سکس باعشقم زندایی سمانه

0 views
0%

سلام به کاربران شهوانی اسم من سعید مستعار میخواستم ماجرای سکسم رو باعشقم زنداییم سمانم تعریف کنم من الان ۲۴ سالمه وساکن هستم یه زندایی دارم عالی بدنی سفید توپر لبای خوشگل صورتی بدون آرایش زیبا فحش ندید به نظر خودم از قدیم میگن علف باید دهن بزی شیرین بیاد بگذریم این زندایی ما همسن خودمونه توبچگی چون فامیل هستش باهم همبازی بودیم من همون موقع هم عاشقش بودمو چیزی از سکس سر در نمی آوردیم ولی مامان بابا بازی میکردیم آقازدو دست بد روزگار تو ۱۵ سالگی دادنش به دایی چلغوز ماکار نداریم ما دیگه بیخیالش شدیم ولی همیشه بیادش بودم تا تو۱۸ سالگی دایی ما کارخونه میرفت اینم بگم داییمون بازنش۹سال اختلاف سنی داشتن ماتو سن ۱۸ سالگی یه شب که دایی ما شب کار میشه به ما اس میده چند تا اس عاشقونه واز این حرفادیگه کم کم بهم عادت کرده بودیم اس بازی ها درد ودل ها شروع شد که یک شب که این سمانه من خیلی حشرش زده بود بالا بهم گفت سعید گفتم جانم سعید امشب بیا پیشم من یه لحظه جاخوردم گفتم واسه چی گفت بیا بهت میگم منم که تو خونه بودم نمیتونستم برم بیرونباهاش حرف زدمو واسه پنج شنبه شب قرار گذاشتیم توی خونه همو ببینیم عزیزانی که از الان میخوان فحش بدن این دیدار ما که دیدار اولمون باشه نزدیک به ۸ ماه طول کشیدتو این ۸ماه خیلی از علایق سکسیممون فانتزی هامون وکارهایی که در حین سکس دوست داریم انجام بشه رو ردوبدل کرده بودیم از داستان دور نشیم پنج شنبه شدو ساعت نزدیک ۱۰شب بهم اس داد چون داییم ۹ 20دقیقه سوار سرویس میشد میرفت سر کار باهم سلام علیک کردیمو هردو دلشوره داشتیم اما گذاشتیم تا اون رفت حموم وآرایش وایناشد ۱۲ 15بهم اس داد حالابیا توکوچه رو نگاه کن کسی نباشه وبیا رفتم یه دید زدم تو کوچه ودیدم کسی نیست بهش اس دادم درو باز کن از پشت آیفون کلید درو زدو من وارد خونش شدم نزدیک به ٥ساعت وقت داشتیم اون شب رویایی ترین شب عمرم شد اینم بگم قبلش از قرصم استفاده کرده بودم آبروم نره داییم اینا توزیر زمین زندگی میکنن رفتم پایین دیدم یه گوشه نشسته زندایی من یکم خجالتی حتی بامن که عشقشم رفتم پیشش دستمو گذاشتم روسرش گفتم سلام عشقم یکم بوسیدمش واینا بعد نیم ساعت تازه یخش باز شده بود همین جور نشسته دیدم تو بغل هممیم داریم از هم لب میگیریم یه نیم ساعتم به عشق بازی طی شد اوه یادم رفت یه پسر ۱مترو ۷۵سانتی متری نه زیاد چاق نه خشک مردنی اندام خوبی دارم فوق العاده نیستم ولی قابل تحملم زنداییم هم باچند سانت بزرگ تر از خودم اندامی نه زیاد خوشکل عالی نه زشت معمولی اون شب تریپ قرمز بهش گفته بودم بپوشه یه تاپ قرمز وسوتین وشرت و یه دامن خیلی کوتاه که تا زیر باسنش بود من از خانمهایی که دامن میشن ودوست دارم بعد از لب بازی شروع کردم لخت کردنش اول تاپش بعد سوتین سفیدی بدنش هوش واز ادم میبرد دوباره از زیر گلوش شروع کردم به خوردن بعد سینه های بلوریش بعد شکمش بعد نافش ودوفاره میومدمدبالا من لاس زدن تو سکس وبیشتر از سکس دوست دارم نفس هاش به شماره افتاده بود هی میگفت سعیدم بکنم بسه اینجوری دیوونم نکن دامنشو دادم بالاشرتشودر اوردم وای پسر الان که دارم مینویسم راست کردم خلاصه یه کس اپیلاسیون شده نرم گرفتمش تودهنم یه نیم ساعتی کسشو خوردم دیدم بادستش سرمومیکنه تو کسش منم سرعت لیسیدنم وبردم بالاجوری میخوردم این کس وکه تمام این کس تودهن من بود هرچی آب داشتو خوردم واقعاکه عالی بودمزه اش یه چند دقیقه ای نوازشش کردم تاسرحال شد گفت سعیدم که لخت نشده لختم کرد افتاد به جون کیر ۱۷ سانتیم وای چه ساکی میزنه سرتون ودرد نیارم از ساک خسته شد گفت سعید بیا بکن توم ماهم به کمر خوابوندیمش وداشتم باکیرم روکسش فرچه میزدم دو بازوهامو گرفت وپاشو انداخت پشت کمرم فشارداد خودشو به من سر کیرم رفت تو کس نازش تلمبه رو شروع کردم از توکسش نگم که داغ انگار تو کوره اجر پزی اومدیولیز تلنمبه میزدم هی بهش میگفتم جنده سعید کیه میگفت اوف سمانته یه نیم ساعت تلمبه زدمو خسته شدم گفتم توبیاتلمبه بزن بچه هاچی بگم اون صحنه رو که هربار یادم میاد نفسم بند میاد پشتشو بهم کردوکیرمو تنظیم کرد روکسش نشست روش کونش بزرگ ژله ایش سمت من بو بالا پایین که میشدلرزه کون ومیدم حالم دوچندان میشد بالاخره بعد از ٤۵دقیقه تلمبه زدن نزدیک اومدن بود حالم که بهش گفتم داره میاداز کسش در آورد وکرد دهنش منم کسشو میخوردم تا هردو باهم ارضا شدیم امابگم اون دوبار ارضا شد بعد کنارش خوابیدم و۱۰دقیقه ای داشتم نوازشش میکردم بعد دوباره تا۵ صبح دوبار دیگه حال کردیم چه شبی بود الانم پیشمه سلام میرسونه واقعا حقیقته باور کنید یانکنید برام فرق نداره کاش میرفتم توبغل عشقم دوستون دارم نظراتتون ومیخوام نوشته

Date: May 22, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published.