رفتن من به موج های آبی با تیپ دخترانه

0 views
0%

این داستان نیست بلکه یه خاطره است مال 3 سال قبل یه روز عصری که طبق معمول پنج شنبه ها که داشتم سحر دوست دخترم رو میکردم سحر هی اصرار میکرد که سریع و پنج دقیقه ای باید بکنی چون با دوستام وقت استخر داریم و می خوایم بریم موج های آبی که یه دفعه یه فکر عین جرقه تو سرم افتاد و به سحر گفتم منم باهاتون میام همینجور که دمر بود و داشتم داگی میکردمش برگشت و گفت او له له باشه اسکول چجوری می خوای بیای گفتم بزودی نقشه می کشم و بهت میگم از اون روز همش فکرم شده بود موج های آبی که با چه نقشه برم قسمت زنانه از خودم بگم که رامین هستم اسم واقعیم حوالی قاسم آباد مشهد زندگی میکنم 25 ساله قد متوسط ولی بدن سفید و بی مو ابرو کشیده دخترانه که اگر مسخره نمیکنید کوسه ام و صورتم هم جز چند لاخی مو نداره کون قلمبه و کمر فرو رفته خلاصه اگه کیر نداشته باشم و سینه هام بزرگتر بود با دخترا مو نمیزنم یه آپارتمان دارم چون وضع بابام خوبه برام خونه گرفته واسه دانشجوییم چون دانشگاه ازاد قاسم اباد درس میخونم طبقه پایینم یه خانواده ان که با سحر 4 ساله رابطه دارم البته چند تا دوست پسر دیگه هم داره یا داشته که برام مهم نیست قدش کوتاه و سبزه قیافه خیلی معمولی ولی بدن خوبی نداره طفلک اونم برای اینکه از سوراخ دیوار بهتره می کنمش بعد که سکسم با سحر تموم شد تا خواست بره بهش گفتم اوضاع قسمت زنانه رو برام بگو با تعجب گفت مثل اینکه به جای اب کمر مخت خالی خالی شده از من اصرار و اونم گفت هیچی عین بقیه آدما میریم تو باید مایو زنانه بپوشیم ولی خب عده ای هم با شرت و سوتین میان و همیشه هم دعوا دارن با نگهبانا گفتم مایوت رو بده ببینم و از تو ساکش درآورد و داد به من منم پوشیدمش و رفتم جلو آینه واقعا اندازه ام بود ولی کیرم مزاحم اصلی بود این وسط که سحر گفت اگه کیر نداشتی باور کن الان می بردمت با خودم ولی سه تا مشکل اصلی بود کیر سینه و موهای پسرانه چند روز گذشت و یه کلاه گیس خرمایی خریدم و یه مایو با دامن بلند ترو برای سینه هم تونستم چند پروتز ژله ای پیدا کنم و به نحو ماهرانه داخل مایو دوختم اطراف شو همش رو پوشیدم و رفتم جلو آینه که خودم کفم بریده بود و هوس می کردم خودم رو بکنم اما یه مشکلی بود که اگه با کلاه گیس میرفتم تو آب احتمال اینکه گیس سنگین بشه و بیفته زیاد بود بهمین خاطر یه فکری به ذهنم رسید همون لحظه سحر زنگ زد کجایی گفتم خونه تنهام میشه بیای چون طبقه پایین میشینند خودشو سریع رسوند و اومد تو تا منو تو این وضع دید یه لحظه هنگ کرد و قسم خورد که باور کن اول فکر کردم یه خانم تو خونه س اولش کلی خندید و بعد گفت خب عقل کل گیرم لباست درست شد کیرت روچکار می کنی که دیگه برای اون فکری نکرده بودم مونده بود روز مبادا که کی بریم استخر قرار شد همین فردا با سحر برنامه بریزیم که بریم کلی کس و کون لخت قرار بود ببینم و اونم قبول کرد فرداش که سحر اومد بعد من مایو رو پوشیدم و با چسب پولیکا که مال لوله کشی هست یه خط چسب بالای پیشانی و یکی هم پشت سرم کشیدم و با کمک سحر کلاه گیس رو کشیدم روش و حسابی چسپید بعد سه تا کیوی با پوست خوردم چون من به کیوی حساسیت دارم و بعدش صدام میگیره و کلا در نمیاد دیگه تقریبا فکر همه جا رو کرده بودم صورتم رو کامل چپه نراش کردم و ابرو رو ارایش کردم یه مانتو کوتاه با جین و شال پوشیدم و تعجب از قیافه سحر میریخت بیرون و همش می خندید که اگه لو بری بدبختت می کنن و از این حرفا ولی من تصمیمم رو گرفته بود رفتیم موجهای آبی دم در که وارد شدم یه خانم به من خوش آمد گفت و خیلی طبیعی رفتار کردم و وارد شدیم قرار شد سحر بلیط بگیره و بعد چند دقیقه اومد دیگه کم کم پاهام شل شده بود از استرس و خیلی سعی میکردم که خودم و طبیعی نشون بدم چند دقیقه ای