سکس دوگانه در شب پرستاره کویر بشرویه

0 بازدید
0%

من جلال هستم 27 ساله مجرد فوق لیسانس زبان اهل تهران لاغر ورزشکار معرفی کافیه عاشق سفر و مسافرت و گوشه گیر و جقی و عاشق دید زدن دخترا یه روز تو پیج فیسبوک تورهای مسافرتی یه پست دیدم مربوطه به تور گردشگری کویر بشرویه خیلی از زیبایی های بشرویه و مخصوصا کویرش شنیده بودم و مایل بودم اینبار برم جشنواره کویرنوردی آبان زده بودن و من یک ماه وقت داشتم و ثبت نام کردم خلاصه 18 آبان خودم رو با اتوبوس رسوندم بشرویه شهر بسیار زیبا و تاریخیه مخصوصا بافت تاریخی و با سرویس هایی که تدارک دیده بودن خودم رو رسوندم کمپ کویر نوردی وااااو چه جمعیتی اومده بودن اکثرا با ماشینای شاسی بلند اومده بودن همه نوع تیپ قاطی بودن چند توریست آلمانی و ایتالیایی زن و مرد بودن با کلی دختر و پسر که تابلو بود دوستن و رله دخترا کلن حجاب رو برداشته بودن و با کلاه و تیشرت و شلوار اومده بودن اینجا هم که شهر کوچک و بیابون کو گشت ارشاد به جرات بگم اون خارجیااز اینا با حجاب تر بودن چون پیرهن و شلوار گشاد داشتن حدود بیست نفری بودیم البته سه گروه بیست نفره بودن که باید روز سوم کویر نوردی همه در یک نقطه به هم میرسیدن خلاصه رفتم تو جمع و خودم رو معرفی کردم با کمال تعجب دخترا با هام دست دادن و منم کم نزاشتم دیگه روم وا شده بود و تا شب کلی با هم می خندیدیم و خوش بودیم وسط اینا دختری بود بنام ژاله که بسیار مامان و خوشگل بود مخصوصا اینکه کمی صورتش آفتاب سوخته هم شده بود و ظاهر برنزی داشت ماه و سفید و قد بلند با دوستش که میترا بود تنها اومده بودن کویر بعد از دوساعتی که منتظر لیدر بودیم راه افتادیم و رسیدیم به چند تا شتر که داشتن میچریدن و ما هم محو تماشا و عکس گرفتن شدیم که یهو یه شتر نر راست کرد و پرید روی یه شتر ماده و از پشت خوابیده بود روش و چند ثانیه ای حسابی کردش واااو یه کیر 50 سانتی ازش آویزون شده بود و نعره میزدو وقتی کیرش رو کشید بیرون کلی آب هم باهاش ریخت بیرون همه کلی می خندیدن ومن هواسم به دخترا و واکنش اونا و مخصوصا ژاله و میترا بود شهوت تو چشماشون موج میزد و سعی میکردن شهوت شون رو پشت خنده شون پنهان کنن که ژاله به میترا گفت آخ جون چه کیری داره همین شتر ماده شانسش از ما بیشتره که یه دفعه روش رو برگردوند و منو دید که فهمید منم شنیدم ظاهرا خجالت کشیدو دیگه چیزی نگفت ولی از خنده ها شون فهمیدم که پشیمون نشدن از این حرف تا عصر که رسیدیم کمپ2 خیلی با هم شوخی کردیم و حتی چند بار تو شوخی هام به ماجرای شترها اشاره کردم که یادم نمیاد شوخی سر چی بود ولی اونا هم بدشون نمی اومد هر کسی چادر خودش رو با فاصله از هم باز کرده بود و همه حلقه زدن دور آتیش و یکی از دختر پسرا با هم یه گیتار وآهنگ توپ خوندن و کلی رقصیدیم و مشروب خوردیم که موقع رقص من ژاله رو برو باهم می رقصیدیم و خیلی عاشقانه و هنرمندانه هر دو با هم ست بود حرکات مون و بعدش نشستیم برای شام داشتم شام میخوردم که ژاله و میترا اومدن کنارم دم چادرم و گفتن مزاحمت نیستیم که بشینیم پیش منم گفتم مراحمین سر صحبت باز شد و از خودشون گفتن که مشخص شد دو تایی دانشجوی اصفهانن و بچه شیراز بحث رو بردن سمت ماجرای شترا وبه مسخره گفتم وای چه بد میشد ما مردا آلت 50 سانتی داشتیم همیشه از مون آویزون بود وباید تو پاچه شلوار قایمش می کردیم که ژاله گفت منظورت کیره دیگه که هنگ کردم از این طرز گفتن و روی بازش بعد گفت نه بابا چه بدی داره خوبه که با هزار آرزو با پسره دوست میشی بعد که میکشه پایین میبینی جای کیر هسته خرما داره ازش پرسیدم مگه دوست پسر داشتین گفت آره نامردا میان پلمپ آدم رو باز میکنن و میرن پی کارشون فهمیدم که دو تایی اوپن تشریف دارن دیگه داشت شهوت تو خنده ها مون موج میزد صحبت اسمون زیبای شب در کویر رو پیش کشیدم و گفتم بچه ها اگه گفتین اون ستاره های دب اکبر