زن آرایشگر هندی 1

0 بازدید
0%

سلام من متهو 32 سال از ملبورن هستم البته اهل اصفهان هستم و 10 سال پیش اومدم به استرالیا داستان من از اونجا شورو شد که یکبار سر کار نرفتم چون که کار بانکی داشتم کارم که توی بانک تموم شد اومدم بیرون و رفتم برای خرید میوه در حال رفتن توی مغازه میوه فروشی بودم که چشمام افتاد به یک آرایشگاه که یه دختر هندی خیلی خوشگل و خوش هیکل داره مغازه ایستاده بود و داشت منو نیگاه میکرد من هم نیگهش کردم و یه لبخند زدم اون هم لبخند زد البته اینجا برخوردها خوبه و اصلا به فکر سکس نبودم رفتم میوه خریدم و اومدم بیرون که برم یک دفعه فکر کردم که حالا که امروز سر کار نرفتم و معلوم نیست کی دوباره بتونم سر کار نرم بذار موهام هم آرایش بکنم چون اینجا باد وقت اداری که ساعت 5 نپم هستش همه میبندند مثل ایران نیست که تا ساعت 12 شب مردم بیرون باشند خلاصه رفتم داخل مغازه و گفتم هلو و اون گفت های چه کمکی میتونم بهتون بکنم براش توضیح دادم که فقط امروز میتونم همه ی کارهامو بکنم و بهتره اصلاح هم همین امروز بکنم بعد بهم گفت بشین روی صندلی و ازم پرسید چه مدلی دوست داری که من گفتم و اون کارشو شروع کرد در حین آرایش مثل همه ی آرایشگرها سر صحبت را باز کرد و سوال های مختلفی پرسید که کجایی هستی چرا اومدی از کشورت بیرون متاهلی یا مجرد من هم جوابشو میدادم همینطور که حرف میزد و کار میکرد دیدم خودشو بعد جور داره به من میماله و یک دفعه لرزش سختی کرد و یه چند لحظه شل شد و فهمید که من هم فهمیدم چی شده بهش گفتم این چه کاری بود کردی که یک دفعه گریه افتاد و ازم منظرت خواهی کرد من هم گفتم مهم نیست بیا کارتو ادامه بده بعد ازش سوال کردم که مجردی یا متعهل که گفت شوهر دارم 35 سالم هست 20 صالحی با شوهرم توی هندوستان ازدواج کردم تا 2 سال همه چی خوب بود تا به اوسترالیا اومدیم اینجا که اومدیم همه چی تغییر کار یه چند باری سکس داشتیم و دگه الآن 10 سال سکس نداشتم قسم میخورد خیلیها دنبالش بودند ولی خیانت نکرده با اینکه میدونسته شوهرش خیانت میکنه بعد من سوال کردم خوب میخوای بقه ی زندگیتو هم اینطوری بگذرونی که بهم گفت نمیدونم میترسم از آبروم از بچم میترسم همه چیم را از دست بدم من گفتم میتونم یه سوالی بپرسم گفت بله گفتم وقتی داشتم میرفتم توی میوه فروشی چرا نگاه میکردی که قسم خورد از اون لحظه که دیدمت فکر میکردم آدمه خوبی هستی من هم گفتم حالا میخوای با هم سکس کنیم که گفت نه ازت میخوام هر چند وقت یه بار بیی اینجا و من مجانی آرایش میکنم و همین کاری را که کردم را انجام میدم من هم گفتم من میام و بلند شدم که برم گفتم این شماره ی من هر وقت خواستی تل بزن گفتم میتونم بوست کنم آخه لامصب خیلی خوشگل بود اول یه کم گفت نه بعد گفت بیا توی پشت مغازه که یه اتاق کوچیک داشت برای وخینگ رفتم همین که لبان رفت روی لبش کیرم داشت منفجر میشد اونم شل شد گفت 10 سال بود شوهرش اینطوری بوسش نکرده بود بدنش داشت میلرزید دلش کیر میخواست ولی میترسید من گفتم اگه خواستی زنگ بزن میام کستو میخورم که دگه داشت دیوونه میشد من خداحافظی کردم و راه افتادم به طرف خونه که موبایلم زنگ زد گوشی را جواب دادم گفت من راج هستم گفتم راج که ی گفت بابا همین الآن پیشم بودی گفتم آهان چی شده گفت قسمت میدم برگرد دارم میمیرم من هم که نزدیک بودم برگشتم اومدم توی مغازه گفت برو و توی اون اتاق بشین تا من بیام باد 10 دقیقه اومد من هم خیلی حشری شده بودم اومدم بغلش کنم که با هاش حال کنم گفت صبر کنم اول قسم بخور که این قزه ی فقط بین خدمون بمونه و من قسم خوردم و لبم را گذاشتم روی لبش و خوردم اومدم پان و روی سینهش خدای من داشتند کردتشو منفجر میکردند کرستشو باز کردم وای چی میدیدم 2 تا انار نوکش خونی قرمزه شروع کردم خوردن صفت سفت دیدم سرم را داره فشار میده پایین فهمیدم چی میخواد رفتم پایین شلوار کشیشو در آوردم و سورتمو گذاشتم روی کسش اوه حرارتش داشت منو مکشت شرتشو کشیدم پان وااای تا حالا همچیم کسی توی عمرم ندیده بودم من انواعی کس ها را اینجا توی جنده خونه کردم ولی این شاهکار بود افتادم به خوردن چوچولش داشت خودشو میکشت شلوار کشیشو کرده بود توی دهنش که صداش نره بیرون کسی بفهمه یه دفعه گفت کیرتو بکن توی کسم من کیر میخوام این کس کیر میخواد من هم لباسامو در آوردم و کیرم را که 15 سانتی متر میشه را گذاشتم دم کسش اولش سخت میرفت تو ولی بسکه آب ازش اومده بود یک دفعه رفت تو که دیدم نفاسش بند اومد گفت وای کیرت توی دهانم حس میکنم گفتم ایم مال اینوکه خیلی وقت کیر نخوردی خلاصه یه 10 دقیقه کردم که دیدم داره آبم میاد کشیدم بیرون و ریختم روی شکمش دگه نه نداشتم بسکه داغ بود یه چند لحظه استراحت کردم با گفتم باید برم دگه بلند شد خودشو تمیز کرد من رفتم توالت که اونم اومد تو گفتم چیکار میکنی گفت تا آخر عمر بهت مدیونم خیلی کمک بزرگی بهم کردی گفت میخوام وقتی داری شاش میکنی بزاری لایه کسم و بششی من گفتم باشه و اون دستش را گذاشت روی توالت فرنگی و کونش را سگی داد بالا من چشمام به کونش افتاد و قلبم لرزید از عقب گذاشتم لایه کسش و دیدم وایه تا حالا اینقدر لذت نبرد بودم بعد گفت میشه نری حالا گفت دوست دارم اگه دوست داشتید باقیش را در قسمت 2 بخونید 8 2 9 86 8 2 8 1 8 7 8 8 4 8 1 9 87 9 86 8 8 2 ادامه نوشته

Date: October 12, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.