نمیزاریم اما نکته اینجا بود که من ته دلم علاقه داشتم به ساک زدنش برای فرد دیگه و دیدن حسش توی چشم هاش که چقدر بهش تمایل داره خیلی بهش فکر میکردم اما بعد حسم عوض میشد و راضی نبودم بسپرمش دست یک نفر دیگه اواسط رابطمون یه روز دلم رو زدم به دریا یه پیشنهاد بهش دادم میدونستم عصبانی نمیشه و احتمالش کم بود روی مبل راحتی نشسته بودیم لم داده بود و فیلم دست نیافتنی ها رو میدید ومیوه و چای روی میز بود لباس یکسره گشاد پوشیده بود بدون سوتین پاهای بلند و سفیدش و سینه هاش مثل همیشه چشمک میزدن گفتم محیا جونم میخوام یچیزی درباره ی سکسمون بگم نمیدونم بدت میاد یا نه بگو عزیزم ما که تعارفی نداریم تو واقعا دوست داری وقتی سکس میکنیم یه کیر دیگه باشه که ساک بزنی یا بهش بدی با کمی تعجب و اینکه حرفای سکسی بینمون زیاد بود با خنده پرسید یعنی میخوای زنت جلوی تو کیر یه غریبه رو بخوره من هم گفتم مرد غریبه نه کیر واقعی باشه اما صاحبش زن باشه آهااا مال یه زن دوجنسه رو بخورم اخه تو اون لحظه خیلی تمایل داری با حرفات وقتی هم میکنمت میبینم حشری تر میشی خیس شدنتو بیشتر حس میکنم آره خب نمیدونم چی و چطور بگم بگو عزیزم بالاخره اون لحظه حس میاد و میره اون لحظه من هم دوست دارم که واقعا یه کیر توی دهنم باشه یا وقتی برای تو ساک میزنم یکی از پشت بکنتم ولی قسم میخورم فقط برای همون لحظس و بعدش هم دیدی که نمیخوام و چندبار توضیح دادم میدونم من کس و کونم واسه توعه عشقم چیز دیگه ای نمیخوام مگه اینکه واسه ی نجات جونت بخوام کس بدم با خنده اومد بغلم درحالی که دستم رو میکشیدم روی پاهاش دیلدو چطور مصنوعیه راحتم هستی قبل و بعدش اگه واقعا میخوای تو اون حالت ببینی من رو باشه حالا دستمو از بالا بردم زیر لباسش و یه سینش گرفتم و مالیدم چه سایزی دوست داری عزیزم هرچی که با ساک زدنش و دادن بهش شوهرمو حشری تر میکنه اینجا بعضی مارکت های آنلاین هست که از طریقشون میتونید سفارش بدید و شبِ اون روز دنبال کیر مصنوعی گشتم و یکی سایز 20 و کلفت سفارش دادم کیر خودم 15 سانت بود اما کلفت بعد از یک هفته یا ده روز سفارش رسید و وقتی سرش توی گوشیش بود رفام جلوش و گفتم بیا عشقم اینم کیری که قراره ساک بزنی البته همون شبه پیشنهاد میدونست که سفارش میدم با خنده گفت بالاخره زمان موعود رسید و بسته رو باز کرد و دیلدو رو از جعبش دراورد و پلاستیک روش رو برداشت درحالی که روش دست میکشید گفت قراره امشب این رو جلوت ساک بزنم یا بکنمش تو کسم جفتش عزیزم هرچی تو بخوای با خنده گفت جون امشب دوتا کیر دارم و گذاشتش روی میزِ روبروی مبل شام خوردیم و ساعت یازده زودتر رفت اتاق خواب و دیلدو رو با خودش برد حس میکردم که برای سکس امشب خیلی ذوق داره با لباس بلند و راحتیش بدون شرت و سوتین روی تخت دراز کشیده بود و دیلدو کنارش با خنده گفتم ازش خوشت اومده ها گفت از این به بعد قراره با تو منو بکنه باید دوتاتون رو راضی نگه دارم و فهمیدم خیلی حشری شده رفتم جلو و پاهاش رو باز کردم با فاصله صورتمو جلوی صورتش گرفتم و اومد بالا و لب