زندایی جووون

0 views
0%

سلام دوستان خیلی از داستان هایی که مینویسن دروغه بعضیا شاید راست باشه من میخوام ماجرای سکسم با زنداییمو واستون تعریف کنم باور کنید که راسته جون مادرم قسم خوردم ک بدونید دروغ نمیگم اسمم مهدی ۲۴سالمه و زنداییم که اسمش مهینه ۳۰ سالشه اندامشم خیلی توپه سایز سینه ۷۵ کونش تپل و گوشتی رنگ پوستشم سبزه هستش کلا جلو همه فامیلا با شلوار تنگ و تیشرت یقه باز میگرده که چش همه فامیل به کون این جنده خانومه من همش بهش اس میدادم جوک و ازین چیزا اونم ج میداد آخرای زمستون سال ۱۳۹۲ بود که داشتیم اس میدادیم ازم پرسید جی اف داری جواب دادم نه بابا آخه کی با ما دوست میشه گفت آخی الهی ای کاش من خواهر داشتم واست جورش میکردم گفتم حالا ک نداری میگی دیگه وگرنه ک نمیگفتی گفت خو اشکال نداره خواهر ندارم خودم که هستم خخخخخخ با خنده ای که کرد فکر کردم شوخی میکنه گفتم تو ک زنداییمی گفت خو اشکالش چیه گفتم بیخیال دیگه گفت باشه خودت نخواستی بعد از یه ربع اس دادم گفتم باشه قبول خلاصه حرفامون به سکس کشیده شد تا اینکه عید نوروز ۹۳ شد رفتیم خونشون روم نمیشد نگاش کنم ولی کم کم عادی شد شب همه تو حال خوابیدیم همه خواب بودن ما به هم اس میدادیم بعد ۱ساعت که مطمئن شدیم همه خوابن اس دادم اومد کنارم خوابید لب گرفتیم و سینه هاشو خوردم دستمو انداختم تو شورتش وااااااااای دیدم خیسه خیسه معلوم بود خیلی حشریه انگشتمو کردم تو کوسش خیلی داغ بود خلاصه ترسیدیم سکس کنیم و بیدار شن واسه همین فقط با هم ور رفتیم تا هردو ارضا شدیم فرداش که بیدار شدم دیدم همه رفتن بیرون فقط زنداییم اون طرف حال خوابه رفتم دسشویی یه آبی به دست و صورتم زدم بعد سریع اومدم تو حال از پنجره بیرونو نگاه کردم دیدم خبری نیست امنه آروم رفتم کنارش خوابیدم رفتم زیر لحاف بغلش کردم ک بیدار شد امونم نداد سریع لبشو به لبم قفل کرد حسابی سیخ کردم سریع شلوار و شورتشو یجا کشیدم پایین طبق معمول بازم کوسش حسابی خیس بود کیرمو گذاشتم روش یکم سخت رفت داخل اما بعدش ک خیس شد دیگه راحت جابجا میشد اینم بگم که اولین بارم بود یکیو از کوس میکردم خیلی هم استرس داشتم ک یهو یکی نیاد ببینه بگا بریم خلاصه بعد از ۲دقیقه آبم اومد اما مهین ارضا نشده بود من دیگه حال نداشتم رفتم بیرون موقع ظهر که ناهار خوردیم و یکم استراحت کردیم همه رفتن بیرون زنداییم به بهونه شام درست کردن نرفت منم به بهونه فیلم سینمایی موندم خونه بالاخره یه فرصت خوب گیرمون اومد حدود ۱۰دقیقه لب خوردیم و همدیگه رو مالوندیم بعد رفتیم تو حموم لخت شدیم دستاشو گذاشت رو دیوار کونشو داد سمت من خواستم از کون بکنم که نذاشت دوباره کردم تو کوسش واااااای که چقد خیس و داغ بود ایندفعه جرأتم بیشتر شد حدود ۱۰دقیقه تلمبه زدم که آبش اومد منم همزمان ارضا شدم یکم لب گرفتیم بعدش یه دوش گرفتیم و رفتیمتو حال نشستیم از خودمون حسابی با میوه و آجیل پذیرایی کر دیم بعد از اون روز هربار فرصت شه بریم خونشون باهم سکس میکنیم امیدوارم خوشتون اومده باشه ببخشید که با جزئیات تعریف کردم طولانی شد نوشته

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.