سکس با خاله جونم

0 views
0%

سلام من ۲۴ سالمه اسمم آرش دانشجو ارشدم یه خاله دارم ۸ سال ازم بزرگتره دوتا بچه داره یکی دوساله و یکی۴ ساله شوهرشم داخل کارخانه کار میکنه بعضی وقتا شیفت شبه و بعضی وقتا شیفت شبه من از اوایل جوانیم تو کف خالم بودم خالم خیلی باز میپوشه منار من چاک سینه هاش مشخصه کون خاص و جالبی هم داره مادرم اینا رفته بودن حج تمتع و خالم میومدبرام غذا درست کنه و خونه رو جا ب جا میکرد میرفت چند بار اومد وقتی میومد بچه هاشو میذاشت خونه پدر شوهرش و میومد چون من درس میخوندم اونا اذیت میکردن و سرو صدا وقتی هم میومد چون هوا گرم بود مانتوشو در میاورد و زیرش تاپ داشت که خیلی نازک بود وقتی داشت جارو دستی میزد قشنگ سینه هاش اویزون بود من کیرم سفت میشد و میگفتم زودتر بروتا بتونم ب یاد خاله جونم جق بزنم من هم بدن ورزشکاری دارم و خیلی بدنم تیکه هست همش خالم از بدنم تعریف میکرد من هر وقت میدیدم ایفون زنگ میزنه میاد خونمون سریع آدکلن میزدم و پیراهنمو در میاوردم و فقط با یه شرت ورزشی بودم تا جلب توجه کنم مثلا خلاصه ی بار ک اومد خونمون بد جور عرق کرد و گفت ک حموم گرمه منم جواب دادم اره خاله بعد رفت حموم داشت دوش میگرفت ک صدام زد صابون ندارید منم گفتم داخل رختکن بالای پنجره هست گفت قدم نمیرسه من وارد رختکن شدم خالم داخل حموم بود طوری در حمومو باز کرد برای گرفتن صابون ک یک طرف سینه هاشو قشنگ دیدم خودش متوجه شد ک من دیدم و گفت هااای کجارو میبینی منم خندیدم و رفتم تو خونه خیلی حشری شدم دوست داشتم بکنمش بعد چند دقیقه کوتاه گذشت و دوباره صدام زد ک من یادم رفت لباس زیر بیارم از کشو مامان برام بیار حوله هم بیار گفتم حوله میدم خودت بیا از کشو وردار گفت نه منم رفتم حوله رو برداشتم بعد از کشو مادرم ی سوتین مشکی با شرت مشکی برا خاله جونم گرفتم بردم بهش دادم گفت پس بلوز و شلوار چی خندیدم گفتم باشه اونم گفت کوووفت رفتم ی شلوارک چسبون با یهتاب خیلی باز اوردم دادم ب خالم بالاخره اومد از حموم بیرون وقتی خودشو تو اینه دید گفت عزیزم سلیقه انتخابت خیلی خوبه این لباسا خیلی بهم میاد و خواست بره خونه ک من اصرار کردم شام بمونه پیشم خودم با ماشین میبرمش بالاخره موند شام درست کرد ماکارونی خوردیم و من کلا ب بدنش نگاه میکردم و گفتم خاله امشب بمون دگ گفت نه بچه عا خونه پدر شوهرمن و اذیت میکنن هیچی بردمش خونه خودش دو روز بعد شب با بچه ها اینبار اومد شوهرشم شب کار بود دوباره وقتی اومد مانتو رودراورد و با شلوارک و تاپ توری مانند اینبار پوشیده بود بچه ها بعد کمی بازی خوابشون برد خالمم رفت بخوابه گفتم خاله کجا میخوابی گفت رو تخت مامان ا ینا دو تا بچه هاشم تو خال خوابیده بودن خالم گفت ک امروز کار زیاد کرد میره حموم با ی حالتی گفتم لباس اوردی ایندفعه اون با خنده گفت اره نگو ک اونم چ لباسایی جووون رفت حموم برگشت با حوله برگشت رفت تو اتاق لباس بپوشه ک صدام کرد گفت ارش جون بیا ی لحطه رفتم تو اتاق حوله دورش پیچیده بود بهم گفت ست لباس زیر خریدم