هامو بوسید و شروع شروع کردیم به بوسیدن لباس نازکش که تا بالا زانوش بود رو دادم بالا و سینه های بزرگ و نرمشو محکم گرفتم و میمالیدم چشم هاش خمار شده بود و موهامو چنگ میزد جفت سینه هاش رو دراوردم به نوبت با ولع میخوردم و محکم فشار میدادم عاشق سینه هاشم و بیشتر مواقع کبودن با صدای حشریش گفت بلند شو پس کی قراره بکنینم کیر میخواد جنده خانومت بلند شد و لباسش رو کامل دراورد من هم که اکثرا فقط شلوارک میپوشم با شرتم دراوردمش و رفتم لای پاش و رون هاش رو لیسیدم عاشق خوردن رو های سفید و نرمشم زبونمو رسوندم به کس کوچیک و سفید و بدون موش کسش چیزی کم نداره چوچول خوردنی که شل و آویزون نیست لبه های کمی بیرون زده و مکیدنی که اگه این کس دست شخص دیگه ای میفتاد چندمرتبه میگاییدش واسه همین نمیخواستم دست مردی بیفته و فقط مال خودم باشه از طرفی هم میخواستم ساک زدن و دادنشو واسه ی یبار ببینم اما نمیشد دوباره حرفی ازش بزنم با ولع شروع کردم خوردن کس خیس و بدون موش رو چوچولشو لیس میزدم و ترشح کسش رو میمکیدم و زبونمو روی سطح کسش میکشیدم محیا هم همراه ناله ها و صدای حشریش دیلدو دستش بود و گفت دوست داری ساک زدنمو واسه یکی دیگه ببینی آره خوشگلم فک کن کیر یکی دیگه دهنته درحالی که لیسش میزد اوووم عاشق این کیر کلفتم که بره تو دهن و کس و کونم همه جات میره عشقم جرت میده میتونیم همزمان از جلو و عقب بکنیم سختت نیست نمیخوام خوش درد بکشی میخوام ببینی برات جندگی میکنم باشه فدات شم امشب جنده ی مایی بیشتر شدن ترشحشو حس کردم فهمیدم دلش میخواسته و شاید به روم نمی آورده مثل یه کیر واقعی لیسش میزد و میکرد دهنش و تو حال خودش نبود یهو گفت اگه واقعی بود توی دهنم تلمبه میزد من هم اهمیت ندادم و ادامه دادم و کم کم بلند شدم اونطور که بقیه مینویسن آب ما یه ساعت دوساعته نمیاد تقریبا 20 دقیقه طول میکشه گفتم کدوم یکی کیر این کسو فتح میکنه گفت کیر عشقم مقدم تره بلند شد حالت سگی گرفت کونشو قمبل کرد سمت من کونش سفیدشو میخوردم و اون هم دیلدو رو که قسمت تهش حالت چسبندگی داشت چسبوند به بالای تخت روبروی صورتش و لیسش میزد گفت کاش زودتر درباره ش حرف میزدی و میتونستیم حس سه نفره بودنمون یجورایی تجربه کنیم الان گزاشتم تجربه کنی کس دادنتم مونده کمرشو گرفتم و کیرمو کشیدم رو کسش تا رفت داخل آروم تلمبه میزدم و اون هم مثل کیر واقعی ساک دیلدو رو ساک میزد بعد چهار پنج دقیقه کشیدم بیرون گفتم حالا وقت اون یکی کیره دیلدو رو از جاش بالای تخت کَند تف مالیش کرد و داد دستم آماده ای جنده خانوم جنده الان یه کیر دیگه هم میخواد میخوام امشب جرم بدی عشقم خوابید رو تخت و پاهاشو باز کرد واسه ی کس تنگش یکم بزرگ بود سرش رو گزاشتم رو سوراخ کسش آروم فشار دادم سرشو رفت تو کسش و یه آه عمیق از شهوت کشید و ملافه روی تختو گرفت و پاهاشو یکم جمع کرد آروم هل میدادم داخل و ترشح زیاد کسش کمکم میکرد بیشترش داخل کسش رفت و شروع کردم عقب جلو دادنش ذوق و شهوت زیادو تو چشم های محیا میدیدم و باعث شد حشری تر شم و تند تر حرکت دادم