نشستم و سحر برام آب آورد تا حالم بهتر شد و ولی دیگه چشمم به اون جیگیرایی که تو صف بودن و می خواستن با ما وارد شن میافتاد همه استرسم فراموشم میشد دم پایی پوشیدیم و رفتیم رخت کن همون اول صحنه ای رو دیدم که تا حالا تجربه نکرده بودم تو چهار رختکن که مخصوص تعویض لباسها بود سه تا دختر جیگر سفید تو پر لخت بودن وداشتن که میرفتن بیرون و لباس می پوشیدن سینه های بلوری رو انداخته بودن بیرون و من به خودم جرات دادم که از کنار یکییشون رد شم و پایین رو ببینم که حتی شرت هم نداشتن که یه دفعه احساس کردم کیرم داره راست میشه ای لعنت به این شانس به سحر گفتم تو برو لباس بپوش منم یکم میشینم بعد میام تصمیم گرفتم اونجا دیگه دید نزنم که کار خیلی سختی بود و بلاخره رفتم تو رخت کن و مانتو شال رو کندم و چون زیرش مایو پوشیده بودم کیرم رو که هنوز راست بود بالای دامن کوتاهی که با مایو هست جا سازی کردم و امیدوار بودم که همون حالت واسته چون کمی شکم دارم زیاد تو چشم نبود سحر دستموگرفت که دیدم دستاش سرده و اون از من بیشتر استرس گرفته بود و هر دومون خنده مون گرفت از پله ها رفتیم پایین و چه صحنه ای بود که داشتم میدیدم شاید هزار تا کوس و کون توپ سفید از 12 سال تا 50 سال همه جور بدن عده ای با مایو عده ای با شرت و سوتین و با جیغ و داد داشتن عشق میکردن یاد حوریای بهشتی افتادم به سحر گفتم تو برو بذار من یه دل سیر همه رو ببینم اخم کرد و گفت خیلی پر رو بازی در نیاری خوشم نمیاد به کسی ور بری یا نگاش کنی که گفتم خفه قرار ما سه ساعت دیگه تو تریا اونم راه شو گرفت و رفت تصمیم گرفتم تک تک دخترایی که تو استخر بودن با اولویت خوشگلا و سفیدا رو از نزدیک ببینم و پریدم تو استخر به بهانه اینکه شنا بلد نیستم خودم رو چسپوندم به یه خوشگله و محکم از پشت گرفتمش طوریکه سینه های خوشگل و سفیدش تو دستم بود ولی هواسم بود که کیرم بهش نخوره گفت مشکلت چیه عزیزم با همون صدای آهسته گفتم شنا بلد نیستم و کمکم کن گفت باشه من یادت میدم دیگه محکم تو بغلم بود و دستمم گذاشته بودم رو کسش که واقعا نرم بود و میشد تیزی موهای تراشیده اش رو از روی مایوش حس کرد گاهی هم محکم کونشو می گرفتم هی بهش می گفتم می ترسم و اونم میگفت نترس بیا من هوا تو دارم که چنددقیقه ای با من تمرین کرد و بعدش از تشکرکردم که یه دفعه دو تا جیگردو قلوی سفید تو پر حوالی 20 ساله رو دیدم که با شرت و سوتین قرمز لب استخر نشسته بودن و من براحتی میتونستم خط کس شون رو ببینم دیگه یک شون یه لبه کسش از شرت باریکش افتاده بود بیرون و منو حسابی شهوتی کرده بود طاقتم تموم شد و همون زیر آب کیرم رو درآوردم و در فاصله یک متری اونا یه جق حسابی زدم و پای یکی شون رو گرفته بودم تا نرمی و لطافت بدن شون رو بیشتر حس کنم و اونم هیچی نمی گفت و بهش گفتم که من اولمه میام استخر پا تو میگیرم تا خیلی نرم جلو اونم گفت راحت باش عزیزم حیف که نمیشد اونجا بگامش بعد جق دیگه حسابی کیرم خوابید و اومدم بیرون و با خیال راحت رفتم سراغ بازی هاش تو صف شلوغ بازی ها خودم رو به همه خوشگلا مالیدم کونشون و سینه هاشون رو به بهانه های مختلف لمس کردم و اصلا متوجه گذر زمان نبودم اصلا دلم نمی خواست این لحظات تموم بشه تا چشمم به سوناجکوزی افتاد و رفتم تو سونا بخار چند تا جیگر خوابیده بودن چند تا هم نشسته صحبت میکردن یه دختر ناز و تنها هم نشسته بود که من گفتم مربی ماساژم اگه بخوای ماساژ بدم گفت مرسی عزیزم خسته میشی گفتم نه مشکلی نیست یه جیگر بیست و چند ساله و کون سفید قلمبه با شرت آبی نخی نازک پوشیده بود که گفتم به پشت بخواب اول سوتینش رو باز کردم وبا انگشت خط کمرش از گردن تا بالای کونش رو کشیدم که وای چه بدنی بود کیرم راست شده بود و داشت منفجر میشد ولی چون بخار بود کسی متوجه نبود شروع به ماساژ کردم