سرسپردگان هوس ۳

0 بازدید
0%

8 3 8 1 8 3 9 8 1 8 8 7 9 86 9 87 9 88 8 3 2 قسمت قبل گندم قبل من از حموم رفت بیرون منم بعد شستن خودم دراومدم وقتی رفتم تو پذیرایی دیدم گندم و ستاره دارن میوه میخورن و گپ میزنن و در مورد غذا و مهمونی مورد نظر میحرفن ستاره بهبه عافیت باشه ارسلان مرسی سلامت باشی ستاره داشتم به گندم میگفتم برا شام سبزی پلو با ماهی بذار و زیاد شلوغش نکن یه مهمونی خودمونیه دیگه قرار نیست حتما چند نوع غذا باشه گندم نه باباااااا زشته حالا بعد از مدتها پروانه میخواد با شوهرش بیاد خونمون و دور هم جمع بشیم من بیام یه مدل غذا درست کنم اگه خوششون نیومد چی احتمالا احمد رضا با ماهی میونه خوبی نداشته باشه ستاره گندم جان خیلی نگران احمد رضایی گندم وا حرفی میزنیا خب مهمونمه ستاره یه چشمک به من زدو زیر لب گفت تا باشه از این مهمونا گندم چی میگی با خودت ستاره میگم برا ارسلانم بشقاب بذار میوه بخوره گندم ای وای شوهر جونم یادم رفت بیا عزیزم چند تا موز و سیب بخور تقویت شی پدرسوخته داشت با کنایه حرف میزد و منظورش به عملیات داخل حموم بود منم کم نیاوردم و گفتم شما هم دارین تقویت میکنید حرفم دو پهلو بود هیچکدومشون حرفی نزدن گندم پاشد رفت تو اتاق خواب موهاشو سشوار کنه ستاره روبروی من نشسته بود منم تن پوش تنم رو کاناپه نشسته بودم که وقتی صدای سشوار اومد ستاره زود پرید اومد جلوم زانو زد و حوله ی تنم رو جلوشو باز کرد و کیرمو گرفت تو دستش تا من به خودم بیام دیدم کیرم تو دهن ستاره س و داره سعی میکنه تمام هنر ساکیدنش رو روی کیرم پیاده کنه تا کیرمو راست کنه ارسلان خانوم خوشگله گندم میاد میبینه ها ستاره کیرمو از دهنش در آورد و گفت اولا مگه نمیشنوی صدای سشوارو دوما بیاد ببینه خودت به همه چراغ سبز دادی سوما بذار کارمو بخورم من تو کف کیرت موندم عزیزم راستش کن تا دهنم پر شه با اینکه تازه آبم اومده بود اما وقتی از بالا به ستاره که جلو پام زانو زده بود و ساک میزد برام نگاه میکردم سینه های خوش فرمش منظره زیبایی رو تشکیل داده بود و باعث شد دوباره کیرم راس بشه گندم همزمان با ساک زدن گاهی سینه شو فشار میدادو میمالید و گاهی هم دستش میرفت وسط پاهاش و کسشو نوازش میکرد ستاره ارسلان داغم حشریم بذار آب کیرت بیاد خیلی بهش نیاز دارم تروخدا قبل اومدن گندم با قطع شدن صدای سشوار حرف ستاره نیمه کاره موند و رفت سر جاش نشست گندم از پله ها پایین اومد و وقتی چشمش به سنتاره افتاد گفت گندم ستاره خوبی ستاره ها چی آره آره خوبم چطور گندم هیچی احساس کردم گر گرفتی صورتت قرمز شده آخه فشارت که بالا نیست من زود دخالت کردم و گفتم نه فکر کنم بخااطر حمومه بدنش دم کرده ستاره آره آره منم میگم همین باعثشه گندم یه نگاهی بهم انداخت که فکر کنم شک کرده بود اما اثری از ناراحتی یا خشم تو چهرش نبود گندم بذار یه زنگی به پروانه بزنم ببینم ساعت چند میرسن اینجا ارسلان آره حتما یه ز بزن که کاراتو به موقع بتونی تموم کنی گوشیش رو برداشت و شماره گرفت و بعد چند ثانیه گندم الو سلام خوبین حالتون خوبه ممنون خوبم مرسی اونم خوبه با احوال پرسیای شما اختیار دارین چه زحمتی مزاحم شدم پروانه دم دسته