و شروع کرد ناله بلند کردن و ملافه هم انقد فشرده بود چروک کرده بود با دست دیگش هم کیرمو گرفته بود و میمالید یهو لرزید و پاهاشو تکون داد فهمیدم بدجور ارضا شده اما بیشتر از قبل باهاش تلمبه زدم و جیغ میزد سرشو بلند کرده بود و دست دیگم رو گرفته بود دیلدو رو دراوردم بهش گفتم بشینه روش و بکنه تو کسش تا من هم همزمان از کون بگامش چون که تشک نرم بود رفت رو زمین و دیلدو رو با کسش تنظیم کرد و آروم آروم و بی حال نشست روش فکر نمیکردم انقدر حال کنه باهاش و خودشو روش نگه داشته بود یکی دو سانت مونده بود که کامل تو کسش باشه و دولا شد رفتم پشت سرش چند بار کونشو انگشت کردم و کرم نرم کننده روی کمد رو برداشتم و زدم به سوراخش تا راحت تر بره توش قبلا خیلی کلنجار میرفتیم که کون بده اما میگفت درد داره و نمیزاشت بعد گذشت چندمدت گذاشت و هفته ای یبار هم کون میداد کیرمو تا نصفه کردم که جیغ زد ظرفیتش پر شده بود دولا شدم روش گردنشو بوسیدم گفتم خودت خواستی اینجوری بدی خوشگلم میخوام امشب جر بخوری سینه هاشو گرفتم تلمبه زدم اون هم با یه کیر بیست و دو سانتی توی اون یکی سوراخش آه و ناله میکرد و داشت از حال میرفت صورتشو گزشته بود رو زمین منم با کون خوشگل و تنگش حال میکردم گفتم جنده خانوم حال میکنیا دوتا کیر میکننت با ناله هاش جوابم رو میداد بعد چهار پنج دقیقه موهاشو گرفتم داشتم ارضا میشدم و آبمو خالی کردم تو کونش چند دقیقه همون حالت مونده بود من هم آبمو از سوراخش که بیرون میزد پاک کردم و کمکش کردم بلند شه و دیلدو رو دراومد و فهمیدم باز ارضا شده خوابید رو تخت من هم کنارش خوابیدم و بغلش کردم گفتم خوش گذشت عشقم مرسی که به فکرم هستی عزیزم خیلی خوب بود فقط درد دارم چون اولین بارم بود هرموقع بخوای دوباره انجام میدیم بوسیدمش و موهاشو ناز میکردم وخوابمون برد بعد از اونشب چندبار بیشتر مواقع دیلدو هم همکارمون بود و هردفعه حرفه ای تر میشد و خودش توی کسش میکرد و برای من ساک میزد چندباری ام وقتی از سرکار میرسیدم خونه میدیدم چسبوندتش به بالای تخت و وقتی نیستم کس و کون خودشو میگایید ولی هنوز ته دلم مونده بود که ساک زدنش واسه کیر یه نفر دیگه رو ببینم و میدونستم فرصت خوبیه وقتی الان از همیشه تشنه تره نسبت به کیر به اون اندازه اما هرچقدرم بخواد جلوی من دم نمیزنه چون کاملا نیاز هاش برطرف بود و خواسته ای نداشت و اگر داشت برای حس یه کیر واقعی و داغ به اون اندازه بود برای یکبار تجربه و درخواستش از من غیرممکن بود چه برسه بخواد جلوم واسه یه نفر دیگه ساک بزنه پس نتیجه گرفتم نباید جلوی من انجام بده و باید یه نقشه ی خوب میکشیدم اگه یه کیر تقریبا اندازه دیلدوش تو زمان و مکان مناسب میدید واسه امتحان نه نمیگفت کاملا مغز و فکرم درگیر بود که میکنه یا نمیکنه هردفعه یه دلیلی برای انجام دادن یا انجام ندادنش به ذهنم میرسید حالا میرسیم به بخش اصلی اتفاقات که نقشه ای کشیدم که عملیش کنم هرچند ماه یکبار داخل شهر یک جشن به مدت چند روز برگذار میشد و دختر و پسر و پیر و جوان می اومدند من این