سکس با عشقم زهرا

0 بازدید
0%

اسم من باراد هست ۲۵ سالمه داخل مشاور املاک کار میکردم روزگارم بر وفق مراد نبود هر روزم مثل دیروز بود تا اینکه یه روز عصر یه مشتری اومد تو مغازه بردمش که خونه رو نشونش بدم دیدم یه دختر ناز داخل مغازه کناریمون هست خواستم برم داخل بهش شماره بدم اما مشتریه باهام بود تو راه همش فکرم پیش اون بود که از دستش دادم وقتی برگشتم سریع رفتم داخل مغازه دیدم هنوز اونجاست گفت بفرمایید در خدمتم چشمام داشت درد میکرد بعد از یه دقیقه فهمیدم یادم رفته پلک بزنم اینقدر خوشگل بود زبونم بند اومده بود گفتم ببخشید کیف پولم جا گذاشتم میرم بعد می یام رفتم تو مغازه همش به اون فکر میکردم که چجوری سر صحبتو باز کنم بعد از دو هفته دلمو زدم به دریا رفتم جلو بهش پیشنهاد دادم که گفت شرمنده من شوهر دارم دنیا رو سرم خراب شد اما نمیتونستم فراموشش کنم هر روز از پشت شیشه ساعت ها نگاهش میکردم دوباره رفتم جلو اینبار شمارمو ازم گرفت شب بهم پیام داد و تا صبح حرف زدیم فقط بهم گفت هر وقت من بهت پیام دادم تو پیام بده گفتم باشه هر روز کارمون شده بود تا صبح پیام بازی و بعد از۲ هفته باهاش سکس چت کردم من هات هات بودم اونم مثل من فردا شبش بهم گفت تنها هستم شوهرم شب کاره بهش گفتم میخوای بیام پیشت که اولش ترسید گفت نه میترسم شوهرم بیاد گفتم نمی یاد خیالت راحت خیلی التماش کردم تا راضی شد لباسامو پوشیدم و تو راه ادرس رو ازش گرفتم اون شب بارون تندی داشت می یومد وقتی پیاده شدم خیس خیس شده بود زنگ زدم بهش گفتم درو باز کن در رو که باز کرد باز همون حس رو داشتم نمیدونستم چی بگم فقط دلم میخواست اون حرف بزنه من گوش بدم گفت بیا داخل دیگههه یه حوله واسم اورد که موهامو خشک کنم گفت خودم خشک میکنم موهامو که خشک میکرد من تو چشماش نگاه میکردم لبمو بردم جلو بوسش کردم دیدم چیزی نگفت ادامه دادم لب پایینیشو مک میزدم و زبونشو میخوردم نفس نفس میزد زیر گردنشو زبون کشیدم تا لاله گوشش در گوشش نفس نفس میزدم اون بیشتر حشری میشد یواش لباسشو در اوردم سوتینشو زدم کنار سینه هاشو واسش میخوردم نوک سینشو گاز میگرفتم وقتی دیدم حشری شده بیشتر لیسشون میزدم یواش اومدم پایین زبون دور نافش کشیدم بعد شلوارشو کشیدم پایین سرمو بردم بین پاهاش از روی شورت زبون کشیدم رو کسش خیس خیس شده بود شورتشو گرفتم کشیدم افتاد بین کسش فقط واسش لیس میزدم و اونم اه و اوه میکرد شورتش یواش کشیدم پایین زبونمو کشیدم رو کسش و چوچولشو مک میزدم از بین پاهاش نگاهش میکرد که چشماشو بسته و لبشو گاز میگیره گفتم پاهاتو بنداز دور گردنم و رو کست فشار بده این کارو کرد و فقط ناله میکرد و میگفت بسه اما من میگفتم هنوزز سیر نشدم لایه پاشو لیس میزدم یوهو بر عکسش کردم و از پشت سوراخ کونشو لیس زدم و زبون توش میکردم گفت تو رو خدا بسه باراد بلند شدم موهاشو تو دست گرفتم گفتم نوبت توهه جلوم زانو بزن دهنتو باز کن کیرمو دور لبش میکشیدم اما نمیذاشتم بخوره گفت تو رو خدا اذیتم نکن که یوهو کردم تو دهنش کیرمو از بالا تا پایین لیس میزدم و با تخمام بازی میکرد گفتم تا ته بخور که تو دهنش نگه داشتم و گفتم حالا بهم نگاه کن دیدم اشک تو چشماش جمع شده وقتی دیدم دیوونه شدم گفتم بلند شوو رو کمر بخواب کیرمو کشیدم وسط پاش خیس خیس شده بود گذاشتم دم سوراخ کسش اما نکردم داخل بهش گفتم التماسم کن گفت تو رو خدا بکن داخل دوباره بهش گفتم التماسم کن گفت باراد تو رو خدا التماست میکنم بکن تو دارم دیوونه میشم یوهو کیرمو کردم داخل تنگ تنگ بود شروع کردم تلمبه زدن و سینه هاشو میخوردم بعد یوهو دستمو بردم زیر شکمش برعکسش کردم به حالت داگی کمرشو داد پایین کیرمو گذاشتم تو کسش و وزن بدنمو انداختم روش از زیر سینه هاشو گرفته بودم تو دستمو تلمبه میزدم و میگفتم جووون چه کس تنگی داری میخوام جرت بدم موهاشو گرفتم کشیدم و دست دور گردنش انداختم در گوشش گفتم چی میخوای گفت کیرر گفتم کیر کی گفت کیررر توووو بیشتر موهاشو کشیدم گفتم نشنیدم کیر کی گفت کیر باراد دیگه داشت کم کم ابم می یومد تند ترش کردم دیدم ابم داره می یاد و کیرمو در اوردم و ابمو ریختم رو کمرش از پشت بغلش کردم و دستم کردم تو موهاش و با موهاش بازی میکردم بعد از ۱ ساعت لباسامو پوشیدم و رفتم خونه امیدوارم خوشتون اومده باشه نوشته

Date: May 16, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.