زیبایی بی همتا

0 بازدید
0%

تو چشماش نگاه کردم و تو اون نگاهش عشق دیدم یه نگاه معصومانه وقتی با تمام احساس بغلم کرد اروم گریه کرد گونه هاش خیس شده بود سال ها بود باهم دوست بودیم اولین بار بود اینجوری بغلم میکرد دلش خیلی پر بود با دستای ظریف دخترونش اروم زد به سینم گفت تو دیوونه این همه بالا و پایین میزنی و کار میکنی چرا نمیای که بابام حرف نزنه بهم دیگه جفتمون 22سالمونه اشک تو چشمام جمع شد اخه اخه من که کسی ندارم خودت میدونی من جز مادربزرگم و خواهرم هیچکی ندارم میدونم بابات مخالفت میکنه یه چک آبدار نصیب صورتم کرد من که سرم پایین بود اشک تو چشمام جمع شد و بغض سنگینی گلوم فشار میداد وقتی حالم دید بغلم کرد دیوونه منم جز تو کسی ندارم دوتا دست کوچیکش زیر چونم گذاشت اروم آورد بالا بهم نگاه کرد و یه نگاه به لبام لباش روی لبام گذاشت تو همون حالت بهم نگاه کرد حالم باز دید سرش آورد بالا و بهم چپ چپ نگاه کرد مگه نمیگم منو نگاه کن غلط کردم زدمت علی غلط کردم دوباره لباش رو لبام گذاشت این سری سرم محکم گرفت تو دستاش و انگشتاش لای موهام بازی میکرد لبام با سرعت میخرد و پاهاش انداخته بود دو طرف بدنم تو همون حال نشستم سنگینی بدنش انداخت روم میخواست دراز بکشم اما بدن با ظرافتش مثل پر قوی روی فولاد بود دوباره صورتش از لبام دور کرد یه اخم بهم کرد دیوس مگه نمیگم بخند هی اشک تو چشمات نمیخندی صورتم پایین بود به همه چی فکر میکردم این بار یه حمله جانانه بهم کرد دیگه از خوردن خبری نبود لبام بین لباش فشار میداد و با شدت میمکید بدنش به بدنم میمالید و وسط پاش رو ران پام میکشید و بازم سنگینی بدنش روم انداخت باز هم همون واکنش من با دستاش مفصل های آرنجم فشار داد تا خم بشه اما زورش نمیرسید _دیوسسسس توله سگ خندم گرفت وای چقدر اون چشمام درشت و خوشگلش زیبا بود یه نگاه به لباش کردم رژ قرمزش پخش شده بود دور لباش یه گردی قرمز رنگ وسط صورتش شبیه این دلقکا خندم گرفت ای جونم عشقم خندید با هیجان پرید روم و منم افتادم زمین دراز کشید روم و لبام میخورد منم از پشت کمرش میمالیدم بلند شد و تیشرت زرد رنگش دراورد و لباس منم درآورد دیگه بدنامون رو هم بود اولین بار بود گرمای بدنش حس میکردم بعد 4 سال فقط عشق و بوسه هیچ رابطه ای بینمون نبود لبای گرمش با عشق میبوسیدم و لباش گاهی میون لبام در آغوش میگرفتم گاهی هم ازون شیطونیای دخترونه میکرد فاصله میگرفت و زبون درازی میکرد زبونش رو لبام میکشید و میخندید منم ازون شیطون تر زبونش میگرفتم و میک محکم میزدم دیگه نمیتونست از دهنم درش بیاره دستم از پشت بردم و بند سوتینش گرفتم دست گذاشت رو سوتینش از جلو من که بندش باز کرده بودم چرا دستش روش گذاشت گفت اهای آقایی مگه من اجازه دادم اره _ علیییی خیلی پروییی دستش با ناز برداشت زیبایی خیره کننده سینهاش سفیدی تنش نوک صورتی رنگش خیره شده بودم اوهو اقا خوابش برد بیابخورش افتاد رو صورتم جا خوردم این ازین کارا نمیکرد سینش کردم تو دهنم میک میزدم و