زمان رو بهترین فرصت دیدم برای عملی کردن نقشه ام میخواستم یه دختر و پسر جَوون پیدا کنم که با محیا صمیمی شن و من هم از قبل هزار یورو بهشون بدم که اگر لازم شد به محیا پیشنهاد بدن در ازای ساک زدنش مشکل مالی هم نداشتم پس خیالی نبود فکرم درگیر پیدا کردن آدمش بود و نمیدونستم چطور کارم رو پیش ببرم و از شانس خوبم روز اول جشن و پارتی شخص مورد نظرم رو پیدا کردم یه پسر 23 24ساله خارجی قد تقریبا بلند و سفید یجورایی بچه خوشگل خودمون قبلا کنار دریاچه دیده بودمش محل د ریاچه اطرافش شِن هست معمولا خیلی ها اونجا زیرانداز پهن میکنن و بعضی ها لخت میشینن آفتاب میگیرن این هم لخت دیده بودم که کیر بزرگ و کلفتی داشت و شکل و قیافه کیرش هم خوب بود دهن هر دختری رو آب مینداخت بعد از چند دقیقه که دیدمش رفتم و باهاش هم صحبت شدم و بعد از چند دقیقه از آشناییمون نشسته بودیم آبجو میخوردیم و کسشر میگفتیم قصدم این بود خودمونی تر بشیم که حرف از زن و دوست دخترامون شد من یکی از عکسای بازِ محیا رو نشون دادم و کفِش برید و ازش تعریف کرد و من هم تشکر کردم یهویی گفتم قبلا کنار دریاچه دیدم کیرتو معلومه خوب میکنی دوست دختراتو با خنده گفت آره بیشتر وقتا فلانشون میکنم گفتم زن من هم یه دیلدو اندازه مال تو داره و باهاش حال میکنه وقتی تنهاست گفت پس باید بیاد اینو ببینه بفهمه یعنی چی قه قه خندید مست بودیم و بی رو در وایستی حرفشو زد منم از خدا خواسته گفتم خب میزاریم ببینه ببینیم عکس العملش چیه چیکار میکنه اول فکر کرد شوخی میکنم اما کم کم من از خواست و حسی که داشتم گفتم چندتا عکس دیگه از محیا دید و آخر جدی گرفت و قبول کرد کی بود که ساک زدن محیارو نخواد گفت یکی از دوست هام که دختره رو میارم تا باهاش صمیمی شیم من هم نقشه ام رو بهش گفتم که چیکار بکنند و هزار یورو رو که محض آمادگی آورده بودم بهش دادم میدونستم قابل اعتماده قرار بود یه کس ناب مفت دراختیارش باشه گفتم اگه قبول نکرد اینو بدین بهش یه ساعتی باهم بودیم و حرف میزدیم و بعد خدافظی کردیم و رفتیم فردای اون روز با محیا رفتیم محل جشن و من میدونستم اریک و دختره کجان اسم پسری که مورد نظرم بود اریکه قبل رفتن به محیا گفتم امروز میخوام سکسی لباس بپوشی و به درخواستم عمل کرد و رفتیم یجایی کنار کانکس آبجو فروشی وایسادیم و آبجو میخوردیم میخواستم محیا یکم مست باشه تا راحت و زودتر صمیمی شه البته زن خوش برخوردیه تابستون بود و محیا یه شلوارک تقریبا کوتاه پاش بود که از پایینه شلوارک تا کصش یه وجب فاصله بود و کونش خودنمایی میکرد و پاهای سفیده آب آورشو انداخته بود بیرون البته اینجا عادیه و یه تاپ سفید که پشتش باز بود و از جلو سینه هاش و خط و بند سوتینش معلوم بود خیلی سکسی و خواستنی شده بود بعد از دو لیوان بزرگ آبجو که خوردیم اریک و دختره که فهمیدم اسمش ژنین بود اومدن جلو و بعنوان غریبه سلام و احوال پرسی کردن حالت خودمونی داشتن اوناهم مثل ما الکل زده بودن شنگول بودیم معمولا انگلیسی حرف میزدیم که محیا هم بفهمه و بتونه صحبت کنه چون هنوز به