ممنون شماهم سلام برسونید سلام گندم اول با احمد رضا حرف زد و بعد با پروانه امام از دست این زنا کلی با هم حرف زدن ستاره هم از این ور داشت بلند بلند با پروانه میحرفید ستاره پروانه یه ساعت دیگه بیا تلگرام کارت دارم وقتی این حرفو زد نگاهش رو من بود گندم چیگارش داری زنیکه من نباید بدونم ستاره حالا میگم بهت بعدا من دیگه نموندم و رفتم تو اتاق کار خودم بعد ده دقیقه ستاره اومد پیشم و گفت ستاره ارسلان میخوام یه چیزی بهت بگم ارسلان میشنوم ستاره ببینم تو میخوای با پروانه بخوابی یا نه ارسلان خب معلومه اما بیشتر از اون دوس دارم با تو باشم و ضمنا با پروانه بودن رو دوس دارم امام نه به قیمت آبروم و بهم خوردن رابطه دوستانه ستاره ببین ارسلان من که فرار نمیکنم همیشه دم دستتم اما پروانه و احمد رضا تو یه شهر دیگه ن و شاید سالی دو یا سه بار بیشتر نشه دیدشون ارسلان صب کن صب کن ببینم احمد رضا برا چی منظورت چیه ستاره ببین ارسلان برا بدست آوردن چیزی باید بهاش رو بپردازی تو واقعا میخواب با پروانه باشی یا نه اینو جواب بده ارسلان چی میخوای بگی صاف حرفتو بزن ستاره بذار خیالتو راحت کنم میخوام اصل داستان رو برا پروانه تعریف کنم و بگم رابطه من و تو و گندم و خسرو یه رنگ و بوی جدیدی به خودش گرفته و اگه قبول کنه که میدونم میکنه اونارو هم بیاریم تو جمع خودمون ارسلان منظورت اینه که احمد رضا هم ستاره حرفم رو قطع کردو گفت ستاره یادت باشه پروانه هم شوهر داره و زن یکی دیگه س اگه میخوایش باید به این رضایت بدی که احمد رضا هم یه کامی بگیره تا راضی بشه زنش رو بده دست یکی دیگه ارسلان یعنی گندمو بفرستم زیر احمدرضا ستاره قرار بود رابطه ماها کنترل شده باشه و یه حد و حدودی داشته باشه نه اینکه هرکی از راه رسید حرفمو خوردم و چزیز نگفتم ستاره ببین اولا که رابطمون کنترل شده س دوما ما که قرار نیست هر کس و نا کس پسرخاله بشیم منو گندم و پروانه از اول شریک جنسی هم بودیم و اینم خوب میدونم که شوهرامون به زن اون یکی نظر داره پس لطفا توام حاشا نکن و منطقی باش تو عاشق کون اونی خسرو چشش دنبال پرو پاچه ی گندم احمدرضا هم چشمش همیشه رو سرو سینه منو گندم سر میخوره ارسلان اصلا گیریم که حق با تو باشه و فرض میگیریم که منم راضی شدم گندم رو چیکار میکنی خسرو رو چی اصلا شاید خود احمدرضا راضی نباشه و فقط یه هیز بازی معمولی باشه قصدش ضمنا الان که اینجایی ممکنه گندم فکر کنه داریم کار دیگه ای میکنیم ستاره نگران گندم نباش ارسلان جاااان یعنی ببینم اصلا این پیشنهاد از طرف کیه تو یا گندم ستاره وااااااااای ارسلان ببین عزیزم بذار حرفمو تموم کنم بعد هرچی خواستی بگو من و پروانه و گندم همیشه با هم لز داشتیم و خواهیم داشت و این رو هم شوهرای هر سه تامون میدونن حتی احمد رضا هم از این رابطه ما خبر داره پس مطمئنا اونم راضی شدنش به این رابطه خیلی راحت تر از اونیه که تو فکر میکنی خسرو هم که میگه فقط بکنم میمونه تو که اگه قبول کنی بایدگندم با خسرو بخوابه من با احمدرضا و تو هم به پروانه ت میرسی حتی اگه موقعیتش باشه گندم هم با احمدرضا سکس کنه یا خسرو با پروانه و حتی من و تو وقتی اخرین جمله ش رو گفت دستش رو گذاشت