سید مهدی بهترین کون

0 بازدید
0%

سلام من هادی هستم می خوام بهترین خاطره گی خودمو براتون بگم اول از خودم بگم که پوستم سبزه است و قد 185 تا 68 کیلو وزن دارم و چون تکواندو کارم بدن ورزیده ای دارم مهدی کلاس اول دبیرستان و من سوم بودم دو تا مونم رشته ریاضی مهدی یه پسر با چشمای سبز و بدن سفید و کون بزرگ بود و چون فوتبال بازی میکرد بدن خوبی داشت از سوم راهنمایی که دیدمش همش چشم دنبالش بود ولی بچه تیزی بود و بقیه هم بهش گفته بودن من می خوام بکنمش و اینا خلاصه نشد تا تو دبیرستان می خواستن اردو ببرن مشهد منم که تو دو سال قبل اصلا اردو نرفته بودم گفتم بزار امسالو با بچه ها بریم یکم حال کنیم بعد امتحانات تو بهمن ماه بود قرار شد با هواپیما بریم خلاصه رفتیم تو فرودگاه و تاخیر خورد به هواپیمای ما و ساعت 12 شب حرکت کردیم و از فرودگاه مشهد تا هتل 30 دقیقه راه بود با ون رفتیم و تو ون یه دفعه دیدم مهدی صندلی جلویی من نشسته رفیقم مجتبی که حدودا 13 سالی بود رفیق و همکلاسی بودیم خوب منو میشناخت بهم گفت اوی هادی مهدی صندلی جلویی نشسته منم گفتم خوب چی کار کنم نمیده بزاریم توش براش که یکمم خندیدیم رسیدیم هتل و قرار شد اتاق هارو 4 نفره بدن و یکی اتاق هارو 5 نفره من و مجتبی و یکی دیگه از رفیقام وایسادیم کنار هم که تو یه اتاق باشیم خلاصه همه اتاقا پر شد اتاق 5 نفره افتاد به ما که غیر از ما سه تا مهدی و دوستشم بودن من که از همون اول تو کونم عروسی بود رفتیم تو اتاق که البته سوئیت بود تو یه اتاق یه تخت دو نفره بود و تو حالشم سه تا مبل که تخت هم میشدن شب اول که همه تو حال خوابمون برد بسکه خسته بودیم رفت تا شب دوم مجتبی عرق اورده بود و اون دوستم که اسمش علی بود حشیش خلاصه شروع کردیم به خوردن ولی مهدی و دوستش نمی خوردن که با هزارتا خواهش و یه شبه و بالاخره اومدن جلو یکم که خوردیم مهدی حالش بد شد دفعه اولش بود بردمش تو حموم و با لباس بردمش زیر آب یخ یکم حالش جا اومد و اومدیم بیرون و رفتیم تو اتاقی که تخت دو نفره داشت منم باهاش رفتم که یهو حالش بد نشه بهم گفت برو کیفما بیار تا لباس هامو عوض کنم تامن رفتم از بچه ها بپرسم کیفش کدومه و اینا یه2 3 دیقه ای شد بالاخره کیفو گرفتم و رفتم تو اتاق وای چی میدیدم مهدی لخت لخت جوری که پشتش به من بود وایساده بود بدن سفید و بیمو حتی یه دونه مو هم نداشت و انقدر سفید بود که رگ هاش معلوم بود کلا مو نداشت نه اینکه زده باشه کون تپلی و سفید وای هیچ وقت یادم نمیره وقتی دولا شد که شرتشو برداره سوراخ کونش که از بس پوستش سفید بود قرمز شده بود و دیدم و همون وقت کیر 17 سانتیم بلند شد و ناخودآگاه کیف از دستم افتاد وقتی برگشت هنوز یه کم تو حالت مستی بود بهم گفت چرا وایسادی زود بیا کیف و بده می خوام لیباس عوض کنم منم که دیدم یکم حالش داره جا میاد بهش گفتم اول یه سیگاری حشیش بکش تا حالت بهتر بشه و بعدش برو حموم خلاصه یه سیگاری باهم کشیدیم و تو این مدت فقط بدنشو نگاه میکردم با اون چشم های سبز و نازش سیگاری که تموم شد یکم گیج شد و منم تا دیدم اینجوریه باهاش لب تو لب شدم وای که چه لبایی داشت مثل لبای یه دختر شیرین و سرخ و خوردنی اولش یه کم مقاومت کرد بعدش دیگه تو حال خودش نبود یه کم که لباشو خوردمگفتم برگرد تا برگشت رفتم سراق سوراخ کونش و حسابی خوردمش معلوم بود قبلا هم کون داده سوراخش حسابی سرخ و باز شده بود و با پوست سفیدش داشت خودنمایی میکرد یکی محکم زدم رو لمبرش که جای دستم انگار جوهر سرخ زده بودی روش مونده بود کیرمو در اوردم و گفتم برگرد و حالت 69 شدیم زیاد بلد نبود بخوره ولی همین که اون لبای نازش به کیرم می خورد کافی بود یکم تو این حالت بودیم که بهش گفتم حالت سجده شد وای من این حالتو خیلی دوس دارم کیرمو یه تف زدم و گذاشتم دم سوراخش که خیلی راحت سرش رفت تو و بقیشم تا خایه چپوندم که یه آه بلند کشید که دم دهنشو گرفتم که بقیه نفهمن و شروع کردم به تلمبه زدن یه 5 دقیقه ای تو این حالت بودیم که بهش گفتم بیاد بشینه رو کیرم جوری که پشتش به من باشه اومد نشست روش و بالا پایین میشد بهش گفتم بخوابه رو تخت تا وقتی حالت هفتی میکنمش چشمای سبز و خوشگلشو ببینم همینجور تلمبه میزدم و اونم باکیرش ور میرفت و آروم صدا میکرد یه دفعه تلمبه هارو شدید کردم و آبمو ریختم تو کونش و اونم آب خودش اومد و ریخت رو شکمش یه لب ازش گرفتم و یه کم توچشاش نگاه کردم کاملا راضی بود بعدش باهم رفتیم حموم و اونشب باهم رو تخت دونفره خوابیدیم تو یه هفته ای که اونجا بودیم یه روز در میون میکردمش ولی بدون عرق و سیگاری 3 سال از اون ماجرا میگذره و ما هنوز با همیم اگر دوست داشتین سکس های دیگمونو با جزئیات بیشتر براتون بنویسم نوشته

Date: August 30, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.