سکس ناکام با دختر روس

0 بازدید
0%

سلام حدود 7 سال پیش بود که تو باکو کار و زندگی میکردم البته با برادر بزرگتر از خودم که 6 سال از من بزرگتر بود و باهاش خیلی راحت بودم شب عید بود و مونده بودیم باکو و نتونستیم بیایم ایران داشتیم فکر میکردیم که چیکار کنیم تا یکم خوش بگذره داداشم گفت بزار به آدا زنگ بزنم بیاد پیشمون آدا دوست دختر داداشم بود البته نه دوست دختری که عشق و اینجور چیزا باشه منم از قبل یه بار دیده بودمش و بدجور تو کفش بودم آخه اندام دلخواه منو داشت لاغر قد بلند سفید با چشمای آبی اصالتا روس بودن ولی تو باکو زندگی میکردن زنگ زد و بعد رفت دنبالش که بیاردتش بعد نیم ساعت اومدن منم خونه رو مرتب کردم دیدم یه شیشه مشروبم آوردن با کلی آب میوه و اینا البته داداشم زیاد اهل مشروب نبود و جوری رفتار کرده بود که منم زیاد پیگیرش نباشم خلاصه آدا اومد و روبوسی و اینا نشستیم پای صحبت تا ساعت 1 شب 3 تایی با هم خوردیم و کلی خاطره گفتیم تا اینکه داداشم گفت من یکم دراز میکشم همون پذیرایی رو کاناپه دراز کشید و من و آدا ادامه دادیم الحق که خیلی حرفه ای و خاص مشروب میخورد و سیگار میکشید شروع کردیم به ادامه خوردن که یهو دید م ساعت 6 صبح شده و شیشه خالی شده حسابی کلم داغ بود ولی آدا انگار نه انگار کلی قسمم داد که برم از هایپر شبانه روزی بازم مشروب بگیرم که یادم افتاد نصف شیشه م تو بالکن داریم رفتم و اونو آوردم و اونم باز خوردیم البته بیشترشو اون خورد منم هم خوشحال بودم که خوبه شاید مست شد و تونستم باهاش بخوابم هم نگران بودم این همه میخوره چیزیش بشه داداشمم دیگه رو کاناپه حسابی خوابش برده بودو بیدارش نکردم بره تخت خودش خلاصه بعد تموم شدن مشروب خواستم که بخوابیم فرستادمش اتاق خواب که یه تخت دونفره داشت جلوی من پیرهن و شلوارشو در اورد و با یه تاپ و شورت ساقدار دراز کشید البته بگم موقع مشروب خوردن بهم گفت که به خاطر پول بارها مجبور شده با غریبه ها سکس کنه و تقریبا خرجش از این راه در میاد بهم اشاره کرد که برم پیشش منم از خدا خواسته لباسامو در آوردم و و کنارش دراز کشیدم به پهلو خوابیده بود و منم به پهلو از پشت خودمو چسبوندم بهش و تقریبا راست کرده بودم که تا بدنم به بدنش خورد تمام قد بلند شد نمیدونم یه لحظه چه فکری کرد که برگشت گفت میتونم ازت یه خواهش کنم گفتم حتما گفت راستشو بخوای داداشت به من قراره بابت سکس با تو پول بده و من امشب پریودم ولی به داداشت نگفتم اگه ممکنه امشب سکس نکنیم ولی به داداش بگو کردیم تا صبح بتونم ازش پول بگیرم بعدا هر موقع خوب شدم و تو خواستی میام پیشت من بدجور ضد حال خوردم ولی قبول کردم و یه بوس ازش گرفتم و پهلو به پهلو خوابیدم و چون کلی مشروب خورده بودیم فوری خوابمون برد حدود 11 صبح بیدار شدیم که دیدم داداش خونه نیست بلند شدم لباسامو پوشیدم آدا هم بیدار شد داشت لباس میپوشید که داداشم اومد و کلی غر که چرا این همه خوردین و رو به من که چه خبر دیشب خوش گذشت گفتم آره و یه چشمک که یعنی حله بعد اینکه یه چیزی خوردیم داداش آدا رو برد که برسونه و آدا موقع خداحافظی یه بوس ریزی کرد و کلی تشکر ولی راستشو بخواین بدجور کونم سوخت که نتونستم باهاش سکس کنم اندامش با شلوار جین دیوونه کننده بود بعد اون چند بار زنگ زدم که اگه میتونه بریم بیرون بگردیم ولی هر بار میپیچوند تا اینکه اون محلی که من و داداشم کار میکردیم به عنوان منشی استخدام شد البته با پیشنهاد داداشم به آشنامون که صاحب کار ما میشد تا منو دید کلی عذرخواهی بابت بدقولیاش منم تو کونم عروسی که بالاخره گیرش آوردم یه چند روز گذشت و بالاخره تونستم باهاش قرار بزارم تا بریم خونه که تونستیم یه سکس جانانه بکنیم و بعدش یه ماجرای باورنکردی که در اولین فرصت براتون تعریف میکنم نوشته

Date: July 28, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.