و چند اصلاح الکی توپوق زدم که باور کنه متخصص این کارم و بعد ش گفت عزیزم شما چقدر خوب ماساژ میدی که بهش گفتم ماساژ سینه هم برای جلوگیری از افتادگی سینه بلدم که خیلی خوشحال شد و گفت راستی خیلی عالی ببخشید باعث زحمتت میشم و از این تعارفات گفتم مشکلی نیست و سینه ها رو از پشت گرفتم سینه های محکم تو پر خوش دست و اناری و سفید که چه حالی میداد مالیدنش چند بارم نوک سینه هاش رو فشار دادم که فهیمدم داره خوشش میاد و نفسش تند شده بود یه دست دیگه ام رو فرستادم لای پاش و به بهانه مالیدن باسنش اطراف کسش هم می مالیدم و گفت ببخشید اینا هم جزو همین ماساژه گفتم اره برای جلوگیری از چروک شدن اطراف آلت تناسلی که اکثر خانما گرفتارشن و گفت عالیه اگر اینکارم انجام بدین که دیگه رفتم سراغ کس و کون همه جاشو مالیدم و دیگه تو فضا بودم از خر کیفی چون تو گوشه اطاق خوابیده بود و بخارم گرفته بود و به سختی آدما دیده میشدن دلو زدم به دریا وکیرم رو درآوردم و با چند حرکت ساده جق زدم و آبم رو ریختم رو کونش که یه دفعه گفت اینا چی بود داغ بود گفتم آب داغ ریختم با مایع تا ماساژش نرم بشه که خنگول بازم باور کرد و گفت مرسی عزیزم بعدش با همون آب همه جا شو مالیدم بوی وایتکس پیچیده بود تو سونا خخخخ گفتم تموم شد عزیزم خواست بلند شه تشکر کنه که گفتم لازم نیست چند دقیقه ای استراحت کن تا بدنت نرمال بشه بعد پاشو وکلی تشکر کرد دیگه از اون لحظه به بعد هیچ احساس سکسی نسبت به کس و کون دخترایی که تو استخر بودن نداشتم و حسابی ارضا شده بودم وسعی میکرم فقط نگاه کنم و از مناظر لذت ببرم طیق قرار با سحر رفتم بالا و دیدم تو تریا نشسته و اخمش تو همه با ناراحتی گفت کس چرونی تون تموم شدقربان که چند نفر برگشتن و با تعجب نگاه کردن ولی هیچی نگفتن خیلی ترسیدم رفتم پیشش و دستش رو گرفتم که چرا این حرفو زدی نزدیک بود لو برم تو همه دنیای منی تو فقط عشق منی و از این کس شعرا که نرم شد و گفت دیگه با خودم نمیارمت منم گفتم نه عزیزم من دیگه خودم تنها میام که بیشتر ناراحت شد کیرمم نبود یه نسکافه خوردیم و اومدیم بیرون موقع خروج رفتیم دوش بگیریم که دیدم واااااو دوشش در نداره و فقط باید یکم بری پشت دیوار تا کسی نبینه ولی هر کی هم رد میشد می تونست توی دوش رو ببینه اونجا تصمیم گرفتم همه دوشا رو دید بزنم واییییی جیگرای سفید و قد بلند وسبزه و کون قلمبه و سینه درشتو هر چی بگی از هر جنسی توش بود داشتن خودشون رو میشستن که بیان بیرون یکیشون خم شده بود داشت پاشو میشست که کونش قلمبه زده بود و کسش رو انداخته بود بیرون کمر باریک و سفید کیرم باز راست شده بود داشت منفجر می شد همونجا روی صندلی نشستم و سعی کردم این منظره رو از دست ندم بعدش برگشت رو به من که صورت ماه شو کس خوشگل با سینه های اناری و ناز و سفید با نوک صورتی رو داشتم میدیدم که خودم رو انداختم تو دوش رو برو و همونجوری رفتم پشت دیوار و زاویه رو طوری تنظیم کردم که داشتم اونو میدیم با کمک صابون مایع یه جق توپ زدم و آبم به سختی اومد اونم چند قطره و اومدم بیرون سحر داشت میومد دنبالم که چرا دیر کردم بعدش رفتم سر رخت کن و پشت به همه طوری که کسی متوجه سینه نداشته ام بشه مایو رو درآوردم و لباس پوشیدم و سحرم جلوم واستاده بود تا کسی نبینه لباس پوشیدیم و اومدیم بیرون دم در آپارتمان سحر گفت عزیم بیام خونه تون بکنیم گفتم اه اه اصلا حرف کردن رو نزن که خیلی خسته ام امروزم سه بار جق زدم و دارم می میرم سحر گفت خیلی بی شعوری و رفت منم خسته و کوفته افتادم رو تخت و 24 ساعت کامل خوابیدم بعد از اون فکر کنم 5 یا 6 بار دیگه هم رفتم موج های آب با اتفاقات شیرین وحتی یکبار سکس کامل با یه دختر که اونم براتون میگم بعدن نوشته الکس

Date: June 12, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.