سکس در اردوی مدرسه

0 views
0%

سلام راستش داستان از اونجایی شروع شد که یه پسری به اسم اریک از یه شهر دیگه اومد مدرسه ی ما ثبت نام کرد یه پسری با قد بلند و پوست سفید و مو های کمی طلایی بیش از حد سکسی بود طوری که همه چششون بهش افتاده بود من اولا باهاش زیاد صمیمی نبودم چون همکلاسش نبودم فقط یه سلام علیک مختصر میکردم و میرفتم تا اینکه یه سال گذشت باهاش طوری صمیمی شده بودم که هر چند وقت یه بار یه ساندویچ مهمونش میکردمو دیگه حتی منم که همه میدونستن گی نیستم چشم بهش افتاده بود و بد جوری حشری میکرد منو آخه شما درک نمی کنید که لباش مث لبای نیوشا ضیغمی بود تو کف بودم که لب پایینشو بخورم شک ندارم اونم هدفش همین بود از نگاهاش میفهمیدم دیگه بدجور فکرمو مشغول کرده بود مشکل من این بود که موقعیتش پیش نمیومد تا بیارمش خونمون تا انکه 6 ماه گذشت فصل بهار بود و وقت اردو رفتن منم از خدام بود که یه جای دور بریم و چند شب بمونیم خلاصه اینکه مدرسه اصفهان رو انتخاب کرد میدونستم که بازم کسایی هستن که دنبال اونن ولی اکثر بچه ها قیافه هاشون خشن و مردونه بود ولی من مث اریک بچه خوشگل و مامانی بودم از اونایی که خودتون میدونید مو هامو میریختم رو پیشونیم و یه ریبن میزدم میدونستم که اونم خوشش میاد ولی من به کسی رو نداده بودم تا بیاد منو انگشت کنه و از این حرفا تو مدرسه یه گنده لاتی بودم واس خودم خلاصه دو تامونم اردو ثبت نام کردیم وقتی رسیدیم اصفهان من و اریک و 3 تا از رفیقامون رفتیم یه اتاق تا دلتونم بخواد سیگارو ودکا و ویسکی داشتیم حتی شراب قرمز هم داشتیم ساعت تقریب 10 شب بود که یکی از بچه ها گفت بریم قلیون همه رفتن غیر از من و اریک یکی از دوستام فهمیده بود چرا نرفتم یه چشمکی بهم زد گفت حاجی آروم بزنیا منم منظورشو گرفتم و یه لبخندی زدم حالا من بودم و اریک یه بطری کشیدم بیرون مثل اون زاخارا نفری یه استکان زدیم ولی داغ نشدیم بهش گفتم لپ تاپمو وصل کن به تلویزیون تا من بیام همه ی کیلیدا پیش من بود رفتم اول در و قفل کردم بعدش نشستیم پیش هم و فیلم سوپرای دیدیم منم خیلی وقت بود جلق نزده بودم توو اوج شهوت بودم خیلی بی مقدمه دستمو انداختم رو گردنش لامصب چقد نرم بود میترسیدم خوشش نیاد ولی تنش به لرزه افتاد ماله منم همینطور یه کم با پاچه هاش ور رفتم بعدش اون شروع کرد از رو رو شلوار کیرمو مالیدن هلش دادم رو مبل بالاخره داشتم به آرزوم میرسیدم با دندونم لبشو گرفتم بعدش شروع کردم لبشو خوردم داشت حال میکرد منم بیشتر مث دخترا وقتی حشری میشن میلرزید تی شرتای هم و در آوردیم خیلی صحنه ی خفنی بود شکمای دوتامونم پر عضله بود خوابوندمش رو زمین گردنشو خوردم اومدم پایین رسیدم به سینه هاش بعد شکمش داشتم حال میکردم ولی میترسیم که یه وقت یکی مارو ببینه ولی ولش باید حال کنم بدنش بر عکس صورتش سفت بود رسیدم به کیرش تمیزو مرتب بود خیلی خیلی شیک شلوارشو تا ته آوردم پایین به باسنش رسیدم فهمید میخوام چی کار کنم گفت نه نه منم قبول کردم تخمشو گرفت لای پاش مث کس بود هم زمان با این که لبشو میخردم لاپاش میذاشتم بچه انگار جنده بود گفت یه کاری میکنم امشب حال کنی مث جنده ها شروع کرد آه آه کردن نذاشتم آبم بیاد بهش گفتم پس تو چی یه لبخندی زد با دندونش لبمو گرفت هم اون میخورد هم من اونم همینکارو کرد ولی آبش نیومد بعد رسید به کیرم سرشو میخورد داشتم از حال میرفتم یه دفه آبم اومد ولی خوشبختانه روش نریخت انقد گردنمو خورد تا خودشم خسته شد ولی من برنده شدممممممممممممممممممممممم این بود داستان گی شدن بنده 3 نوشته

Date: August 21, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.