دید زدن خاله لیلا داخل مطب

0 بازدید
0%

من اسمم علیرضا18سالمه ی خاله دارم ک اسمش لیلا خاله لیلا 32سالشه ی بچه 2ساله هم داره من همیشه دوس داشتم خاله لیلا لخت ببینم از این فکرا هم نمیکنم ک بخوام بکنمش چند باری رفتم سراغ گوشیش داخل تلگرامش هم رفتم چند تا پسر بودن ک باهاش لاس میزدن عکس سکسی فیلم سکسی هم تو گوشیش دیدم خلاصه فکر نمیکردم خالم اینجوری باشه خلاصه داشتم با کامپیوتر فیلم نگاه میکردم ساعت 8صبح بود دیدم خالم زنگ زد جواب دادم گفت علیرضا کجایی بهش گفتم خونه هستم گفت میتونی بیای باهم بریم دکتر گفتم خاله دکتر چرا گفت قفصه سینم درد میکنه منم گفتم باشه خلاصه سوار موتور شدم رفتم خونه خاله موتور گذاشتم داخل حیاط خونه خاله رفتم داخل خونه خاله صدا زدم گفت الان اماده میشم 15دقیقه منتظر موندم اماده شد ی مانتو پوشید چادر هم پوشید کلا تیپ ساده میزنه خالم بهش گفتم خاله بچه رو کجا گذاشتی گفت پیش مادر شوهرمه خلاصه از خونه رفتیم بیرون سوار ماشین شدیم رسیدیم مطب دفترچه خاله رو گرفتم رفتم دادم منشی پول هم دادم دفترچه گذاشت رو نوبت 15دقیقه وایسادیم منشی گفت نوبت شما بفرمایید منشی گفت 2تا 2تا مریض میرن تو نوبت ما و ی زن شوهر هم بود فرستادمون داخل دکتر گفت کدومتون اولیه زنو شوهره گفتن اول ما هستیم خلاصه نشستن دکتره هم گفت بله بفرمایید ب ما گفت شما هم اگه زحمتی نیست سرپا بمونید تا نوبت شما هم بشه زنه خیلی خوشگل بود قیافش به35ساله ها خورد مرده هم زیاد سنی نداشت زنه گفت اقای دکتر 2یا3روزه شکمم درد میکنه دکتر هم گفت نیاز ب معاینه دارید لطفا برید داخل اتاق اماده بشید دکتر پیش خودش ی اتاق داشت برا معاینه زنه رفت داخل دکتر هم رفت معاینه 5دقیقه طول برد وقتی اومدن بیرون زنه داشت دکمه های مانتوشو می بست زنه یکم رنگش پریده بود منم گفتم لابد دکتر ک معاینش کرده حشری شده اما دکتره معلوم بود ادم خوبی بود از اون دکترا نبود ک فکر بد بزنه ب سرش دکتر نسخه نوشت داد ب زنه موقع رفتن زنه هی تعریف میکرد برا شوهرش شوهرش هم میخندید خلاصه نوبت ما شد خالم نشست رو صندلی جلو دکتر دکتر گفت شما چ مشکلی دارین خانوم خالم گفت قفسه سینم درد میکنه چند روزیه گوشیو گذاشت رو سینه خالم هی گوش میداد بعد دکتر گفت خانوم شما نیاز ب معاینه دارین اینجا نمیشه بفرمایید داخل اتاق در هم ببندید اماده بشید خالم گفت اقای دکتر لطفا همینجا دکتره گفت نمیشه باید مانتو شما باز باشه اینو که گفت کیرم شق شد خالم گفت اقای دکتر لطفا همینجا دکتر گفت نمیشه لطفا برید داخل اتاق منم هرچی فکر کردم گفتم چرا خالم اینجوری گفت اخرش نفهمیدم خلاصه خالم کیفشو داد دست من با چادر رفت داخل اتاق درو هم بست دکتر هم بلند شد ک بره داخل اتاق معاینه گوشیش زنگ خورد ب من گفت ببخشید ی لحظه من میرم بیرون الان میام دکتره هم رفت بیرون ک با گوشی صحبت کنه منم کیرم شق کرده گفتم چکار کنم ک دید بزنم شانسم دیدم در اتاق معاینه کامل بسته بعد نگاه کردم دیدم از جا کلیدی در میشه دید منم رفتم نگاه کردم خالم چادرشو دراورده بود مانتوش هم باز ی پیراهن سبز هم تنش بود نشته رو تخت منتظر اقای دکتر دکتر بعد 5دقیقه 10دقیقه اومد داخل گفت ببخشید گفتم خدا ببخشه خلاصه دکتره رفت داخل درو بست منم از فرصت استفاده کردم رفتم از کلید در نگاه کنم دکتره رفت روبروی خاله لیلا نشست گفت خانوم گفتید کجاتون درد میکرد خالم گفت قفصه سینم دکتره گفت لطفا لباستونو بدین بالا خالم لباسشو داد بالا وای چ ممه های داشت داخل کرست سیاه دکتر هم گوشیو گذاشت رو سینه خالم ک معاینه کنه خالم فقط پایین نگاه میکرد چشماشو 1دقیقه بست زیاد چشماش بسته نبود دکتر هم گفت خانوم میتونید لباستونو بپوشید منم زود رفتم نشتم رو صندلی دکتر اومد خالم هم لباسشو پوشید اومد بیرون نسخه رو هم نوشت داد بهمون رفتیم تو راه فکر کردم گفتم پس زنه هم حشری شده من خوراکم از اینجور داستان هاست دکتر معاینه زن مادر خواهر خاله فکر نمیکردم ی روزی برا خودم اتفاق بیوفته خیلی دلم خواست این ماجرا رو دنباله دار بنویسم اما نشد چون پیش نیومد ک بنویسم شما هم از اینجور داستان ها بنویسید معاینه دکتر و مادر زن خواهر خاله نوشته

Date: August 26, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.