نمیتونم سوتینو ببندم منم از خدام بود رفتم پشتت سوتینو بهم داد منم گفتم حوله رو بپیچون دور کمرت حالا دگ تا کمر لخت بود ولی من پشتت بودم نمیتونستم سینه های نازشو ببینم البته قبلا ک ب بچه ها شیر میداد همش میدیدم سوتینو گرفتم از پشت ب براش بستم و در اخر از پشت سینه هاشو با جرأت هر چه تمام تر گرفتمتا مثلا تنظیم کنم و مطمئن بشم خوب بستم یا نه و اونم ی جوری با تکون دادن خودش عکس العمل نشون داد بهد بهم گفت برو بیرون بعد با کمال پررویی گفتم شورتتو نمیخوای ببندم ک یهو عصبی شد گفت برو گمشو بیرون کصافت ولی خندشم گرفته بود و ب خاطر همین نترسیدم بعد ک لباسای همیشه سکسیشو پوشیده بودرفت بالا تخت ک بخوابه صدام زد ک راجب تلگرام سوال بپرسه ک باهم راحت بودیم چون کنارش دراز کشیدم و باهم داشتیم با گوشبیهامون کار میکردیم من رفتم داخل اینتاگرامم داشتم صفحه هامو چک میکردم ک بهم گفت کلیپ باحال نداری ببینیم گفتم باید بریم تو پیچ بقیه ببینیم چیا دارن چندتا کلیپ دیدیم و خندیدیم بعد یواش یواش رفتم تو پیچ سکسی و خانما با لباسای سکسی و اون خوشس اومد و گفت چ لباسای خوبی ما بین عکسای لختی هم بود ک از عمد ب روی خودش نمیاورد رفتم داخل کلیپای عربی ی کلیپ بود ک یه مرد و زن داشتن لب میگرفتن واون دید و حرفی نزد گفتم خب بسه دگ گفت نه ببینیم باز چندتا کلیپ پایین تر دیدم ی کلیپه ک مرده داره مثل سگ زنه رو از کون میکنه از عمد زدم روش و خالم گفت وااااای این چیه وحشتناکه گفتم چی وحشتناکه خاله خندید و گفت خفه شو اصرار کردم ک جواب بده گفت اونجاش خیلی بزرگه و گفتم اره این که چیز طییعیه و نمیدونیم چیشد یهو حرفمون ادامه دار شد و خالم گفت ن بابا برا شوهر خاله کوچیکه بعد با پررویی گفتم تو گنده دوس داری بعد اینبار گفت اره عوضی من گنده دوس دارم سراغ داری گفتم جااااااان بعد گفت بهم چون تو پررویی باید با پررویی جوابتو داد منم بیخیال جوابش گفتم اره سراغ دارم الان تو شورتمه من قرمز شد و گفت چی گفتی منم دوباره حرفمو تکرار کردم چون ی شرت ورزشی پوشیده بودم کیرمم سیخ شده بود و گفتم نگاه کن چه سیخی شده دیدم خالم یجوری شد و گفت برو بیرون منم گفتم باشه یهو از لباش ی بوس گرفتم و کیرمو طوری قرار دادم داخل سورتم ک سیخ شدنش کاملا مشخص باشه بعد اروم و طوری ک میرم جلب توجه کنه رفتم بیرون و گفتم من جوونم خاله این رسمش نبود بعد گفت چی میگی از من چ انتظاری داری بیرون اتاق بودماون داخل اتاق همو نمیدیدیم من گفتم من اهل دوس دختر نیستم الانام هم شرایط ازدواج ندارم باید چکار کنم خود ارضایی کنم ک مشکلات روانی بعدا پیدا کنم یهو دیدم خالم چیزی نگفت از اتاق اومد بیرون وقتی دیدمش تعجب کردم و شکه شده بودم اون شلوارک و تاپشو دراورده بود و اومد بیرون دستمو گرفت و گفت امشب پیش من بخواب بعد بغلم کرد و گفت حالا خوبه عزیزم گفتم مرسی ک درک کردی منم معطل نکردم لبامو گذاشتم رو لباش و زبونشو لباشو میخوردم اونم میخورد گفتم مرسی بالاخره ب ارزوم رسیدم و خالم گفت ارزوت من بودم گفتم اره الان ده ساله ک ارزوم