سکس خفن اما خطرناک با دوست دخترم 1

0 بازدید
0%

سلام به همه دوستان این داستانی رو که میخوام بنویسم براتون داستان نیست بلکه یک خاطره بیاد ماندنی از گذشته منه که درسال 88 اتفاق افتاده اولین داستانمه اسم من علی 25سالمه قیافه خوب قد 181 وزن 93 چاق نیستم شکم هم ندارم واسه این که پرورش اندام میرم من در یکی از شهرستانهای شمال زندگی میکنم دوست دختری داشتم بنامه مریم که خوشگل بود قد و وزن دقیقش رو نمیدونم مثل بعضیها ولی نه چاق بود نه لاغر هیکل خوش فرمی و اندام توپری داشت چند مدتی از دوستی ما گذشت من هم احتیاج به سکس داشتم جریان سکس و احتیاجی که من بهش دارم رو به مریم گفتم با هزارتا منت و خواهش با رایزنی خاص خودم آخر راضی کردم تا با من رابطه داشته باشه گفتم خونمون خالی شد میگم بیایی خونمون ولی نمیدونم چرا راضی نمیشد چند باری با ماشین بیرون میرون رفتیم منم از فرصت استفاده کردم دستمالیش کردم دیدم اونم بدش نمیاد ولی به سکس ختم نشد چند روزی گذشت تا یه روزی که داشتیم با موبایل با هم حرف میزدیم بحث رفت سمت سکس بعد چند مین که من بازم میگفتم بیا خونمون که یکدفعه از دهنش پرید تو بیا خونمون منم تا اینو شنیدم گفتم باشه ولی چطور گفت شب همه خوابیدن میگم بیای مریم یدونه آبجی و 2 تا داداش داشت که یکیش ازدواج کرده بود باباش هم چند سال پیش فوت شده خلاصه شب شد ساعت دیر دیر میگذشت پیاده رفتم بسمت خونشون ساعت 12 رو رد کرده بود مرداد ماه بود خونشون دور بود نزدیکای خونشون بودم که بهش زنگ زدم گفت الان بهت زنگ میزنم منم آروم آروم به راهم ادامه دادم تا اینکه خودش زنگ زد گفت بیا در رو واست باز گذاشتم خانه ویلایی قدیمی 300متری حیاط دار با ترس و استرس که شاید همسایها ببین میرفتم که رسیدم دم در در رو باز کردم رفتم داخل دیدم که تو حیاط مونده به من میگه ساکت آرام بیا آخه کف حیاط شن ریزه بود منم آرام آرام رفتم پیشش دیدم پتو و بالش رو گذاشته رو إیوان بالکن وسایلا رو برداشت رفتیم سمت انباری مریم جلو میرفت منم پشتش عجب چیزی شده بود یه تاپ و شلوارک کشی تنش بود واااااای که چه کون گنده ای منم از فرصت استفاده کردم یه دستی به کونش کشیدم رفتیم داخل انباری یا همون زیر زمین پتو رو زمین پهن کرد بالشم انداخت رو پتو منم دراز کشیدم روش مریم هم اومد تو بغل من دراز کشید لباش رو گذاشت رو لبام منم شروع کردم به لب گرفتن ازش یه چند دقیقه ای از لب گرفتن نگذشته بود که به مریم گفتم پاشو از روم منم پاشدم نشستم تاپ و سوتین با شلوارک مریم رو در آوردم بعد خوابوندمش رو بالش شروع به خوردن کردم لباشو خوردم اومدم سمت گوشش زیر گوش رو خوردم دیدم صدای آه و ناله مریم در اومد که با صدای آرام انجام میداد اومدم پایین تر رسیدم به سینه های خوش فرم که توی دست من جا نمیشد با زبونم با نوک سینه ش بازی میکردم با یه دستم هم داشتم با اونیکی سینه بازی میکردم من هم لباسامو کنده بودم در حال خوردن داشتم خودمو بهش میمالوندم تا هم خودم حال کنم هم مریم خوردن من ادامه داشت تا رسیدم به شکم و نافش که دیگه پایینتر مانعی بنام شرت بود دستامو گذاشتم دو گوشه شرط کشیدمش پایین به به چه عطر و بویی حتما قبلش رفته بود حمام آمادش کرده بود پاهاشو از هم باز کردم شروع کردم به خوردن از کس تمیز و خوشگلش چوچولش رو انداختم دهنم هی میمکیدم اونم داشت آه و ناله از روی لذت میکرد بعد