سکس من با خواهرم در خانه ما

0 views
0%

سلام دوست ها بیژن هستم 22 سال دارم خاطره جالب که صرف یک بار در زندگی من رخ داد ره برای تان قصه میکنم که از دو سال قبل تر است من خواهری دارم بنام شگوفه که 6 سال از من کلان تر است بسیار زیبا مقبول از همه کرده مهم تر با سینه های بزرگ داستان سکس من با خواهرم چگونه شروع شد خواهر همیشه در خانه همرای پیراهن و شلوار خواب خود ده خانه میگشت که بسیار تنگ و نازک بود که همیشه سینه هایش درست معلوم میشد که شیر واری سفید و بسیار بزرگ بود که دلم را میترقاند و من عاشقش شده بودم و او هم بخاطری که در درس های انگلیسی و بازار رفتن کمکش میکدم علاقی زیاد داشت به زیاد همرای من آزاد بود حتا چند دفعه مرا در دیدن فلم سکس دیده بود و مرا نام مره کیر دبل مانده بود و از مزاح همیشه ده خانه مرا کیر دبل صدا میزد و دایم شلوار های خود ره در خانه پیشروی یک دیگر میکشیدیم و کدام شرم بین ما نبود خلاصه یک روز خانه خالیم رفته بودیم دیگر از آنجا آمدیم خانه ما در خانه بند بود و کسی ده خانه نبود همگی خانه عمویم رفته بودند دربازه را باز کردیم رفتیم داخل خانه ده اطاق که کالا ره تبدیل میکردیم رفت و مرا صدا زد که بیا تی شرت و شلوار ته تبدیل کن که میشویم آب گرم کدیم من تی شرت خوده میکشیدم که دیدم او هم پراهن خود را بیرون آورد که تنها سینه بندش بود او بس و من طرفش میدیدم و کیرم خیسته بود و میترکید دیدم که خواهرم با من دلش است که سکس کند مرا گفت که شلوار ته بکش که بشویم من هم که از احساسات دیوانه میشدم شرم را دور انداخته شلوار مه کشیدم که کیرم بسیار خیسته بود و بزرگ شده بود خواهرم برم گفت چقدر کیر کلان داری خوشم آمد ده همی جریان بود مرا گفت که کمرم درد دارد قلنج شه بگی از پشت و شلوار خود ره هم کشیدم بود من که وارخطا از پشتش گرفتمش به بهانه قلنج بالایش کدم که کیرم ده کات پاهایش در آمد یک دفعه از صدا زد گفت بغلم کن برادر دوستت دارم شخ بغلم کن گفته رفت و من هم از پشت شخ بغلش کردم دیدم که ناگهان از پیشروی تف خود را سر نوک کیرم انداخت گفت شخ بغلم کن و بالایم کن سر کیرت برادر مرا گفت بسیار زیاد سر شهوت آمده بود چون که مه ازش خورد تر بودم گپش را قبول کردم و کیرم را تف زده داخل سوراخ کونش کردم که ناگهان چیغ بلندی زد گفت سینه هایم را بگیر من هم از پشت سینه هایش ها را فشار داده و ایستاده کیرم را در غار کونش درون میکردم و سینه هایش را فشار میدادم که ناگهان آبم منی ام میامد مرا صدا زد گفت برادر هر وقت آبد آمد مرا خبر بساز گفتم آبم میایه که ناگهان کیرم را در دهن برد و به لیسک زدن شروع کرد که در همی جریان آبم آمد و تمام آبم را توی دانش خالی کرد و خورد بعدا مرا گفت که کوسم را بچوش سر رخت خواب کرد مام به چوشیدن کوسش شروع کردم که آه ناله میکشید که یکدم او هم انزال شد و تمام آبش در دهنم آمد و خوردمش بعدا سر رخت خواب مرا در بغلش گرفت گرفت گفت تشکر بسیار مزه داد اولین بارم بود و لبهایم را بوسید گفت دیگه دوست های صمیمی میباشیم ده بین خود بعدا مه گفتمش که درست است مام همی را از خدام میخاستم هردوی ما بغل ده بغل سکس سر رخت خواب بودیم و درد دل میکیدم من که هنوز کیرم ایستاده بود گفتم سینه هایت ره زیاد دوست دارم از سابق بعدا گفت بگی برادر سینه هایم را در دهنم داد گفت بچوش و فشارش بتی و خودش خواب کرد مام آنقدر سینه هایش را چوشیدم لیسک زدم و فشار دادم که مثل رنگ انار سرخ شده بود بعد از او روز دوست های خوبی شدیم که هروقت در خانه تنها میماندیم میگفت بیا دیگه باز شروع میکردیم به سکس کردن و لیسک زدن کیر مه و سینه های و کوس خواهرم هما همیشه از پشت کونش میکردم تا جای که میگفت بسیار درد داره که نشسته نمی تانم هما کوسش را صرف لیسک میزدم بس تشکر دوست ها امید که از داستان خوش تان آمده باشه و مثل مه خواهر جوان و نازنین داشته باشین که هروقت در خانه تنها ماندین با او سکس نمایند ممنون نوشته زلگی

Date: August 22, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.