شبیه چی ان که ژاله گفت شبیه کیری تو کس شکسته سرش کج شده خنده های شهوتی ما تمومی نداشت و تو دلم داشتم نقشه می کشیدم که جووون چه بکن بکنی بشه امشب کیرم داشت شلوارم رو پاره میکرد که میترا گفت شانس ما رو باش همه اینجا زوج اومدن و دارن می رن یکی یکی پشت تپه ها میکنن اون وقت ما اینجا نشستیم داریم کس و شعر میگیم و می خندیم منم دلو زدم به دریا و گفتم خب ما هم بریم بکنیم که دوتایی به هم خیره نگاه کردن و گفتن اووووه چه بچه پر رو همین مونده تو کیر کوچولو بیای ما و بکنی گفتم کی گفته کیرم کوچکیه مگه نمی دونی آدم هرچی لاغرترو قد بلند تر باشه کیرش بزرگتره که یه دفعه ژاله دستشو گذاشت رو کیرم و به میترا گفت نه بابا راست میگه بچه مون میترا گفت تا نبینه باور نمی کنه که گفتم خب بریم پشت اون تپه که نشون تون بدم زیر انداز رو برداشتیم و رفتیم حدود 150 متر اون ورتر و اون شب مهتاب کامل بودو هوا داشت سرد میشد دیگه به محضی اینکه زیر انداز رو پهن کردیم از پشت ژاله رو گرفتم و سینه هاش تو دستم بود اونم سرش رو برگردون و شروع به لب گرفتن کردیم کون قلمبه اش که مشخص بود ورزشکاریه به کیرم فشار میداد وچشمام روکه وا کردم میترا رو دیدم که لخت نشسته و دستش رو کسشه داره می ماله از این صحنه دیگه دیوانه شدم و با شهوت و خشونت لباسای ژاله رو کندم و اونم بهمین صورت لباسام رو درآورد و حتی شرت و شلوارم رو با هم کشید پایین تا به خودم اومدم کیرم تو دهانش بود و به زیبایی و لطافت داشت ساک مجلسی می زد دو تایی نشستیم کنار میترا میترا خودش رو انداخت رو صورتم به طوریکه کسش رو چسپوند به دهانم منم با حرص و ولع براش می خوردم و سینه های اناری و سفتش تو دستم بود و ناله های ریز اونا منو دیووونه کرده بود که چون منم بی جنبه بودم آبم زود اومد و ریخت تو دهان ژاله اونم اوق زد و گفت خاک تو سرت چرا اینکار رو کردی چرا آوردیش گفتم لاشیا منو گاییدین شما چی این دیگه کس های به این نابی می خواد آبم نیاد که خندیدن دیگه خیالم راحت شد و با آرامش داشتم کس و کون هر رو شون رو می خوردم ولی باید دیگه طولش نمی دادیم چون هرلحظه شاید میومدن دنبالمون کیرم دوباره شق شده بود که میترا پرید رو کیرم و با یه حرکت کرد تو کسش داشتم کونش رو میدیم که چه زیبا داشت بالا پایین می رفت بعدش یه جیغ آروم زد که فهمیدم ارضا شد ژاله هم که بدن سفیدش زیر نور ماه داشت خود نمایی می کرد و براش کسشو می خوردم میترا رو پس زدم و ژاله رو کشیدم جلو و داگی شروع به گاییدنش کردم وای چه کس داغ و خیسی بود خم شدم دو سینه شو از پشت گرفتم و می گفت جلال عاشقتم منو بکن منو بکش جرم بده کسکش که اونم ارضا شد تو همین حرکات میترا هم داشت از پشت کون و خایه هام رو می مالید و اصلا دوست نداشتم این حرکت تموم بشه که احساس انزال بهم دست داد و کیرم رو کشیدم بیرون و آبم رو روی ماسه ها خالی کردم موقع انزال دو تایی داشتن برام می مالیدن و این حرکت شون داشت منو می کشت و بی حال افتادم دیگه سه تایی تو بغل هم بی حال افتاده بودیم و منظره زیبای آسمان کویر رو داشتیم می دیدیم چند دقیقه ای همون حالت موندیم که ژاله گفت میترا جمع کن بریم که شتر مون دوباره اگه راست کنه کس و کون برامون نمیذاره کلی خندیدیم بعد برگشتیم پیش بقیه تو کمپ هنوز ملت داشتن می زدن و میرقصدین و مشروب می خوردن که ما هم به اونا پیوستیم و قشنگ تابلو بود که ظاهرا اون شب همه یا داده بودن یا کرده بودن این خاطره زیبای کویر باعث شد که من الان هر سال برم کویر بشرویه ولی متاسفانه دیگه همچین فرصت بکن بکنی گیرم نیومده شاید اینبار بیاید شاید امیدوارم قسمت تون بشه اون لحظه زیر نورماه بین دوتا جیگر یکی رو بکنی یکی و بمالی رو برای همه تون آرزو میکنم نوشته جلال

Date: June 6, 2019

One thought on “سکس دوگانه در شب پرستاره کویر بشرویه

Leave a Reply

Your email address will not be published.