زبونم رو انداختم توش که نمیشه گفت تو لبه کسش میمالیم اونم حرکات بدنش بیشتر شده همین طور به خوردنم ادامه دادم تا اینکه دیدم با دستش داشت منو از بین پاهاش خارج میکرد منم ول کن نبودم طعم و بوی منی رو احساس کردم دیدم دیگه بیشتر از این داره عذاب میکشه ولش کردم بعد رفتم روش خوابیدم کیرمو انداختم لایی پاش بعد شروع کردم ازش لب گرفتن اینقد ادامه دادم که کیرم سیخ سیخ شده بود بعدش من دراز کشیدم به مریم گفتم بیا کیرم رو بخور گفت نه دوست ندارم دید که من دازم ناراحت میشم گفت باشه ولی یه کم انجام میدم گفتم باشه تا خواست شروع به خوردن کنه لب زد گفت أه أه سر کیرم کمی خیس بود منی آب مقطر رو تمیز کردم گفتم حالا بخور بعد کیرم رو کرد دهنش 5دقیقه نشد که گفت دیگه بسه اومد کنارم دراز کشید منم بلند شدم پاهشو باز کردم کیرم رو به کسش میمالیدم اونم میترسید آخه دختر بود بعد 2 دقیقه میشد میمالیدم به کسش بعد گفتم چهار دست پا بمون سگی مریم هم این کارو انجام داد منم یه تفی سمت سوراخ کونش پرت کردم انگشتام رو هم خیس کردم آرام کردم تو کون مریم یه کوچولو جیغ کشید بعد یواش یواش دو انگشتی کردم که کونش گشاد تر بشه بعد چند دقیقه به کیرم تفی زدم کیرم رو گرفتم دستم با انگشتم اشاره ام کیرم رو به دهانه کونش هدایت کردم بعد آرام یکم فشار دادم داخل دیدم مریم داد زد پرید انگاری برق گرفته باشه منم محکم مریم رو گرفتم تا در نره بعد کیرم رو آرام آرام تا ته فرو کردم دیدم مریم هم از درد رو شکم خوابید که هنوز تلمبه نزده بودم که دیدم گریه اش در اومد منم از پشت بغلش کردم بوسیدمش تا آرام شد یواش یواش شروع به تلمبه زدن کردم دیدم صدای اه و ناله مریم از درد در اومد منم کارم رو ادامه دادم هر چی اه و ناله میکرد منو بیشتر تحریک میکرد منم بعد 5دقیقه بدون اینکه کیرم رو در بیارم گفتم رو زانو وایستا سگی تو همین حالت هم چند تا تلمبه زدم مریم هم داشت درد میکشید من لذت میبردم با دستم هم با سینه هاش بازی میکردم 2دقیقه ای گذشت دیدم داره آبم میاد همه آبم رو تو کونش خالی کردم تا کیرم رو در آوردم با دستمالی که همراهم آورده بودم کونش رو از آب کیر تمیز کردم تا آبم به کسش سرازیر نشه بعد نشستیم حرف زدیم ساعت 1 30بامداد میشد بعد حرف زدن بازم کیرم آنتن داد یه دست دیگه هم گاییدم تا اینکه وقت رفتن شد مریم رفت بیرون از انباری سرک بکشه که دیدم با حالت پریشون اومد پیشم گفت داداشم رو إیوان خوابیده آخه هوا گرم بود منم ریدم هرچی خوشی و لذت بردم همه پرید یدفعه یه فکری به سرم رسید به مریم گفتم تو بی سرو صدا برو دستشویی که پشت خونه بود منم آرام و یواشکی از روی حصار میپرم شانسأ داخل حیاط گوشه دیوار بلوک چیده بودن مریم رفت دستشویی منم کفشم رو در آوردم گرفتم دستم با ترس و لرز خم شدم از زیر إیوان رد شدم بی سرو صدا رفتم از بلوکها رفتم بالا رفتم بالای حصار پریدم پایین فقط صدای پایین پرییدنم اومد سریع از خونشون دور شوم از ترس گفتم شاید داداشش بیدار بشه شانسا هم کسی از همسایه ها منو ندید وگرنه الان یاید زندان به جرم دزدی آب خنک میخوردم رفتم دور شدم زنگ زدم پرسیدم کسی بیدار نشد گفت نه چند ماه بعد هم مریم خانم ازدواج کرد تا اینکه خلاصه ببخشید سرتون رو درد آوردم با گوشی تایپ میکنم شاید چندتا حروف جا افتاده باشه قربانه همه دوستان ادامه دارد نوشته علی بی

Date: آگوست 8, 2018