رابطه تلگرامی که واقعی شد

0 views
0%

رو به روی هم نشسته بودیم باورم نمیشد بعد از یک سال چت کردن تو تلگرام بالاخره همدیگه رو دیدم ۲ساعت راه بود میان شهر هامون ولی خوب این یه سال هیچوقت نشد هم دیگرو ببینم هر وقت انلاین میشدیم باهم چت میکردیم از هم خوشمون اومده بود ولی خوب به مجازی نمیشد دلبست واس همین تصمیم گرفتیم هرجور شده همو ببینیم سکوت کرده بودیم نه از تلگرام و زنگ زدن هامون ک ۱ساعت حرف میزدیم ن از سکوت چن دیقه الان فقط به هم نگاه میکردیم یا میزو نگاه میکردیم سکوتو با یه سرفه شکستمو گفتم تبسم باورت میشد همو ببینیم گفت نه هیچوقت فکر نمیکردم بخاطرم پاشی بیای اینجا کم کم صحبتمون گرم گرفت گفتم بریم سینما گفت باشه دربست گرفتم تا جلو سینما رفتیم داخل دستشو گرفتم یخ زده بود دستش انکار خون توش نبود معلوم بود استرس داشت رفتیم داخل سینما داشت فیلم خوب بد جلف رو پخش میکرد یه کم پفکو تخمه و ابمعدنی گرفتم داشت فیلمو نگاه میکرد یهو بوسش کردم چال گونه داشت خیلی خوشگل بود سینما زیاد شلوغ نبود ردیف ما کسی ننشسته بود راحت میشد ببوسمش چن دیقه گذشت صداش کردم لبشو بوسیدم خندید یه کم گذشت اون ایندفه به جای بوس صورتو گاز گرفت واقعا درد داشت بدجور گاز گرف گفتم تلافی میکنم یکی طلبت دستمو گذاشتم بودم رو پاش نوازشش میکردم قبلا تو تلگرام سکس چت کرده بودیم حتی تو ایمو جلوم لخت شده بود ولی الان روم نمیشد کنارش از اونا حرف بزنم اونروز برگشتیم ولی تا عصر کلی خوشگذشت من برگشتم شهر خودم همینطوری رابطمون ادامه داشت یه شب موقع چت کردن گفت فامیلشون فوت کرده خانوادش میرن شهرستان فردا تنهاس گفتم بیام خونتون اول یه کم من و من کرد ولی بالاخره راضیش کردم اونشب رفتم حموم ب خودم رسیدم صب زود راه افتادم از ترمینال ۲ساعت راه بود آدرسو دقیق داد دربست گرفتم تا کوچشون زنگ زدم گفت بیا میرم سوپر مارکت پشت سرم راه بیافت موقع برگشت بیا تو خونه گفتم چشم ساعت حول حوش ۱۱بود کوچه خلوت بود همون کارو کردم ک خودش گفت هم من هم خودش ترسیده بودیم ولی ترس و کم کردیم شروع کردیم ب حرف زد یه کم حرفای چرتو پرت عاشقانه زدیم گفت راستی گشنت نیس گفتم هست ولی میخوام لبای تو رو بخورم اجازه هست گفت نوچ نمیذارم اخم کردم الکی مظلوم کردم خودمو گفت نگا نگا تورو خدا دیوثو انگار من بگم نه حرف گوش میکنه یه کم فاز گرفتم با نارحتی گفتم بخدا اگ نخوای دستتم نمیگیرم گفت پاشو پاشو ادا در نیار اومد کنارم نشست بوسیدمش یه کم مکث کردم لبمو گذاشتم رو لبش با ولع خاصی لبشو میخوردم اول من میخوردم فقط لبشو ولی چند دیقه بعد خودشم لب منو میمکید چشاشو بسته بود منم بدجور لبشو میخوردم نوع نفسامون عوض شد کاملا بوی شهوت میومد لبمو از لبش کشیدم بیرمون گردنشو لیس میزدم جوری گردنشو میخوردم چشماشو بسته بود داشت لذت میبرد خواستم لباسشو دربیارم از پشت زیب لباسشو اوردم پایین گفت وایسا خودش لباسشو دراورد فقط سوتین و شورتش پاش موند نو نبود ولی خوشگل بود شورت و سوتینش شروع کردم باز خوردنش از لاله گوشش شروع کردم تا بغل گردن داشتم میخوردم معلوم بود داشت لذت میبرد سوتینشو باز کردم سینه هاش کوچیک بود با مشت میشد گرفتشون ۶۵بود فک کنم با ولع شروع کردم خوردن ممه هاش چند دیقه هر دوتا از ممه هاشو خوردم از بین ممه هاش اومدم پایین شکمشو زبون میکشیدم شورتشو در آوردم کصش تمیز بود مو نداشت منم شروع کردم ب لیس زدن و زبون انداختن تو کصش چندیقه لیس زدم چشاشو بسته بود آهش در اومد گفتم نوبت توه خانومم گفت باشه لباسمو دراوردم کیرم کاملا شق شق بود گذاشت دهنش میمکید کیرمو نذاشتم ابمو بیاره گفتم میخوام از پشت بذارم توش جلو پرده داشت آخه گفت درد داره گفتم لیزش میکنم نترس گفتم برو از حموم شامپو بیار گفتم رو شکمت بخواب با دستات کونتو لمبه های کونتو بگیر همون کارو کرد یه کم شامپو ریختم رو سوراخ کونش انگشت کردم توش کاملا لیزش کردم بعد با دوتا انگشت کمی اخ کرد ولی گفتم جا باز کنه کونش قشنگ لیز کردم یه کم شامپو ریختم رو کیرم لیزش کردم یه کم پاینن تر از کونش نشستم رو رون هاش سر کیرمو گذاشتم نزدیک سوراخ کونش چن بار نوک کیرمو گذاشتم دم سوراخ تکون دادم بعد فشار دادم تو کونش از درد یه جیغ زد بعد بالشت رو گاز گرفت منم چن لحظه کیرمو تو کونش ثابت نگه داشتم بعد شروع کردم عقب و جلو کردن سه الی چهار دیقه نشد ک داشت آبم میومد ریختم تو کونش که گفت وای سوختممم منم گذاشتم ابم خالی بشه کامل کیرم شل شد درش اوردم رفت دسشوی خودشو تمییز کرد لباساشو تنش کردم گفتم زنگ بزن غذا آماده ۲پرس غذا بیارن زنگ زد بهش پول دادم پیک اورد رفت پولو داد غذارو گرفت نهارو خوردیم تا ساعت ۴ پیشش بودم بغل هم بودیم ولی سکس نکردیم زنگ زد آژانس منو برد ترمینال ساعت ۷برگشتم شهر خودم رفتم خونه یه دوش گرفتم خوابیدم تا صبح دوستان گرامی فقط اشکال داستان رو بگید و انتقاد کنید فش دادن شمارو به جایی نمیرسونه نوشته

Date: February 5, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published.