با موهام بازی میکرد صورتش رو سرم گذاشته بود و سرم میبوسید منم با تمام وجود سینهاش میمکیدم و زبونم دورشون میچرخوندم و زبونم با نومش بازی میدادم چرخیدم و کشیدمش زیرم و خودم روش شروع کردم به بوسیدن تنش و نوک سینهاش موهام چند میزد چشماش بسته بود دستم گذاشتم روی شلوارش و هیچی نمیگفت اروم دکمه شلوارش باز کردم و شروع به بوسیدن نافش کردم آروم شلوارش پایین کشیدم هیچی نمیگفت پاهاش بوسیدم میخواستم اولین تجربه جفتمون عالی باشه انگشتاش لیس میزدم و میکردم تو دهنم و دونه دونه میک میزدم بوسه های ریز از نوم پاش تا رونش میخواستم شرت زردش بکشم پایین اما یه نگاه بهش کردم و گفتم اجازه میدین خانوم خانوما خندید گفت دیوونه تو که همه کار کردی اینم روش سرم بردم طرف شرتش و دستام از پایین شکمش به سمت سینه هاش حول دادم و سینهاش میمالیدم دستام اوردم کنار شرتش و یواش شرتش میکشیدم پایین و میبوسیدم خیسی شرتش نشون میداد خیلی تحریک شده وقتی شرتش کامل دادم پایین کس خیس و توپولش باهام حرف میزد عین تنش سفید بود لبهای تقریبا صورتی رنگ دستم گذاشتم روش و مالیدم و خودش تکون میداد چشمامش بسته بود سینهاش تو دستاش پاهاش بازتر کردم و اولین بوسه رو بهش زدم و شروع کردم لیسیدن زبونم از پایین به بالا میکشیدم و به چوچولش میرسیدم روش تکون میداد اه میکشید و دستاش تو موهاش بود دیگه خیسی کسش زیاد شده بود محکم تر لیس میزدم دستم رو چوچولش گذاشتم با انگشت شروع به مالیدن و تکون دادن تند کردم اه بلندی میکشید _علیییی با اون صدای خسته و پر احساسش جانم خانومم بخور یواش بمال شروع کردم مکیدنچوچولش دستاش تو موهام بازی میکرد و کم کم سرم به کسش فشار میداد پاهاش صفت کرد و به سمت صورتم فشار داد و با دستاش موهام چنگ زد اه بلندی کشید و لرزید بی حال افتاده بود کیرم به کسش میکشیدم اه میکشید پاهاش دادم بالا و کیرم وسط کسش گذاشتم عقب جلو میکردم _علی بیاااا جانم _بیا بشین بالا کنارش بودم _پات بزار دو طرفم دوتا بالشت زیر سرش گذاشت سرش اومد بالا کیرم کردم تو دهنش و میک میزد و زبونش میکشید دورش تو دهنش تلنبه میزدم موهای طلایش تو دستام گرفتم تند تند عقب جلو میکردم حالش بهتر شد من انداخت کنار کیرم حسابی میخورد کیرم خوابوند و نشست روش خودش رو کیرم میکشید داغی کسش و لیز خودن کسش روکیرم داشت کم کم ارضام میکردم بلند اه میکشیدم _علی داره میاد اره کیرم برد تو دهنش و تند تند ساک میزد و با دستاش تخمام میمالید و نگهشون داشت آبم تو دهنش ریخت و من بی حال افتادم اومد بغلم بغلم کرد و ازم لب گرفت کصافط آبم یذره ریخت تو دهنم مزش دهنم یجوری کرد خودش خورد و من با دستم پاک کردم از دهنم بغلم خوابید و بهم نگاه کرد گفت خیلی دوست دارم الان 2 سال ازدواج کردیم و خیلی خوشبختیم پدرخانومم هم بعد کلی حرف زدن و ایده گرفتن از کارم قبول کرد و الان دوتا رفیق خوبیم باهم نویسنده طبق معمول آقای خیلی خاص سایه نوشته

Date: April 27, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.