زبان اصلی راه نیفتاده بود بحثای چرت و پرت میکردیم و میخندیدیم و اریک از از تیپ و جذابیت محیا تعریف میکرد و محیام یکم خر کیف میشد منم یکم از ژنین تعریف کردم اما نه اونقدر که محیا ناراحت بشه موهای بور پوست سفید هم قد محیا و هیکل خوبی داشت رونای گوشتی و کون و سینه های کوچیک تر از محیا اریک خوب داشت مخ میزد رفت یه لیوان آبجوی دیگه خرید و وقتی رسید به محیا دولا شد در گوش محیا یچیزی گفت که تو اون سر و صدا نفهمیدم چی بود ولی محیا از شنیدنش خندید و اریک رفت نشست کنار ژنین محیارو کشیدم تو بغلم و انگشتامو روی رونش میکشیدم و گردنشو میبوسیدم به گردنش حساسه ژنین هم رفته بود تو بغل اریک اریک از قبل به ژنین گفته بود که چیکارا بکنه کنه و دو سه دقیقه شروع کردن لب دادن و ماهم تو حال خودمون بودیم و نگاه میکردیم دستمو گزاشتم رو سینه های محیا که روی من لم داده بود از رو تاپش آروم میمالیدم و چندبار لب دادیم نگاهمون به ژنین افتاد که با اریک همو میبوسیدن گفت خرس کوچولوم امشب باید خوب بکنه منو گفتم اون که خرس بزرگه اریک الکی میخندید محیا نگاه میکرد و گفت پس خوب استفاده کن عزیزم روشو برگردوند سمت من با خنده یهو ژنین دست کشید رو شلوارک نازک اریک و کیرشو مالید درازی و کلفتی کیر اریک معلوم شده بود و میشد تشخیص داد اندازش رو یکمی که گذشت اریک و ژنین گفتن ما باید بریم و دوستای دیگشون منتظرشونن خدافظی کردیم و رفتن ما هم راه افتادیم سمت خونه محیا یهو گفت اریک وقتی در گوشی باهام حرف زد از سینه هام تعریف کرد و گفت خیلی سکسی و بزرگن اهااا پس برای همین خندیدی خوشت اومده زن ها همیشه تعریف مردارو دوست دارن با عشوه ژنین ام فکر کنم از من خوشش اومده بود هی گرم میگرفت باهام گوه خورد که خوشش بیاد همیشه روم حساسه و فقط باید مال خودش باشم و حس مالکیت داره البته زنا دوتا کیر کلفتم دوست دارن با طعنه جووون کیر میخوام پیمان الان که نمیشه عزیزم وسط خیابون خیلی نیاز دارم امشب میخوامت بریم خونه بهت میدم خانومم رسیدیم خونه تقریبا از حالت مستی خارج شده بودیم بغل هم روی مبل لم داده بودیم محیا پیرهن مردونه ی بزرگ تر از خودش پوشیده بود که تا بالای رونش میرسید و یه شرت از زیر پاش بود دوتا دکمه بالای پیرهنشو باز کردم از زیر سینه هاش و طبق عادت همیشگی مالوندم و گفتم مگه کیر نمیخواستی عزیزم گفت میخوام عشقم فکر کردم آماده نیستی بلندش کردم رفتیم توی اتاق دیلدو رو چسبوندم به تخت که بتونه داگی استایل بکنه تو کسش و عقب جلو کنه روی زانو کنار دیلدو نشستم تا نگاهش کردم فهمید باید چیکار بکنه و هر دو رو گرفت دستش و مثل پورن استارا لیسید گفت دوست داری زنت اینجوری دوتا کیر باهم بخوره تو ام دوست داری دوتا کیر همزمان ساک بزنی عشقم چیزی نگفت ادامه داد به ساک زدن گفتم با چشمات نگاه کن منو وقتی کیرت تو دهن اون صورت ناز بود که نگاهت میکرد باعث غرور میشد شهوت بیش از حد رو توی چشم های میدیدم از تخم ها تا سر کیر لیس میزد و دوباره تا جایی که میتونست میکرد تو حلقشو لب هاشو آروم رو سرش میکشید گفت