زهرا و رابطه ای که به سکس نرسید

0 بازدید
0%

با سلام 27 سالمه هیکلم ورزشکاری نیست و سیسک پک هم ندارم پایینشهر تهران زندگی میکنم وضعیت پولی هم اصلا جالب نیست سایز دولم هم 19 سانت و غیره نیست تا این سن هم هنوز نتونستم سکس کنم و همچنان با جلغ میرم جلو البته حسابی جلغ میزنما اینکه تا الان سکس نداشتم خیلی ناراحتم میکنه ولی خب چی میشه کرد همونجوری که از اسم داستان معلومه به سکس نمیرسه و تنها تجربه نیمه سکسی من با یه جنس مخالف هست بهار 92 بود که با یکی از همکلاسیهای سابق کلاس زبان رفتیم همون موسسه که همو ببینیم اونجا دوتا دختره بودن که نیم ساعت قبل شروع کلاسشون اومده بودن خلاصه این رفیقمون که خیلی پسر باحالیه سر صحبت رو باهاشون باز کرد و ما هم همراهی کردیم تو صحبت کردن شیما که انگار 18 یا 19 ساله بودو زهرا دوستش هم 30 ساله اون روز فقط به حرف زدن گذشت و حتی شماره هم ندادیم و نگرفتیم اما این رفیق جلب ما شیما رو تو فیسبوک پیدا کرده بود بعدا که با زهرا صحبت کردم فهمیدم و اونجا ادامه داده بود من که فکر دوستی با زهرا رو نمیکردم چون 5 سال ازم بزرگتر بود اما اون منو تو فیسبوک پیدا کرده بود و اد کرده بود دیگه صحبتامون شروع شد و شماره هم گرفتم ازش خلاصه یه چند باری هم رفتم دیدمشو دیگه صمیمی شده بودیم تو همین رفت امدا فهمیدم اونم مثل من وضعیت مالی خوبی نداره و کار میکنه تا اونجایی هم که من دیدم کون یا سینه گنده نداشت سایز سینه هم کوچک بود درکل لاغر بود دیگه بیرون رفتنی همو میبوسیدیم و گهگاهی لب و حتی بعضی وقتا لمسشم میکردم و اونم راضی بود تا اینکه بهش گفتم بیا خونمون خونمون بعد سالها خالی شده بود اونم اولش میگفت نگرانه و میترسه همسایه ها شر درست کنن منم گفتم هیچی نمیشه و حله خلاصه قبول کرد بیاد منم با خودم گفتم بعد سالها کس که نه اما کون میکنم اومد خونمون و یه چای بهش دادم بعد چای مانتو و روسری رو برداشت چون لاغر بود هیکلش برجستگی خاصی نداشت بعد چای رفت کنار اوپن وایساد و منم رفتم پیشش و چسبیدم بهش لب تو لب شدیم اما خاستم تاپشو دربیارم نذاشت زیاد زور نزدم چون زور میزدم تاپش پاره میشد با کلی التماس دونه دونه شروع کرد لباساشو دراوردن نمیدونم چرا انقد مقاومت میکرد و اکراه داشت خلاصه لباسا رو دراورد و منم در همین وقتا تمام بدنشو لیس میزدم حشری شده بود و نفساش به شماره افتاده بود اما هنوزم مقاومت میکرد تا اینکه خاستم کسشو لیس بزنم که شدید مقاومت کرد و نذاشت بهش گفتم میخام نازتو بخورم چرا مقاومت میکنی در جواب با یه لحن خشن که اصلا سکسی نبود بهم گفت باید اجازه بگیری منم وقتی این حرفشو شنیدم بهم برخورد البته نمیدونم چرا همونجوری ولش کردم و تلویزیون رو روشن کردم و دیگه هم نگاهش نکردم چند دقیقه گذشت و نه من نه اون حرفی نزدیم شروع کرد لباساشو پوشیدن و بعدش گفت حتما که نباید سکس کنیم و همینجوری خوبه و از این چیزا من بازم حرفی نزدم دوباره گفت من قبلا یه دوست پسر داشتم که میخاستیم باهم ازدواج کنیم اما سکس نکردیم اینو که گفت بازم ناراحت شدم و گفتم میبینم چقد رابطتون بدون سکس موفق بوده اونم که اینو شنید بهش برخورد و پاشد رفت خلاصه این تنها داستان من بود با یه دختر که اینجوری تموم شد نمیدونم اشکال از من بود یا از اون ولی دختری که سنش از پسر بیشتر باشه و میاد خونه پسره خو منظورش سکسه دیگه حالا بازم بروبکس شهوانی اگه نظری پیشنهادی یا حتی فحشی هم خاستید بگید نوشته

Date: August 19, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.