سکس با زنم از کون

0 views
0%

با سلام خدمت دوستان شهوانی گلم نیما هستم قدم ۱۸۰ وزنم ۶۵ تقریبا ۲نیم سال میشه که ازدواج کردم اسم زنم زهرا هستش _من عاشق کون هستم ولی زنم بدش میاد از کون دادن یه روز خونه ای داییم بودیم که این زهرا چنان تیپی زده بود که درجا کیرم راست شد داییم رو که نمیدونم خلاصه تا ساعت های ۱۱ شب اونجا بودیم وقتی که اومدیم خونه گفتم زهرا با تیپت کیرم راست شد دایی بدبخت خودمو که نمیدونم گفتم امشب باهات کار دارم زهرا گفت نه نیما خستم حوصله ندارم من گفتم زهرا ناز نکن دیگه با کلی خایه مالی خانوم راضی شدن رفتیم حموم اونجا لخت شدیم خودمونو خیس کردم بعد من سینه های ۶۵ زهرا رو گرفتم به کم مالیدم و بعدش خوردم من اصلا از ساک یا کس لیسی خوشم نمیاد بعدش یکم از کس گاییدمش بهش گفتم زهرا جون بزار این کون صاحب مرده ات رو بگام گفت نه اصلا حرفشو نزن منم که میخواستم بیخیال بشم یهو یه فکری اومد تو سرم گفتم زهرا به شکم بخواب گفت برای چی گفتم میخوام از پشت بگام مزه اش بیشتره بدبخت بدونه اینکه بدونه چه نقشه ای کشیدم چرخید و به پشت خوابید اول یه کم از کس گاییدم بعد کیرم رو در اوردم خوب تف مالی کردم کیرمو بدون اینکه چیزی بگم رو سوراخ کونش گذاشتم تا اومد چیزی بگه با یه زور همه ای کیرم رو تا ته کردم تو کونش بدبخت نفسش بند اومده بود یکم تلمبه زدم تا حالش جا اومد بعد از اینکه حالش خوب شد خواست از زیرم فرار کنه ولی من با تمام زورم نگهش داشتم تا نتونه فرار کنه بعد از که ابم اومد ریختم تو کونش و بلند شدم بدبخت کونش پاره شده بود بعدن کلی تهدیدم کرد که طلاق میگیرم نمیدونم چی بسان منم گفتم به تخمم برو هرغلطی که میخوای بکن بدبخت ساکت شد گفتم از این به بعد باید هر شب بهم کون بدی بیچاره یه لحظه میخواست سکته رو بزنه گفت نه گفتم اره فرداش به بهونه این که مادرش دست تنهاست رفت خونه مادرش تا سه روز بعد از اون همش مادرش میاد خونه ما یا فامیلاش بی ناموس ها شب هم خونه ی ما می خوابند ممنون از شما دوستان به خاطر وقت تون که دادید تا داستان من رو بخونید ببخشد اگه غلط املایی داشتم نوشته نیما

Date: June 6, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.