تویی و خالم لبخندی زد و لبامو شروع کرد ب خوردن دستاش هم رو شکمای تیکه بدنم بود منم همزمان ک لباشو میخوردم شروع کردم سینه هاشو مالوندن سوتینشو دراوردمو همونی ک خودم بستمش و شروع کردم سینه هاشو خوردن خیلی بلد بودم بخورم از اونجایی ک اب خالمو با خوردن سینه ی بار اوردم دستاشو گرفتم دستاشو نزدیک کیرم کردم و گذاشتمش روش و ی اهی کشید و خودش شرتمو وحشیانه کند و کیرمو دراورد مالوندش و گذاشت دهنش من شورتشو دراوردم ب صورت ۶۹ همزمان من کسشو میخوردم و اون کیرمو و دوباره آبش اومد من کلا ابم نمیاد ب راحتی چون بعضی اوقات با دوستام تریاک میکشیم شاید ماهی ی بار بعد ب پشت خوابوندمش و افتادمش روش لبم رو لباش بود سینم رو سینه هاش کیرم روی کسش پاهامونم ب هم قفل بود خودمو بدجور میمالوندم بهش داشت کیف میکرد و من بیشتر یهو گفت که عزیزم نمیکنی منو من منتطر همین بودم چون طوری طرفمو اماده سکس میکنم ک خودش بگه چون لاس زدنو بلدم کیرمو کردم دهنش اونم جانانه لیس میزد با زبونش بعد نزدیک کسش کردم و کردم تو کسش اهو نالش وصف نشدنی بود و بهم میگفت ب این میگن کیر راستم میگفت چون هم بزرگ بود هم کلفت ۵ دقیقه تلمبه زدم بدجور عرق کردم بهم گفت چرا ابت نمیاد اینکه ابت نمیاد خیلی عالیه گفتم ارع دگ چون سکسو بلدم اونم گفت ازین ب بعد برا خودتم درخدمتم عشقم منم گفتم ب روی چشم ب شکم خوابوندمش گفتم کونتو بده بالا یهو بهم گفت کون دادنو دوس دارم بدون اینکه خیس کنی سوراخمو و کیرتو خیس کنی خشک بکن تو دوس دارم دردم بگیره منم با تعجب گفتم چشم اخه حشر وجودشوفرا گرفته بود منم خشک کردم تو ولی تو نرفت کامل اونم محکم و با فشار کونشو ب طرف کیرم فشار میداد بالاخره با جیغ و داد البته اروم ک همسایه ها نفهمن کیرم تا ته رفت تو من تف زدم چند بار ب سوراخش ک روان بشه بعد تلمبه زدم خیلی تلمبه زدم و گفتم داره ابم میاد و گفتم کیرتو درار منم در اوردم منو هل داد ب پشت خوابوند کیرمو کرد تودهنش همون کیری ک تو کونش بود شروع کرد ب خوردن ابم با ی فشار خیلی زیاد تو دهنش ریخته شد نذاشت حروم شه و همشو خورد و خیلی بهم حال داد چون همچین سکسی نداشتم ک طرفم انقد حشری باشه و دوستم داشته باشه پتو انداختیم رومون تا دو ساعت تو بغل هم افتاده بودیم و خوابیدیم نیمه های شب نزدیک ۴ صبح دیدم خاله جونم صدام میکنه بیا بریم دوش بگیریم فردا باید برم شوهرم میاد خونه غذا درست کنم رفتیم حموم و تو حمومم لاس نزدیم فقط از کون کردمش نیم ساعت داشتم تلمبه میزدم ک حتی گوهشم اومد بیرون ی مقدار منمکون و کیرمو بردم زیر دوش شستم دوباره کردم توش تا ابم اومد واینبار ریختم تو کونش چون وقتی بریزی تو کون بزرگ میشه اینم داستان ماملا واقعی من با خالم الانم هفته ای ی بار من میرم خونشون با هماهنگی قبلی و با هم سکس میکنیم و بهشم میگم ک با شوهرشم حمید هم سکس کنه و تمایل نشون بده حتی ب ظاهر ک زندگیش خراب نشه همه چی رو براهه منم اونو زن خودم میدونم و عاشقانه میکنمش پایان نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.