زن جندت اول میخواد با این یکی کیر حال کنه بلند شد پشتش رو به دیلدو کرد شرتشو داد کنار و کسشو تنظیم کرد خیلی خیس شده بود و رفت عقب راحت تر از قبل بود ناله هاش چندبرابر داغ ترم میکرد تا ته دیلدورو تو کسش داده بود رفتم جلوش کیرمو گرفتم جلوی صورتش با دستای ظریفش کیرمو گرفت و کرد دهنش کیرم رو تو دهنش نگه داشته بود و تمرکزش روی کس دادنش بود تا نصف دیلدو میکشید بیرون و خودشو عقب و جلو میکرد صحنه فوق العاده ای بود که زنم حس حال کردن با دوتا کیر رو داشت اون هایی که تجربه داشتن میفهمن چی میگم زاویه کونش که دولا شده بود و یه کیر از پشت توی کسش میرفت و میومد داغ ترم کرد و موهاشو گرفتم سرشو اوردم بالا و کیرمو تو دهنش تلمبه میزدم اون هم وحشی تر شده بود و سریع تر از قبل کسشو میگایید کیرمو درآوردم روی لب هاش میکشیدم صورت خوشگلش تفی شده بود خودمو کشیدم عقب گزاشتم ارضا بشه بعد چند دقیقه کوتاه ناله هاش بیشتر شد و لرزید دیگه حرکت نکرد دمر خوابید روی تخت دیلدو توی کسش مونده بود با بی حالی گفت حالا نوبت توعه و دیلدو رو از کسش درآورد برگردوندمش پاهاشو باز کردم دیدم چه ارضایی شده کیرمو گزاشتم تو کس گشاد شده اش تلمبه زدم و باز هم حشری بود و موهامو چنگ م یزد پاهاشو حلقه کرده بود دور کمرم وحشی تر تو کس خیسش میزدم در گوشش گفتم میخوام تو دهنت ارضا شم جنده کیرمو دراوردم و رفتم سمت صورتش خودشو آورد بالا و بی حال ساک میزد طول نکشید که سرشو نگه داشتم و انگار یه لیوان آب توی دهنش خالی کردم اون هم یکم عق زد ولی قورت داد و ولو شد قربون صدقه هم رفتیم و فرستادمش حموم تو فکر فردا بودم که باید محیا رو تنها میفرستادم تا اریک و ژنین کار خودشونو بکنن اونشب گذشت تا روز موعود و رسیدن به خواسته ام رسید محیا با توجه به آشنایی کوتاهمون مطمئنا اعتمادی به اریک و ژنین نداشت و خیلی راحت بهشون پا نمیداد مگر اینکه اون همه پول رو یکجا میدید عاشق خرید کردن و پولیه که یهویی بدستش بیاد ولی شک شک داشتم خودش واسه پول بفروشه باضافه ی کیر بزرگ اریک که محیارو با توجه به علاقه ی جدیدش به کیره سایز بزرگ کسش رو خیس میکرد از شانس خوب من اون روز بازی فوتبال تیم مورد علاقمو داشت و بهونه ی خوبی برای نرفتنم شد و محیا که اهل خوشگذرونی بود بعد چندبار اصرار گفت پس تنها میرم یکم چرخ میزنم و زودتر میام شلوار جین چسبون پوشیده بود که پاهای بلندشو جذاب تر نشون میداد مخصوصا کون خوشگلش و پیرهن آستین کوتاه که زیر شلوارش داده بود و موهاش رو با کش بسته بود رفت و دقیقا بعد تموم شدن فوتبال برگشت خونه یک ساعت و نیم طول کشید سر و وضعش که خوب بود فقط پیرهنش یکم چروک شده بود و یه قسمتش از زیر شلوار بیرون بود موهاش رو انگار دوباره بسته بود چون چند تکه از موهاش بیرون بود جالب ترین موضوع کمی سیاه شدن دور چشمش بخاطر ریمل چشمی بود که زده بود و رژ لب پاک شدش بود 8 8 1 8 8 3 8 1 9 84 8 0 8 8 8 8 8 4 9 87 9 85 8 3 8 1 9 85 2 ادامه نوشته

Date: December 10, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.