رو صورتم و لبشو برا چندثانیه رو لبم گذاشت و ادامه داد ستاره من با گندم حرف زدم اون راضیه همونطور که قبلا هم گفتم پروانه از خداشه زیرخوابت بشه خسرو هم تکلیفش روشنه و فقط به این فکر میکنه که بجای یه زن سه تا زن داره ارسلان والا چی بگم ظاهرا مثل اینکه همه رو بریدین و دوختین و فقط من موندم ستاره اشتباه نکن تا الان فقط منو تو و گندم از این موضوع خبر داریم و دارم بهت میگم به احتمال 99درصد و شاید هم صد در صد بقیه موافقت میکنن خب چی میگی راضی هستی قبول میکنی من یا گندم زیر زیر ارسلان زیر چی ستاره دستش رو گذاشت رو کیر من و گفت زیر کیر احمدرضا بریم و در عوض تو همن کونی رو که آرزو داشتی بکنی کمی دو دل بودم اما امان از وسوسه و شهوت ارسلان اگه مطمئنی همه راضی میشن و دلخوری پیش نمیاد باشه حرفی ندارم ستاره خوشگلم نگران نباش الان که به پروانه بگم خودش میدونه چجوری احمدرضا رو راضی کنه تو نمیدونی که پروانه چه دلبری رو تخت خواب میکنه مطمئنا امشب رو تخت احمد رضا رو راضی میکنه هرچند احمدرضا از خداشه که ارسلان از خداشه که چی تورو یا گندمه بکنه ستاره صداش رو حشری کردو با صدای آروم و مملو از شهوت گفت آره من یا گندمو بکنه مثل تو که کیرت الان زیر دست من داره دل دل میزنه این حرفاش همراه بود با نوازش کیر من و مالیدن صورتش به سینم زیر گوشش نجوا کنان گفتم گندم پایینه ستاره نچ ارسلان یعنی چی نچ ستاره صداش رو بلند کردو گفت گندم گندم کوشی ارسلان چیکار میکنی میاد میبینه حرفم تموم نشده بود که گندم از پشت چهارچوب در که کاملا معلوم بود از اول همه حرفامون روشنیده آخه در کاملا باز بود در حالی که انگشتاش رو به هم قلاب کرده بود و قیافه ی مظلومی به خودش گرفته بود ساکت و بی حرف توی چهار چوب در ظاهر شد ستاره یه چشمک به گندم زد یعنی حله و گفت میشه چند لحظه منو ارسلان رو تنها بذاری البته معذرت میخوام ولی باید شوهرتو قرض بگیرم ازت گندم هم با یه چشمک و لبخند جواب ستاره رو داد منکه لبه تخت نشسته بود و تو فکر فرو رفقته بودم یهو ستاره منو هل داد و رو تخت خوابوند و دامنشو بلند کرد و و کسشو که زیر شورت پنهون شده بود از روی شلوارکم به کیرم میمالوند و کمرشو عقب جلو میبرد و همزمان دستان ظریف و بلوریش روی سینم میرقصید و با لمسش شهوت منو بیشتر و بیشتر میکرد همینکه دستنم رو انداختم دور کمر ستاره خودشو ازم جدا کرد متعجب تو صورتش زل زده بودم و با نگاهم علت کارش رو جویا شدم که ستاره خم شد و دراز کشید کنارم و دستش رو گذاشت یک طرف صورتم و گفت میدونم الان موقعیت خوبیه ولی بذار بمونه لرا بعد مهمونی الان گندمم پایین تنهاس برم پیشش که ناراحت نشه لبخندی زدم و لبمو رو لبش گذاشتم ارسلان حرف نداری ستاره مثل اینکه امشب قرار نیشت بزنم تو کست ستاره میدم بهت عجله نکنه بقدری باید تو کسم کمر بزنی که از حال بریم از الان بهت بگم منو بیشتر از پروانه و بهتر از اون باید بکنی ارسلان چشم ستاره دوباره بوسم کردم و شبخیر گفت و موقع رفتن چراغ رو خاموش کردو درب رو هم بست 8 3 8 1 8 3 9 8 1 8 8 7 9 86 9 87 9 88 8 3 4 ادامه نوشته

Date: January 6, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.